ارز دیجیتال
فرار از بانک
تعریف
فرار از بانک یک برداشت سریع و گسترده از سپردهها است که ناشی از ترس از این است که یک بانک نمیتواند به همه بازپرداخت کند و ممکن است باعث ورشکستگی بانک شود.
بانک ران چیست؟
بانک ران زمانی اتفاق میافتد که بسیاری از سپردهگذاران سعی میکنند به طور همزمان پول خود را برداشت کنند زیرا معتقدند یک بانک ممکن است نتواند به تعهدات خود عمل کند. حتی یک بانک که به نظر "خوب" میرسد نیز میتواند در بحران قرار گیرد اگر تعداد کافی از مشتریان به طور فوری درخواست نقدینگی کنند، زیرا بانکها معمولاً تمام سپردهها را برای برداشت فوری نگه نمیدارند.
بانک ران چگونه کار میکند؟
بیشتر بانکها بر اساس مدل ذخیره جزئی عمل میکنند: آنها سپردهها را قبول میکنند، بخشی را به عنوان ذخایر نقدی نگه میدارند و بقیه را وام میدهند یا سرمایهگذاری میکنند. این ساختار برای اقتصاد کارآمد است - سپردهها وامهای مسکن، وامهای تجاری و سایر اعتبارات را تأمین میکنند - اما همچنین یک عدم تطابق زمانی ایجاد میکند.
سپردهگذاران معمولاً میتوانند به درخواست خود برداشت کنند، در حالی که داراییهای بانک (وامها و سرمایهگذاریهای بلندمدت) به سرعت به نقدینگی تبدیل نمیشوند بدون اینکه ضررهایی به همراه داشته باشد.یک بانک ران معمولاً با یک محرک که اعتماد را آسیب میزند آغاز میشود: شایعه، گزارش درآمد بد، نگرانیها درباره ضررهای وام، یا ترس گستردهتر درباره سیستم مالی. هنگامی که سپردهگذاران معتقدند "دیگران برداشت خواهند کرد"، حرکت منطقی میتواند برداشت زودهنگام باشد، حتی اگر سپردهگذار مطمئن نباشد که بانک ورشکسته است. این حلقه بازخورد - ترس باعث برداشتها، برداشتها افزایش استرس، استرس افزایش ترس - چیزی است که نگرانی را به یک بانک ران تبدیل میکند.به طور مرحله به مرحله، یک بانک ران معمولی به این شکل است: 1. شوک اعتماد: سپردهگذاران اطلاعاتی میشنوند که نشان میدهد بانک ممکن است ضعیف باشد. 2. موج برداشت: مشتریان درخواست نقدینگی یا انتقال وجوه به جاهای دیگر میکنند. 3. فشار نقدینگی: بانک از ذخایر نقدی استفاده میکند و داراییهای نقدی را میفروشد تا برداشتها را تأمین کند. 4. فروش داراییهای اجباری: اگر برداشتها ادامه یابد، بانک ممکن است نیاز به فروش داراییهای کمتر نقدی به سرعت داشته باشد، اغلب با تخفیف. 5. فشار ورشکستگی: ضررهای ناشی از فروشهای شتابزده میتواند یک مشکل نقدینگی را به یک مشکل ورشکستگی تبدیل کند. 6. ریسک سرایت: ترس به سایر بانکها گسترش مییابد، به ویژه آنهایی که به عنوان مشابه درک میشوند.
یک تشبیه ساده: تصور کنید یک تئاتر بلیطهایی برای یک نمایش میفروشد و یک صندوق اضطراری کوچک برای بازپرداختها نگه میدارد، با فرض اینکه تنها چند نفر درخواست بازپرداخت خواهند کرد. اگر ناگهان همه به طور همزمان درخواست بازپرداخت کنند، تئاتر نمیتواند به سرعت پرداخت کند مگر اینکه بتواند به سرعت نقدینگی جمعآوری کند - شاید با فروش تجهیزات با تخفیف زیاد. تئاتر ممکن است در بلندمدت قابل دوام باشد، اما هنوز هم میتواند به دلیل تقاضاهای نقدی کوتاهمدت سقوط کند.
بانک ران در عملدر مالی سنتی، بانک رانها بیشتر با سپردهگذاران خردهفروشی که در صف ایستادهاند تا نقدینگی برداشت کنند، مرتبط هستند. در سیستمهای مدرن، بانک رانها میتوانند به صورت دیجیتالی نیز اتفاق بیفتند: سپردهگذاران وجوه را از طریق انتقالهای آنلاین جابجا میکنند و مشتریان بزرگ نهادی میتوانند میلیاردها دلار را در عرض چند دقیقه برداشت کنند. این "سرعت" مهم است زیرا زمان لازم برای یک بانک برای جمعآوری نقدینگی یا اطمینان دادن به مشتریان را فشرده میکند.در کریپتو، نزدیکترین مشابه معمولاً به عنوان یک "ران" بر روی یک پلتفرم [نگهداری](internal:glossaryEntry:MBFcgcInpGJJp5FcfwVGnx) توصیف میشود - به عنوان مثال، زمانی که کاربران به سرعت برای برداشت از یک صرافی متمرکز، کارگزار یا پلتفرم وامدهی پس از شک و تردید درباره ذخایر یا مدیریت ریسک هجوم میآورند. در حالی که این شرکتها به معنای قانونی بانک نیستند، دینامیک مشابه است: مشتریان انتظار برداشتهای فوری دارند، در حالی که پلتفرم ممکن است داراییهایی در وامها، استیکینگ یا سایر موقعیتها داشته باشد که نمیتوانند به سرعت بدون ضرر بازگردانده شوند. در مقابل، "نگهداری خود" (نگهداشتن داراییها در کیف پول خود) قرار گرفتن در معرض این نوع توقف برداشت خاص مؤسسه را کاهش میدهد، اگرچه خطرات دیگری مانند مدیریت کلید را معرفی میکند.چرا بانک ران مهم استبانک ران مهم است زیرا میتواند ترس را به واقعیت تبدیل کند. حتی اگر داراییهای بلندمدت یک بانک از بدهیهای آن بیشتر باشد، تقاضای ناگهانی برای نقدینگی فوری میتواند آن را مجبور کند داراییها را با قیمتهای نامطلوب بفروشد، که منجر به ضررهای واقعی و احتمالاً ورشکستگی آن میشود. این ورشکستگی میتواند به سپردهگذاران آسیب برساند، سیستمهای پرداخت را مختل کند و دسترسی به اعتبار را برای خانوارها و کسبوکارها کاهش دهد.بانک رانها همچنین در سطح سیستم مهم هستند. اگر سپردهگذاران معتقد باشند که مشکلات یک بانک نشانهای از ضعف گستردهتر است، برداشتها میتوانند گسترش یابند - ایجاد "سرایت". برای کاهش این ریسک، بسیاری از کشورها به تدابیر حفاظتی مانند بیمه سپرده، تسهیلات "وامدهنده آخرین چاره" بانک مرکزی و نظارت بر بانکها تکیه میکنند. در کریپتو و فینتک، درس مشابهی وجود دارد: شفافیت درباره ذخایر، مدیریت نقدینگی محتاطانه و سیاستهای بازخرید واضح میتواند به جلوگیری از برداشتهای ناشی از وحشت که به یک سقوط خودتحققیافته تبدیل میشود، کمک کند.
پرسشهای متداول
چه چیزی باعث ایجاد بحران بانکی میشود؟
بحران بانکی معمولاً به دلیل از دست دادن اعتماد ایجاد میشود—مانند شایعات، افشای اطلاعات مالی منفی، یا ترس از ناپایداری گستردهتر بانکها. زمانی که مردم باور کنند دیگران برداشت خواهند کرد، ممکن است برای برداشت سریع اقدام کنند و بحران را تشدید کنند.
آیا یک بانک solvent (سالم) میتواند در حین بحران بانکی شکست بخورد؟
بله. یک بانک میتواند از نظر کاغذی solvent باشد اما در کوتاهمدت illiquid (غیرقابل نقد) باشد زیرا داراییهایش در وامها یا سرمایهگذاریهای بلندمدت قفل شدهاند. اگر مجبور شود آن داراییها را به سرعت با تخفیف بفروشد، فشار نقدینگی میتواند به فشار واقعی solvency تبدیل شود.
دولتها چگونه از بحرانهای بانکی جلوگیری میکنند؟
ابزارهای رایج شامل بیمه سپرده برای اطمینان خاطر سپردهگذاران، وامدهی اضطراری بانک مرکزی برای تأمین نقدینگی، و مقرراتی است که از بانکها میخواهد سرمایه و ذخایر نقدی نگه دارند. ارتباط واضح در زمانهای استرس نیز به کاهش وحشت کمک میکند.
آیا بحران بانکی در ارزهای دیجیتال ممکن است؟
نه به همان شیوه برای شبکههای غیرمتمرکز، اما دینامیکهای مشابه میتواند در نگهدارندههای متمرکز مانند صرافیها یا پلتفرمهای وامدهی رخ دهد. اگر کاربران به توانایی یک پلتفرم در انجام برداشتها شک کنند، افزایش درخواستهای برداشت میتواند عدم تطابق نقدینگی را آشکار کند.
تفاوت بین بحران نقدینگی و ورشکستگی در یک بحران بانکی چیست؟
بحران نقدینگی به این معنی است که بانک نمیتواند به اندازه کافی سریع به نقدینگی دسترسی پیدا کند تا برداشتها را تأمین کند، حتی اگر داراییهای با ارزشی داشته باشد. ورشکستگی به این معنی است که بدهیها از داراییها بیشتر است؛ در حین یک بحران، فروش اجباری داراییها میتواند مشکل نقدینگی را به ورشکستگی تبدیل کند.