Abstract circuit board design with glowing lines

عملکرد زیرشبکه‌های Bittensor: اجماع یاما و انتشار‌ها

By AI News Crypto Editorial Team9 دقیقه مطالعه

زیرشبکه‌های Bittensor به عنوان مکانیزم‌های تشویقی خودکفا عمل می‌کنند که در آن‌ها ماینرها یک کالای هوش مصنوعی را ارائه می‌دهند و اعتبارسنج‌ها به طور مداوم آن خروجی را با ارسال وکتورهای وزن در یک ریتم ثابت قیمت‌گذاری می‌کنند. سپس Subtensor اجماع یما را بر روی زنجیره اجرا می‌کند تا آن وزن‌ها را به انتشار زیرشبکه و پرداخت‌های شرکت‌کنندگان تبدیل کند، با یک لایه جداگانه که تعیین می‌کند زیرشبکه در کل چه مقدار انتشار دریافت می‌کند.

نکات کلیدی

  • یک زیرشبکه Bittensor عمدتاً یک دفترچه قوانین خارج از زنجیره (وظیفه + امتیازدهی) است که تنها زمانی از نظر اقتصادی الزام‌آور می‌شود که وزن‌های تأییدکننده آن توسط اجماع Yuma در زنجیره تسویه شود.
  • در هر تمپو (که به عنوان ۳۶۰ بلاک توصیف شده است)، اعتبارسنج‌ها از طریق سیناپس‌ها از ماینرها پرس و جو می‌کنند و یک بردار وزن ارسال می‌کنند، و Subtensor آن بردارها را با برش وزنی بر اساس سهام تجمیع می‌کند.
  • انتشارات در سطح بلاک در معماری توصیف شده تقسیم می‌شوند: ۴۱٪ به ماینرها، ۴۱٪ به اعتبارسنج‌ها و ۱۸٪ به سازنده زیرشبکه.
  • انتشار زیرشبکه‌ها یک لایه دوگانه استتخصیصمسئله: یک لایه سهم انتشار شبکه زیرشبکه را تعیین می‌کند (وزن‌های اصلی و در چارچوب پس از ۲۰۲۵، سیگنال‌های سهام به سبک dTAO) و لایه دیگری تصمیم می‌گیرد که درون زیرشبکه چه کسی پرداخت می‌شود.

چگونه زیرشبکه‌های Bittensor ساختاربندی شده‌اند

یک سازنده زیرشبکه یک مکانیزم تشویقی را ارائه می‌دهد که دو چیز مهم را در یک صفحه مشخص می‌کند: چه چیزی باید توسط ماینرها تولید شود و چه چیزی توسط اعتبارسنج‌ها اندازه‌گیری خواهد شد. آن مکانیزم تشویقی عمدتاً به صورت کد و توافقات خارج از زنجیره وجود دارد و سپس بر روی بلاکچین Subtensor راه‌اندازی می‌شود تا زیرشبکه قابل کشف باشد و بتوان آن را به تسویه‌ حساب‌های درون زنجیره متصل کرد.

نمای قالب یک زیرشبکه بیتنسور به طور عمدی مشخص است. یک زیرشبکه دارای ماینرها، اعتبارسنج‌ها، پروتکلی است که نحوه ارتباط آن‌ها را تعریف می‌کند و بیتنسورAPIچسبی که به این بازیگران اجازه می‌دهد با موتور تسویه زنجیره‌ای، اجماع یما، تعامل کنند. در الگوی مرجع، "چه چیزی ارسال می‌شود" و "چه چیزی بازگردانده می‌شود" در template/protocol.py تعریف شده است، رفتار ماینر در neurons/miner.py و رفتار اعتبارسنج در neurons/validator.py قرار دارد. عبور رو به جلو و منطق پاداش اعتبارسنج نیز سطوح واضحی هستند، در template/forward.py و template/reward.py.

آن چیدمان فایل تنها به ارگونومی توسعه‌دهنده مربوط نمی‌شود. این خط مرزی است که بیشتر توضیح‌دهندگان آن را محو می‌کنند. زنجیره جایی نیست که وظیفه هوش مصنوعی تعریف شود و جایی نیست که بیشتر منطق امتیازدهی اجرا شود. وظیفه زنجیره ثبت سهام، پذیرش ارسال‌های وزن اعتبارسنج و اجرای تجمیع است که پرداخت‌ها را نهایی می‌کند. وظیفه زیرشبکه تعریف کالا و اندازه‌گیری است.

به همین دلیل چارچوب کلی "توضیح زیرشبکه‌های TAO" مفید است: شیء اقتصادی "یک قرارداد" نیست، بلکه طراحی بازار است. بخش زنجیره‌ای فقط آن را قابل اجرا می‌سازد.

جریان کار ماینر و اعتبارسنج در داخل زیرشبکه‌ها

یک دور زیرشبکه یک حلقه ورودی/خروجی با فرمت بار استاندارد و یک حلقه امتیازدهی است که می‌تواند به اندازه‌ای که زیرشبکه می‌خواهد نظر داشته باشد. الگو ارتباط Bittensor را به عنوان دو فرآیند توصیف می‌کند: آماده‌سازی داده‌ها برای انتقال با ایجاد و پر کردن سیناپس‌ها، سپس پردازش پاسخ‌های دریافتی از آکسون‌ها. اعتبارسنج‌ها درخواست‌ها را از طریق دندریت ارسال می‌کنند، ماینرها پاسخ‌ها را از طریق آکسون ارائه می‌دهند و سیناپس ظرف درخواست-پاسخ است.

الگوی SubnetsAPI این رابط را حول دو روش انتزاعی رسمی می‌کند: prepare_synapse و process_responses. نکته در مورد امضای دقیق روش نیست. نکته این است که زیرشبکه‌ها استاندارد می‌کنند که چگونه یک اعتبارسنج "می‌خواهم ماینرها را روی X آزمایش کنم" را به یک بار داده تبدیل کند و چگونه "اینها پاسخ‌های ماینر هستند" را به چیزی قابل امتیازدهی تبدیل کند.

از نظر عملی، روند کار درون یک تمپو به این شکل است:

1. اعتبارسنج‌ها پرسش‌ها را تولید کرده و سیناپس‌ها را می‌سازند. سیناپس ورودی وظیفه خاص زیرشبکه را کدگذاری می‌کند. 2. اعتبارسنج‌ها سیناپس‌ها را از طریق تماس‌های دندریتی به مجموعه‌ای از ماینرها ارسال کرده و پاسخ‌های آکسونی دریافت می‌کنند. 3. اعتبارسنج‌ها منطق پیشرو و پاداش خاص زیرشبکه را به کار می‌برند تا پاسخ‌ها را به یک بردار وزن تبدیل کنند که به تخصیص پرتفوی نزدیک‌تر از یک امتیاز منفرد است. 4. اعتبارسنج‌ها آن بردار وزن را به Subtensor برای زیرشبکه متعهد می‌کنند.

جزئیات "وکتور وزن" بخشی است که نحوه استدلال درباره مشوق‌ها را تغییر می‌دهد. تأییدکنندگان فقط در حال ارزیابی ماینرها نیستند. آن‌ها به طور مداوم ترجیحات نسبی را در میان ماینرها ابراز می‌کنند و این ترجیحات است که زنجیره بعداً آن‌ها را تجمیع می‌کند. اگر تابع پاداش یک زیرشبکه به‌خوبی طراحی نشده باشد، ماینرهای خصمانه نیازی به شکستن زنجیره ندارند. آن‌ها فقط نیاز دارند یاد بگیرند که کد تأییدکننده برای چه چیزی پرداخت می‌کند.

چگونه اجماع یما امتیازها را به پاداش تبدیل می‌کند

هر تمپو با یک رویداد تسویه‌حساب به پایان می‌رسد. مکانیزم توصیف شده در مقاله این است که در پایان هر تمپو، که به عنوان ۳۶۰ بلاک تعریف شده است، Subtensor وکتورهای وزن تأییدکنندگان را برای هر زیرشبکه جمع‌آوری کرده و به اجماع یما می‌دهد. سپس یما برش وزنی سهام را اعمال می‌کند تا انتشار ماینر و تأییدکننده را تولید کند.

جزئیات برش لایه اجرای زنجیره‌ای است. تأییدکنندگان می‌توانند هر وزنی که می‌خواهند ارسال کنند، اما مرحله تجمیع به گونه‌ای طراحی شده است که تأثیر وزن‌های پرت را نسبت به معیار وزنی سهام کاهش دهد. نتیجه این است که پرداخت‌ها "آنچه یک تأییدکننده گفت" نیستند و "دقت خام" هم نیستند. آن‌ها نتیجه اجماعی هستند که توسط سهام شکل گرفته است.

همین مقاله همچنین لوله‌کشی پرداخت‌ها را در سطح بلاک در معماری توصیف شده مشخص می‌کند. TAO ضرب شده در هر بلاک ۴۱٪ به ماینرها، ۴۱٪ به تأییدکنندگان و ۱۸٪ به خالق زیرشبکه اختصاص می‌یابد. نمایندگان با سهام‌گذاری به تأییدکنندگان و به اشتراک‌گذاری در انتشار تأییدکننده‌ها به نسبت سهام خود شرکت می‌کنند.

این‌جاست که مدل ذهنی دو دفتر سفارش اهمیت پیدا می‌کند. درون زیرشبکه، ماینرها و تأییدکنندگان بر سر تقسیم ۴۱/۴۱ که یما بر اساس وزن‌های تجمیع شده تخصیص می‌دهد، رقابت می‌کنند. در خارج از زیرشبکه، خود زیرشبکه بر سر اینکه چقدر انتشار در ابتدا دریافت می‌کند، رقابت می‌کند. گیج کردن این لایه‌ها منجر به نسبت‌دهی نادرست می‌شود. یک ماینر می‌تواند بهبود یابد و هنوز هم کمتر درآمد کسب کند اگر سهم انتشار زیرشبکه کاهش یابد. یک ماینر همچنین می‌تواند بدون بهبود بیشتر درآمد کسب کند اگر سهم انتشار زیرشبکه افزایش یابد.

توکن tao واحدی است که این را قابل فهم می‌کند، زیرا تمام این انتشارها و سهام‌ها در لایه پایه به TAO محاسبه می‌شوند حتی زمانی که توکن‌های سطح زیرشبکه وجود دارند.

چگونه انتشارها در میان زیرشبکه‌ها تخصیص می‌یابند

انتشارهای زیرشبکه فقط درباره اینکه چه کسی درون یک زیرشبکه برنده می‌شود نیست. یک تصمیم جداگانه درباره اینکه پای زیرشبکه چقدر بزرگ است وجود دارد. در توصیف پیش‌دTAO در مقاله، سهم نسبی زیرشبکه‌ها از انتشارهای شبکه توسط شبکه ریشه govern می‌شود، که به عنوان ۶۴ تأییدکننده بزرگ توصیف شده است.

کنترل لایه ریشه‌ای فرضی نیست. دستورات ریشه BTCLI عملیات صریحی را برای تنظیم وزن‌ها برای زیرشبکه‌ها بر اساس netuid و برای تقویت یا کاهش وزن یک زیرشبکه درون شبکه ریشه ارائه می‌دهند. مستندات دستورات مربوط به فهرست اعضای ریشه و بازیابی وزن‌های فعلی ریشه را نشان می‌دهند، که این همان دید زنجیره‌ای است که تجار و سازندگان واقعاً در تلاش برای توضیح اینکه چرا پاداش‌های یک زیرشبکه تغییر کرده‌اند، به آن اهمیت می‌دهند.

چارچوب پس از ۲۰۲۵ داستان را پیچیده می‌کند و نیاز به نام‌گذاری دقیق دارد. Tokenomist مدلی را توصیف می‌کند که در آن استیک کردن TAO در یک زیرشبکه به عنوان سیگنالی که بر سهم انتشار آن زیرشبکه تأثیر می‌گذارد، در نظر گرفته می‌شود و بیان می‌کند که از ۱۴ فوریه ۲۰۲۵ هر زیرشبکه توکن آلفای خود را دارد. این درک دوران dtao است: جریان‌های سرمایه به سیگنال تخصیص تبدیل می‌شوند، نه ارزیابی ریشه‌ای شبیه به کمیته.

توافق مهم این است که هر دو توصیف به یک واقعیت ساختاری مشابه اشاره دارند: یک اهرم تخصیص "در میان زیرشبکه‌ها" وجود دارد. در یک دوره، این اهرم به‌طور صریح از طریق وزن‌های ریشه‌ای قابل فرماندهی است. در دوره‌ای دیگر، این اهرم از طریق جریان‌های استیک به زیرشبکه‌ها و استخرهای توکن آلفا آنها بیان می‌شود. به هر حال، هر کسی که سعی در درک انتشار زیرشبکه‌ها دارد باید تفکیک کند:

۱. سهم انتشار زیرشبکه نسبت به سایر زیرشبکه‌ها. ۲. توزیع آن سهم در میان ماینرها، اعتبارسنج‌ها، نمایندگان و مالک زیرشبکه.

این تفکیک تفاوت بین تشخیص یک زیرشبکه‌ای است که تخصیص سطح شبکه را از دست می‌دهد و یک ماینری که وزن اعتبارسنج را از دست می‌دهد.

پیامدهای عملی و ریسک‌های کلیدی

مکانیسم انگیزشی محصول است. معماری این مقاله سهم درآمدی برای سازنده زیرشبکه از طریق سهم ۱۸ درصدی مالک زیرشبکه را در نظر می‌گیرد که طراحی زیرشبکه را به راه‌اندازی یک بازار با اقتصاد نرخ برداشت نزدیک‌تر می‌کند تا به کارگذاری یک کالای عمومی بی‌طرف. سازندگانی که این را نادیده می‌گیرند، دلیل اینکه چرا برخی زیرشبکه‌ها به‌طور فعال نگهداری می‌شوند و برخی دیگر راکد می‌مانند را اشتباه می‌فهمند.

اثر مرتبه دوم تمرکز است. کار تجربی این مقاله مستند می‌کند که استیک به‌طور قوی پاداش‌ها را پیش‌بینی می‌کند و هم استیک و هم پاداش‌ها می‌توانند به شدت در زیرشبکه‌ها متمرکز شوند، که سوالی پایدار در مورد اینکه آیا انتشارها کیفیت خروجی یا موقعیت سرمایه را ردیابی می‌کنند، ایجاد می‌کند.

Tokenomist یک مثال مشخص از این شکاف را با مورد SN28 پرچم‌گذاری می‌کند، جایی که انتشارها از طریق استیک متمرکز و هم‌راستایی اعتبارسنج جذب شدند نه "خروجی قوی AI" و به‌روزرسانی‌هایی مانند Taoflow را به عنوان تلاش‌هایی برای سخت‌تر کردن حفظ حلقه‌های ساده یادآوری می‌کند.

برای ماینرها و اعتبارسنج‌ها، ضربان زمان نبض عملیاتی است زیرا تسویه در آن ضربان اتفاق می‌افتد. سیستم برای یک پاسخ عالی پرداخت نمی‌کند. بلکه برای قابل امتیازدهی مداوم توسط مجموعه اعتبارسنج تا زمانی که وزن‌ها در هر پنجره ۳۶۰ بلوکی ارسال شوند، پرداخت می‌کند.

برای دارندگان TAO، تمایز عملی کلیدی بین انتخاب قرار گرفتن در معرض کل سیستم و انتخاب دینامیک‌های تخصیص یک زیرشبکه خاص است. Tokenomist زیرشبکه صفر را به عنوان گزینه‌ای برای کسانی که نمی‌خواهند زیرشبکه‌های فردی را انتخاب کنند توصیف می‌کند، در حالی که هنوز هم انتشارهای متناسبی در زیرشبکه‌های فعال دریافت می‌کنند.

نزدیک به پایان هر بحث "زیرشبکه‌های TAO توضیح داده شده"، باید همان سوال دوباره پرسیده شود: آیا زیرشبکه برای سهم بزرگتری از انتشارهای شبکه رقابت می‌کند، یا شرکت‌کنندگان فقط بر سر همان سهم درون زیرشبکه می‌جنگند؟ بیشتر سردرگمی‌ها ناشی از ترکیب این دو دفتر کل است.

تجربه

من دیده‌ام که مردم با حفظ شعار "معدن‌کاران پاسخ می‌دهند، اعتبارسنج‌ها امتیاز می‌دهند"، Bittensor را یاد می‌گیرند و سپس از موتور تخصیص دو لایه غافل می‌شوند. اشتباه پرهزینه این است که امتیاز یک اعتبارسنج را مانند یک حکم نهایی در نظر بگیرند. اجماع زنجیره‌ای Yuma وزن‌ها را با برش وزنی مبتنی بر سهام در یک تمپو تعیین می‌کند، بنابراین پرداخت یک نتیجه اجماعی است، نه حکمی از قاضی.

من همچنین دیده‌ام که سازندگان یک وظیفه معدن‌کاری هوشمند را ارسال می‌کنند و در منطق پاداش و پیشرفت اعتبارسنج‌ها سرمایه‌گذاری کمتری می‌کنند. اینجاست که بازار تعریف می‌شود. Yuma به طور وفادار هر آنچه را که مکانیزم اندازه‌گیری می‌کند، پرداخت خواهد کرد و لایه ریشه یا سیگنال‌های سهام به سبک dTAO تعیین می‌کنند که زیرشبکه برای چه مقدار انتشار بازی می‌کند. اگر آن دو "کتاب سفارش" جدا نشوند، هر نمودار پاداش به اشتباه خوانده می‌شود.

منابع

پرسش‌های متداول

تفاوت بین یک زیرشبکه بیت‌تنسر و بلاکچین ساب‌تنسر چیست؟

زیرشبکه بیت‌تنسر یک مکانیزم تشویقی است که یک وظیفه هوش مصنوعی را تعریف می‌کند و نحوه اندازه‌گیری خروجی‌های ماینرها توسط اعتبارسنج‌ها را مشخص می‌کند، که عمدتاً به صورت آفلاین پیاده‌سازی می‌شود. ساب‌تنسر زنجیره اصلی است که ثبت سهام و وزن‌ها را انجام می‌دهد و اجماع یومای را برای نهایی کردن انتشارها اجرا می‌کند.

اجماع یومای چگونه تصمیم می‌گیرد که کدام ماینرها پرداخت شوند؟

اعتبارسنج‌ها یک بردار وزن برای ماینرها ارسال می‌کنند و در پایان هر دوره (۳۶۰ بلاک) ساب‌تنسر آن بردارها را از طریق اجماع یومای تجمیع می‌کند. این تجمیع از برش وزن‌دار بر اساس سهام استفاده می‌کند، بنابراین وزن‌های خارج از محدوده تأثیر کمتری بر پرداخت‌های نهایی دارند.

انتشارهای زیرشبکه در بیت‌تنسر چیست؟

انتشارهای زیرشبکه سهمی از جوایز تازه ضرب‌شده است که به یک زیرشبکه اختصاص داده می‌شود و سپس به شرکت‌کنندگان توزیع می‌شود. در معماری توصیف‌شده، TAO ضرب‌شده به ۴۱٪ به ماینرها، ۴۱٪ به اعتبارسنج‌ها و ۱۸٪ به خالق زیرشبکه تقسیم می‌شود.

انتشارها چگونه در زیرشبکه‌های مختلف بیت‌تنسر تخصیص می‌یابند؟

توصیف پیش‌دTAO سهم انتشار زیرشبکه را از طریق وزن‌دهی شبکه ریشه‌ای تعیین می‌کند، که به عنوان ۶۴ اعتبارسنج بزرگ توصیف شده است. چارچوب پس از ۲۰۲۵ توکنومیست می‌گوید که سهام‌گذاری TAO در یک زیرشبکه به عنوان سیگنالی در نظر گرفته می‌شود که بر سهم آن زیرشبکه از انتشارها تأثیر می‌گذارد، همراه با مکانیک‌های توکن آلفا که در ۱۴ فوریه ۲۰۲۵ معرفی شده‌اند.

آیا زیرشبکه‌های بیت‌تنسر فقط قراردادهای هوشمند در زنجیره هستند؟

خیر. تعریف وظیفه زیرشبکه و منطق امتیازدهی عمدتاً آفلاین است و در پروتکل زیرشبکه، کد ماینر و اعتبارسنج پیاده‌سازی شده است. نقش زنجیره ثبت وزن‌های سهام و اعتبارسنج‌ها و اجرای اجماع یومای برای تسویه جوایز است.