Glowing green circuit board design with a central

اقتصاد عامل‌ها: چگونه عامل‌های هوش مصنوعی کار می‌کنند

By AI News Crypto Editorial Team9 دقیقه مطالعه

اقتصاد عامل یک بازار برای "کار دیجیتال" خودمختار است که در آن عوامل هوش مصنوعی ساخته، توزیع و مأمور می‌شوند تا فرآیندهای انتها به انتها را اجرا کنند، نه فقط خروجی تولید کنند. بخش دشوار این است که اجرای کار را قابل اندازه‌گیری و پرداخت کرد، که هویت، مجوزها، ردپای حسابرسی و تسویه را به زیرساخت اصلی تبدیل می‌کند.

نکات کلیدی

  • اقتصاد عامل، هزینه‌ها را از ابزارهای SaaS به جریان‌های کاری خودمختار با قیمت‌گذاری بر اساس نتایج منتقل می‌کند، در حالی که عوامل در سیستم‌های مختلف برای دستیابی به اهداف عمل می‌کنند.
  • ساختار بازار شبیه به تولید، توزیع و مصرف است و توزیع اولیه در حال حاضر در داخل هاب‌های ChatGPT، Microsoft Copilot و Claude در حال تثبیت است.
  • ارزش مبتنی بر نتیجه، کلید و گلوگاه است زیرا "انجام شده" باید تعریف، ثبت و قابل مناقشه باشد مانند تسویه حساب.
  • نقش پاک‌ترین کریپتو، تسویه‌حساب برنامه‌پذیر و مجوزها برای هزینه‌کرد خودمختار است، اما بلاکچین پیش‌نیاز پذیرش عامل‌های شرکتی نیست.

چگونه اقتصاد نمایندگی کارها را تغییر می‌دهد

بودجه‌ها زمانی جابه‌جا می‌شوند که اجرا بسته‌بندی شود. در اقتصاد نمایندگی، واحدی که خریداری می‌شود نه یک صندلی نرم‌افزاری است و نه یک مدل.APIاین یک جریان کاری خودمختار است که می‌تواند یک هدف تجاری را گرفته و آن را از طریق چندین سیستم پیش ببرد تا به یک نقطه پایانی تعریف‌شده برسد.

کنسرتور این را به عنوان یک تغییر کلان اقتصادی از هوش مصنوعی که به انسان‌ها کمک می‌کند به هوش مصنوعی که به‌طور مستقل جریان‌های کاری تجاری را از ابتدا تا انتها اجرا می‌کند، چارچوب‌بندی می‌کند، به همین دلیل "کار دیجیتال" مدل ذهنی مناسبی است.

نقشه بازار اهمیت دارد زیرا به یک تاجر می‌گوید که قدرت کجا متمرکز است. Conductor اکوسیستم را به سه بخش تقسیم می‌کند: تولید (نمایندگان تخصصی ساخته شده توسط توسعه‌دهندگان، تیم‌های داخلی و شرکا)، توزیع (بازارها، فروشگاه‌های اپلیکیشن و فروشندگان) و مصرف (شرکت‌ها و تیم‌هایی که نمایندگان را استخدام می‌کنند).

این چارچوب توضیح می‌دهد که چرا "اقتصاد نماینده توضیح داده شده" کمتر به کیفیت مدل مربوط می‌شود و بیشتر به این که چه کسی کشف، اعتماد و مسیرهای پرداخت را کنترل می‌کند.

این تغییر همچنین آنچه را که اندازه‌گیری می‌شود تغییر می‌دهد. ارکان Conductor شامل کار دیجیتال به عنوان یک سرویس، بازارهای باز، تعامل نماینده به نماینده و ارزش مبتنی بر نتیجه است که بر اساس نتایج کسب‌وکار اندازه‌گیری می‌شود نه حجم خروجی. آن ارکان آخر جایی است که تجارت نماینده‌ای شروع به شبیه شدن به یک بازار کار با قوانین تسویه می‌کند: اگر نتایج نتوانند تعریف و تأیید شوند، قیمت‌گذاری به اشتراک‌ها یا زمان و مواد بازمی‌گردد.

تفسیر Markovate استدلال بودجه را قوی‌تر می‌کند و به رشد SaaS از 143 میلیارد دلار (2021) به 720 میلیارد دلار پیش‌بینی شده (2028) اشاره می‌کند و ادعا می‌کند که بودجه‌های کار 35 برابر بزرگ‌تر از بودجه‌های نرم‌افزاری هستند. اندازه‌گیری دقیق در مواد ارائه شده نامشخص است، اما جهت‌گیری نکته است: نمایندگان به دنبال خط هزینه کار هستند، نه خط هزینه نرم‌افزار.

از ابزارهای SaaS تا نمایندگان خودمختار

مکانیسم یک موتور گردش کار با قضاوت است، نه یک پنجره چت با نثر بهتر. مدل تکامل سازمانی Conductor شامل ابزارها (عصر SaaS) → دستیاران (عصر چت‌بات/همکار) → نمایندگان (سیستم‌هایی که عمل می‌کنند) است. تفاوت تعریف‌کننده این است که یک نماینده یک هدف سطح بالا دریافت می‌کند، آن را به مراحل تقسیم می‌کند و در سیستم‌ها اجرا می‌کند، به جای اینکه منتظر بماند تا یک انسان هر کلیک و درخواست را انجام دهد.

یک روش مفید برای دیدن آن، توالی بین نیت و عمل است. وقتی یک نماینده در حال انجام کار واقعی است، سه چیز به ترتیب اتفاق می‌افتد:

1. هدف به یک طرح ترجمه می‌شود. نماینده "افزایش تبدیل‌های ارگانیک بر روی محصول X" را به وظایفی مانند تشخیص شکاف محتوا، تولید محتوا، به‌روزرسانی طرح و انتشار تقسیم می‌کند. 2. ابزارها در سیستم‌ها فراخوانی می‌شوند. نماینده داده‌ها را می‌کشد، می‌نویسد، ویرایش می‌کند و اقدامات را در پشته تحریک می‌کند به جای اینکه پیش‌نویس را به یک انسان برگرداند. 3. گردش کار حلقه را می‌بندد. نماینده بررسی می‌کند که آیا شرط نتیجه برآورده شده است یا در صورت برخورد با یک مرز، آن را افزایش می‌دهد.

آن مرحله سوم جایی است که "نمایندگان فقط چت‌بات‌های بهتری هستند" هزینه‌بر می‌شود. دستیاران می‌توانند پیش‌نویس و خلاصه‌سازی کنند، اما به طور قابل اعتمادی حلقه را از تشخیص تا اجرا تا تأیید در اختیار ندارند. مثال‌های Conductor واضح هستند: یک نماینده می‌تواند یک شکاف محتوا را شناسایی کند، یک مقاله تولید و بهینه‌سازی کند و بدون مداخله دستی منتشر کند.

این همچنین دلیل این است که روایت اقتصاد نماینده‌ای در کریپتو اغلب فراتر از حد می‌رود. انتقال اصلی به توکن‌ها نیاز ندارد. این نیاز به نمایندگانی دارد که می‌توانند با مجوزها، ثبت‌نام و راهی برای ارزیابی اینکه آیا کار تمام شده است، در سیستم‌ها عمل کنند.

بازارها، بازارها و قیمت‌گذاری بر اساس نتیجه

توزیع در حال حاضر در اطراف باغ‌های محصور شکل می‌گیرد. ادعای Conductor این است که هاب‌های متمرکز در داخل ChatGPT، Microsoft Copilot و Claude به عنوان بازارهای اولیه‌ای ظاهر می‌شوند که در آن‌ها عوامل توزیع و مصرف می‌شوند. این شکل نزدیک‌مدت بازار است: استانداردهای پلتفرم، هویت پلتفرم و نرخ‌های برداشت پلتفرم قبل از اینکه چیزی شبیه به بازار بدون مجوز در ذهن‌ها جا بیفتد.

در سمت عرضه، مسیرهای پذیرش Conductor شامل ساخت، خرید یا همکاری است. ساخت می‌تواند به صورت داخلی با استفاده از ابزارهایی مانند n8n یا Google AI Studio باشد. خرید به معنای خرید عوامل آماده از فروشندگان است. همکاری به معنای آژانس‌ها و یکپارچه‌سازهای سیستم مانند IBM، Publicis یا Havas است که سیستم‌های عاملی را در سراسر یک سازمان طراحی و پیاده‌سازی می‌کنند.

این موضوع اهمیت دارد زیرا به خوانندگان می‌گوید که هزینه‌های "اقتصاد عاملی" در کجا در صورت سود و زیان ظاهر خواهد شد: گاهی به عنوان نرم‌افزار، گاهی به عنوان خدمات، و گاهی به عنوان ابزارهای داخلی.

قیمت‌گذاری مبتنی بر نتیجه واقعاً کلید اصلی و سخت‌ترین بخش است. Conductor به‌طور صریح ارزش مبتنی بر نتیجه را به‌عنوان اندازه‌گیری موفقیت بر اساس نتیجه نهایی کسب‌وکار که به‌دست آمده، به‌جای حجم خروجی‌های تولید شده، چارچوب‌بندی می‌کند. این به نظر می‌رسد که شبیه "پرداخت به ازای هر کار" است تا زمانی که اولین اختلاف پیش بیاید.

قیمت‌گذاری مبتنی بر نتیجه یک تعریف از تسویه را اجبار می‌کند: چه چیزی به‌عنوان انجام شده محسوب می‌شود، نحوه نسبت‌گذاری چگونه کار می‌کند زمانی که چندین عامل با جریان کار درگیر هستند، و چهحسابرسیمسیر زمانی وجود دارد که رفتار عامل تصادفی باشد.

این‌جا است که یک ذهنیت دفتری کمک می‌کند. ارزیابی یک عامل شروع به شباهت به ارزیابی یک طرف مقابل می‌کند: هویت پایدار، مجوزها، قابلیت حسابرسی و تسویه. اگر یک بازار نتواند پاسخ دهد که چه کسی کار را انجام داده، چه چیزی مجاز به انجام آن بوده و چگونه نتیجه تأیید می‌شود، در حال فروش دموی‌ها است، نه کار دیجیتال.

بنیان‌های فنی برای اقتصاد عامل

چارچوب سکویا سه پیش‌نیاز را مطرح می‌کند: هویت پایدار، پروتکل‌های ارتباطی یکپارچه و امنیت و اعتماد. این مقاله همچنین به تغییر ذهنیت از انتظارات قطعی به ذهنیت تصادفی اشاره می‌کند، که به طور مؤدبانه‌ای به این معناست که قابلیت اطمینان باید طراحی و نظارت شود، نه اینکه فرض شود.

هویت اولین نقطه گلوگاه است زیرا مسئولیت‌پذیری را تثبیت می‌کند. مقاله سکویا به شناسایی‌های غیرمتمرکز و مدارک قابل تأیید به عنوان یک جهت‌گیری برای هویت عامل اشاره می‌کند. معماری مقاله arXiv همچنین هویت و عامل را به عنوان یک لایه اختصاصی قرار می‌دهد و از W3C DIDs و شهرت استفاده می‌کند. هویت پایدار است که شهرت را معنادار می‌سازد و شهرت است که بازارها را بیشتر از یک دایرکتوری می‌کند.

پروتکل‌ها تعیین می‌کنند که آیا بازار تکه‌تکه می‌شود یا پاکسازی می‌شود. سکویا به پروتکل Agent2Agent (A2A) گوگل و پروتکل مدل زمینه (MCP) آنتروپیک به عنوان استانداردهای نوظهور برای ارتباطات عامل و زمینه ابزار اشاره می‌کند. معماری arXiv همچنین MCP را در لایه شناختی و ابزاری خود به همراه RAG شامل می‌شود. اگر A2A و MCP معادل‌های "TCP/IP" برای عوامل شوند، بازارها می‌توانند در زمینه خدمات و قیمت رقابت کنند. اگر آن‌ها تکه‌تکه شوند، توزیع حول هر کسی که لایه رابط را کنترل می‌کند، متمرکز می‌شود.

امنیت و اعتماد یک گزینه نیست، بلکه خود محصول است. سکویا آن را به عنوان یک رکن در نظر می‌گیرد زیرا عوامل در سیستم‌های مختلف عمل می‌کنند که دامنه تأثیر را گسترش می‌دهد. رویکرد عملی این است که قبل از درخواست‌ها به مجوزها فکر کنیم: با دسترسی فقط خواندنی شروع کنیم، دسترسی به ابزارها را محدود کنیم و برای اقداماتی که غیرقابل برگشت هستند مانند هزینه، انتشار یا حذف، نقاط بازرسی لازم داشته باشیم.

جایی که کریپتو و بلاکچین ممکن است جا بیفتند

بهترین استدلال برای بلاکچین پاک این نیست که "عامل‌ها به توکن‌ها نیاز دارند"، بلکه این است که عامل‌ها به یک روش خنثی برای تسویه و یک روش برنامه‌ریزی‌شده برای محدود کردن هزینه‌ها نیاز دارند.

پایان‌نامه مقاله arXiv این است که عامل‌های کنونی هویت قانونی مستقل ندارند و نمی‌توانند مالکیت داشته باشند.دارایی‌هایا پرداخت‌ها را به‌طور مستقیم دریافت کند و ادعا می‌کند که بلاکچین می‌تواند مشارکت بدون مجوز، تسویه‌حساب بدون نیاز به اعتماد و پرداخت‌های خرد بین ماشین‌ها را فراهم کند.

معماری پنج‌لایه این مقاله گیره‌های کریپتو را به‌وضوح بیان می‌کند: زیرساخت فیزیکی از طریق پروتکل‌های DePIN، هویت و اختیار از طریق DIDs و شهرت W3C، شناخت و ابزار از طریق RAG و MCP، اقتصادی و تسویه از طریقانتزاع حسابو حکمرانی جمعی از طریق AgenticDAOهاانتزاع حساب مکانیزمی است که یک حساب را به یک سطح سیاست برنامه‌پذیر تبدیل می‌کند، که پل ارتباطی به "نحوه مدیریت محدودیت‌های هزینه و سیاست توسط عامل‌ها" است بدون اینکه به یک عامل چک سفید داده شود.کلید خصوصی.

این جایی است که روایت اقتصاد ماشین و بلاکچین به واقعیت تبدیل می‌شود. اگر یک عامل بتواند یک حساب برنامه‌پذیر داشته باشد، می‌تواند وجوه دریافت کند، برای خدمات پرداخت کند و محدودیت‌هایی مانند سقف‌های هر تراکنش، لیست‌های مجاز و بازه‌های زمانی را اعمال کند. این زیرساختی برای پرداخت‌های عاملی و پرداخت ماشین به ماشین است، به ویژه زمانی که واحد پرداخت یک دارایی پایدار باشد.

خوانندگانی که به دنبال زیرساخت‌ها هستند با پیشنهادات و مقایسه‌های رقیب روبرو خواهند شد، از جمله x402، mpp و ap2، و اکوسیستم به اندازه‌ای نوپا است که «مقایسه x402 با mpp و ap2» هنوز یک هدف متحرک است.

تسویه پایدار غیرقابل مذاکره دیگر است. بیشتر جریان‌های تجارت خودمختار می‌خواهند رفتار واحد حساب قابل پیش‌بینی باشد، به همین دلیل است که «یک استیبل‌کوینچیست» و «چرا استیبل‌کوین‌ها پرداخت‌های عاملی را قدرت می‌دهند» به سرعت ظاهر می‌شوند زمانی که تیم‌ها سعی می‌کنند نتایج را قیمت‌گذاری کنند و هزینه‌ها را تطبیق دهند. زاویه کریپتو اقتصاد عاملی در قوی‌ترین حالت خود زمانی است که در اینجا بماند: تسویه، مجوزها و قابلیت حسابرسی، نه روایت‌های سفته‌بازانه.

ریسک‌ها، حکمرانی و مراحل آمادگی

قیمت‌گذاری نتایج بدون قابلیت حسابرسی به سرعت شکست می‌خورد. وقتی رفتار یک عامل احتمالی است، اختلافات موارد حاشیه‌ای نیستند، بلکه پیش‌فرض هستند. اگر سیستم نتواند یک گزارش اقدام تولید کند که هویت را به مجوزها، اقدامات و بررسی‌های نتیجه پیوند دهد، خریدار نمی‌تواند تحویل را تأیید کند و فروشنده نمی‌تواند عملکرد را دفاع کند. این بازار را به سمت اشتراک‌ها یا خدمات مدیریت‌شده انسانی برمی‌گرداند.

حکمرانی نیز حل نشده است زیرا عوامل اشخاص حقوقی نیستند. مقاله arXiv این محدودیت را به وضوح بیان می‌کند و به همین دلیل است که استقرارهای شرکتی معمولاً انسان‌ها را به عنوان لایه مسئول نگه می‌دارند حتی زمانی که عوامل اجرا می‌کنند.

الگوی کوتاه‌مدت تیم‌های ترکیبی است که Conductor بر آن تأکید می‌کند: انسان‌ها استراتژی و حکمرانی را تعیین می‌کنند در حالی که عوامل اجرای تاکتیکی را انجام می‌دهند، با بازبینی‌های انسانی در حلقه برای حفظ هم‌راستایی اقدامات با برند و الزامات قانونی.

آمادگی عمدتاً کار مهندسی و سیاست‌گذاری خسته‌کننده است. توالی که باعث کاهش پشیمانی می‌شود به این شکل است:

1. نتایج و شرایط "تمام" را تعریف کنید. اگر نتیجه قابل اندازه‌گیری نباشد، نمی‌توان آن را قیمت‌گذاری کرد. 2. مجوزها و بودجه‌ها را محدود کنید. با دسترسی فقط خواندنی شروع کنید و دامنه ابزارها را محدود کنید، سپس گسترش دهید. 3. بر روی اقدامات غیرقابل برگشت نیاز به نقاط بازرسی داشته باشید. هزینه، انتشار و حذف باید تأییدهای صریح را فعال کنند. 4. سیستم‌ها را قابل خواندن برای ماشین‌ها کنید.

زاویه AEO کنسرتور این است که محتوا و ساختار سایت نیاز به طرح و سلامت فنی دارند تا عوامل بتوانند حقایق را استخراج کرده و اقدام کنند.

اقتصاد عامل، انباشته‌هایی را پاداش می‌دهد که هویت، پروتکل‌ها و اعتماد را قابل اندازه‌گیری می‌کنند. همه چیز دیگر بازاریابی است.

نکته

من شاهد بوده‌ام که تیم‌ها تحت تأثیر دموهای عامل قرار می‌گیرند و بخشی را از دست می‌دهند که تعیین می‌کند آیا اقتصاد عامل واقعی است یا نه: تسویه. اگر "تمام" نتواند تعریف، ثبت و مورد مناقشه قرار گیرد، قیمت‌گذاری مبتنی بر نتیجه به صندلی‌های SaaS و نگهداری خدمات بازمی‌گردد، فقط با یک رابط کاربری چت زیباتر در بالای آن.

من همچنین ایده‌ای که اقتصاد عامل نیاز به بلاکچین دارد را نمی‌پذیرم. مکان‌های تسویه در کوتاه‌مدت در داخل ChatGPT، Microsoft Copilot و Claude قابل مشاهده هستند. جایی که رمزنگاری درآمد خود را کسب می‌کند، باریک‌تر و تیزتر است: مجوزهای برنامه‌پذیر و تسویه برای هزینه‌های خودمختار، به ویژه زمانی که یک واحد حساب پایدار مورد نیاز است و زمانی که پرداخت‌های میکرو بین ماشین‌ها به عنوان یک خط هزینه واقعی ظاهر می‌شوند، نه یک پاراگراف در یک وایت‌پیپر.

منابع

پرسش‌های متداول

اقتصاد عامل در اصطلاحات ساده چیست؟

این یک بازار است که در آن عوامل هوش مصنوعی مانند کارگران دیجیتال تلقی می‌شوند که می‌توانند گردش‌کارهای انتها به انتها را اجرا کنند، نه فقط تولید متن. شرکت‌ها عوامل را می‌سازند، می‌خرند یا سفارش می‌دهند و برای نتایج پرداخت می‌کنند نه دسترسی به نرم‌افزار. زیرساخت کلیدی شامل هویت، مجوزها، لاگ‌های حسابرسی و روشی برای تأیید تکمیل است.

عوامل هوش مصنوعی چگونه با کمک‌ران‌ها یا چت‌بات‌ها متفاوت هستند؟

دستیاران و کمک‌ران‌ها معمولاً به تحریک مداوم انسان و اجرای دستی در ابزارها نیاز دارند. عوامل یک هدف سطح بالا را می‌گیرند، آن را به مراحل تقسیم می‌کنند و در سیستم‌ها عمل می‌کنند تا گردش‌کار را تکمیل کنند. این تفاوت دلیل ایجاد نیازهای جدید امنیتی و حاکمیتی است.

ارزش مبتنی بر نتیجه در اقتصاد عامل به چه معناست؟

این به معنای قیمت‌گذاری و اندازه‌گیری موفقیت بر اساس نتیجه کسب‌وکار حاصل شده است نه حجم خروجی یا صندلی‌های نرم‌افزاری. بخش سخت تعریف آنچه به عنوان "انجام شده" محسوب می‌شود، نسبت دادن کار در سیستم‌ها و تولید یک مسیر حسابرسی برای اختلافات است. بدون آن، بازارها به سمت اشتراک‌ها یا خدمات بازمی‌گردند.

آیا برای چشم‌انداز کریپتو اقتصاد عامل به بلاک‌چین نیاز داریم؟

خیر، پذیرش سازمانی می‌تواند از طریق پلتفرم‌ها و بازارهای متمرکز بدون تسویه زنجیره‌ای انجام شود. استدلال بلاک‌چین برای تسویه برنامه‌پذیر و مجوزها قوی‌ترین است، به‌ویژه برای پرداخت‌های خرد ماشین به ماشین و کنترل‌های هزینه خودکار. اینکه آیا این به جریان اصلی تبدیل می‌شود هنوز مورد بحث است.

کدام پروتکل‌ها برای تعامل‌پذیری عامل اهمیت دارند؟

دو مثال نام‌برده، پروتکل Agent2Agent (A2A) گوگل برای ارتباط عامل‌ها و پروتکل مدل زمینه (MCP) آنتروپیک برای دسترسی به ابزار و زمینه ساختار یافته است. اگر استانداردهای تعامل‌پذیری همگرا شوند، بازارها می‌توانند رقابتی‌تر و قابل حمل‌تر باشند. اگر آنها تکه‌تکه شوند، قدرت توزیع در بزرگ‌ترین هاب‌ها متمرکز می‌شود.