
مدیر BIS: هرمندز دی کاس، استیبلکوینها را رد کرد
یک مطالعه مرتبط با BIS همچنین نشان میدهد که قوانین صادرکنندگان استیبلکوین هنوز در پنج حوزه قضایی بزرگ به شدت متفاوت است.
مدیر کل BIS، پابلو هرناندز دِ کُس، در تاریخ ۲۹ اوت گفت که استیبلکوینها "بهطور قابلاعتمادی بهعنوان وسیلهای برای پرداخت در مقیاس عمل نمیکنند" و استدلال کرد که سپردههای بانکی توکنشده مسیر بادوامتری برای پرداختهای توکنشده هستند.
اظهارات او همزمان با مقایسه جدیدی از قوانین صادرکنندگان استیبلکوین در ایالات متحده، اتحادیه اروپا، بریتانیا، هنگکنگ و سنگاپور منتشر شد که تفاوتهای عمدهای را در اینکه چه کسی میتواند صادر کند و چه کارهایی برای صادرکنندگان مجاز است، نشان داد.
BIS پرونده خود را علیه استیبلکوینها بهعنوان پول پرداخت روزمره تجدید میکند
بانک تسویهحسابهای بینالمللی با فوریت تازهای خطی آشنا را دوباره تأکید میکند: استیبلکوینهاممکن است مفید باشند، اما آنها نامزد قابلاعتمادی برای پرداختهای اصلی در مقیاس نیستند. مدیر کل BIS، پابلو هرناندز دِ کُس، گفت که استیبلکوینها "بهطور قابلاعتمادی بهعنوان وسیلهای برای پرداخت در مقیاس عمل نمیکنند" و سپردههای بانکی توکنشده را بهعنوان مسیر ترجیحی برای وارد کردن توکنسازیبه پرداختها بدون شکستن ساختار پولی موجود، معرفی کرد.
هرناندز دِ کُس گفت: "سپردههای توکنشده مسیر مستقیمتری برای بهکارگیری توکنسازی در حالی که بنیادهای سیستم پولی را حفظ میکند، ارائه میدهند." این چارچوب برای معاملهگران اهمیت دارد زیرا استیبلکوینها را کمتر بهعنوان یک محصول نیشی کریپتو و بیشتر بهعنوان یک سوال سیستماتیک پرداختها در نظر میگیرد، نوعی که معمولاً بانکهای مرکزی، وزارتخانههای مالی و ناظران بانکی را به خود جلب میکند و نه فقط ناظران رفتار بازار.
پروفایل هرناندز دِ کُس همچنین به سیگنال وزن میدهد. او بهعنوان یک نامزد برای جانشینی رئیس بانک مرکزی اروپا، کریستین لاگارد، در سال آینده توصیف شده است که این موضوع موقعیت عمومی او در مورد استیبلکوینها و سپردههای توکنشده را دشوارتر از آن میکند که بهعنوان نظریهپردازی انتزاعی BIS نادیده گرفته شود.
کانالهای ریسکی که BIS به آنها اشاره میکند: تأمین مالی بانک، اصطکاک AML و سرریزهای دلار آمریکا در خارج از کشور
انتقاد BIS تنها فلسفی نیست. هرناندز دِ کُس کانالهای مشخصی را که سیاستگذاران میتوانند بر روی آنها عمل کنند، مشخص کرد و با تأمین مالی بانکها آغاز کرد. او گفت که استیبلکوینها میتوانند هزینههای استقراض دولت را کاهش دهند، اما هشدار داد که تأثیر بر مصرفکننده ممکن است به سمت دیگر برود اگر سپردهها از بانکها به استیبلکوینها منتقل شوند.
مکانیسمی که او به آن اشاره کرد ساده است: اگر مشتریان سپردههای بانکی را به استیبلکوینها منتقل کنند، بانکها ممکن است نیاز داشته باشند که آن تأمین مالی را با منابع گرانتری جایگزین کنند و هزینههای بالاتر تأمین مالی میتواند از طریق نرخهای بالاتر وام به خانوارها و کسبوکارها منتقل شود.
این بسته اندازه آن اثر را مشخص نمیکند و هرناندز دِ کاس آن را به عنوان یک معامله توصیف کرد که میتواند "دو طرفه" باشد و این سوال را باز میگذارد که تأثیر خالص در عمل چقدر بزرگ خواهد بود.
او همچنین بر اصطکاکهای عملیاتی و انطباقی تأکید کرد که معمولاً در روایتهای پرداخت نادیده گرفته میشوند. هرناندز دِ کُس به عدم تعاملپذیری محدود بین پلتفرمهای استیبلکوین و دشواریهای اعمال کنترلهای ضد پولشویی به طور مداوم در سیستمهای استیبلکوین اشاره کرد، دو محدودیتی که با انتقال استفاده از ریلهای بومی کریپتو به تجارت گستردهتر، بیشتر میشود.
نقطه حاکمیت، نقطهای است که بیشتر احتمال دارد در میان حوزههای قضایی سفر کند. هرناندز دِ کاس هشدار داد که استفاده روزافزون از استیبلکوینهای وابسته به دلار آمریکا در خارج از ایالات متحده میتواند حاکمیت پولی را تضعیف کرده و سیاست پولی داخلی در کشورهای دیگر را ضعیف کند، چارچوبی که بهطور تاریخی راهی سریع به سمت قوانین سختگیرانهتر بوده است، بهویژه در جاهایی که جایگزینی ارز محلی از نظر سیاسی حساس است.
نقشه پنج حوزهای FSI نشان میدهد که قوانین صادرکننده هنوز هم تکهتکه هستند.
یک مطالعه جدید از مؤسسه ثبات مالی مرتبط با BIS که در تاریخ ۲۸ اوت منتشر شد، ساختاری را برای واقعیت نظارتی که ناشران استیبلکوینها در حال حاضر با آن مواجه هستند، ارائه داد: قوانین بهطور واضحی همگرا نمیشوند و تفاوتها برای مدلهای کسبوکار مهم هستند.
FSI مقررات استیبلکوینها را در ایالات متحده، اتحادیه اروپا، بریتانیا، هنگ کنگ و سنگاپور مقایسه کرد و تفاوتهای قابل توجهی را در این مورد که کدام نهادها میتوانند استیبلکوینها را صادر کنند و چه فعالیتهای تجاری دیگری میتوانند ناشران انجام دهند، یافت.
در مورد صلاحیت و دامنه صادرکنندگان، این مطالعه ایالات متحده و سنگاپور را به عنوان کشورهایی نسبتاً محدودکننده برای صادرکنندگان استیبلکوین غیر بانکی توصیف کرد. در ایالات متحده،قانون GENIUSچارچوب توصیفشده در بسته بهطور کلی شامل وامدهی، استیکینگ، تجارت اختصاصی و نگهداری ارزهای دیجیتال شخص ثالث است.داراییهافعالیتهای مجاز برایاستیبلکوین پرداختیناشران، محدود کردن حریم آنچه یک ناشر میتواند در داخل همان نهاد تنظیمشده انجام دهد.
هنگ کنگ، بریتانیا و اتحادیه اروپا به عنوان کمتر محدودکننده توصیف شدند و اجازه برخی فعالیتهای اضافی را در صورت همراهی با مجوز جداگانه، رضایت نظارتی یا سایر مجوزهای قابل اجرا میدهند. این به نظر مجاز میرسد، اما همچنین به معنای یک مسیر بیشتر رویهای است که در آن گسترش محصول به یک مشکل مجوز و تأیید تبدیل میشود تا یک تصمیم تجاری خالص.
جزئیات ساختاری قابل اقدام در مقایسه FSI این است که چگونه محدودیتها اعمال میشوند. در تمام پنج حوزه قضایی، مطالعه نشان داد که محدودیتها معمولاً به نهاد صادرکننده متصل میشوند نه به گروه شرکتی وسیعتر، به این معنی که سایر اعضای گروه میتوانند فعالیتهایی را انجام دهند که خود ناشر استیبلکوین نمیتواند.
این یک انگیزه واضح برای ساختارهای چندنهادی ایجاد میکند که در آن ناشر محصور شده است، در حالی کهوابستگانبه خطوط محدود مانند تجارت، وامدهی یا نگهداری رسیدگی میکنند، مشروط به هرگونه مجوز جداگانهای که اعمال میشود.
نظر من: قوانین تکهتکه استیبلکوینها را در تیررس سیاست نگه میدارد—حتی در حالی که استفاده افزایش مییابد.
نظرات BIS به عنوان دور دیگری از بدبینی به استیبلکوینها خوانده میشود، اما جزئیات مرتبط با بازار بیشتر، جفت شدن با نقشه حوزه قضایی FSI است.
هرناندز دِ کُس استدلال میکند که استیبلکوینها در مقیاس به عنوان پرداخت شکست میخورند و سپردههای بانکی توکنیزهشده را به عنوان گزینه «حفظ بنیادها» ارتقا میدهد، و این مطالعه به طور مؤثری توضیح میدهد که چگونه تنظیمکنندگان میتوانند آن ترجیح را بدون ممنوعیت کامل استیبلکوینها، با محدود کردن فعالیتهای ناشر و مجبور کردن جداسازی شرکتی، اجرا کنند.
آستانهای که مهم است این است که آیا حوزههای قضایی بزرگ شروع به بازتاب چارچوب حاکمیت دلار آمریکا در خارج از کشور میکنند و سپس آن را به محدودیتهای قابل اجرا برای ناشر ترجمه میکنند، زیرا این چیزی است که استیبلکوینها را از یک روایت رشد به یک معامله رعایت و ساختار تغییر میدهد که شکل میدهد چه کسی میتواند صادر کند، چگونه شریک میشود و چه خطوط درآمدی در داخل حریم تنظیمشده قرار دارد.