
Coin Center خواستار حسابرسی GAO و محدودیتهای مالی DHS شد
لاز پایپر ارتباطات PITT گشت مرزی را به نکات توقف ترافیکی مرتبط کرد و خواستار افشای اجباری شد زمانی که تحلیل فدرال منجر به توقف میشود.
لاز پایپر، مسئول سیاستهای مرکز کوین، از کنگره خواست تا یک حسابرسی مستقل از شیوههای دادهای وزارت امنیت داخلی (DHS) را تحمیل کند و الزامات مشابه حکم و افشای اطلاعات را در مورد استفاده از سوابق مالی حساس وضع کند. این فشار پس از ادعاهایی مبنی بر این که تیم هدفگذاری هوش پیشبینیکننده مرز DHS از فعالیتهای مالی آمریکاییها برای تولید نکات پلیس پیشبینیکننده که به توقفهای ترافیکی کمک کرده، آغاز شده است.
نکات کلیدی
- لاز پیپر از مرکز کوین استدلال کرد که وزارت امنیت داخلی دادههای فعالیت مالی آمریکاییها را جمعآوری کرده تا "نکاتی درباره مجرمان بالقوه" تولید کند و این را به عنوان پلیس پیشبینانه قالببندی کرد.
- ستون تحت عنوان تیم هدفگذاری هوش پیشبینی DHS Border Patrol (PITT) به عنوان یک واحد عملیاتی که بهطور ادعایی به توقفهای ترافیکی ناشی از اطلاعات فدرال مرتبط است.
- یک یادداشت DHS در مورد پرونده کایل ویلیام اولسون به "الگوهای فعالیت مالی که به طور معمول با فعالیتهای غیرقانونی مواد مخدر مرتبط است" اشاره کرده است، اما مشخص نکرده که چه سوابقی استفاده شده یا چگونه به دست آمدهاند.
- درخواست سیاست مشخص است: یک GAOحسابرسیمنابع داده و شیوههای DHS، مجوز قضایی قبل از استفاده از سوابق مالی حساس و افشای اطلاعات زمانی که تحلیل فدرال منجر به توقف ترافیکی میشود.
مرکز کوین به دنبال پلیس پیشبینیکننده DHS است که بر اساس دادههای مالی ساخته شده است
لاز پایپر، رهبر سیاستهای Coin Center، در تاریخ ۱۸ سپتامبر استدلال کرد که وزارت امنیت داخلی ایالات متحده در حال جمعآوری دادههای فعالیت مالی آمریکاییها، تجزیه و تحلیل آن و ارائه "نکاتی درباره مجرمان بالقوه" به نیروهای محلی اجرای قانون است. او این رویکرد را به عنوان پلیس پیشبین توصیف کرد، مدلی که از جمعآوری دادههای کلان برای پیشبینی احتمال وقوع جرم و هدایت اقدامات اجرایی قبل از شناسایی یک جرم خاص استفاده میکند.
چارچوببندی پایپر برای شرکتکنندگان بازار اهمیت دارد زیرا به زیرساختها میپردازد، نه یک تحقیق واحد. ادعا این است که تاریخچه تراکنش به بهانهای تبدیل میشود و اینکه دولت میتواند "متصل کندنقاط"درون سوابق مالی برای ایجاد شک و تردید. این یک چالش مستقیم به نحوه جمعآوری، نگهداری و به اشتراکگذاری دادههای اطلاعات مالی در میان نهادها است."
عناصر قابل اقدامترین این ستون، نه بلاغت، بلکه طرح نظارتی است. پیپر از کنگره خواست تا دفتر حسابرسی دولت را موظف کند که منابع دادههای DHS، معیارهای هدفگذاری، شیوههای نگهداری، نرخهای مثبت کاذب و اشتراکگذاری اطلاعات را مورد بررسی قرار دهد و انطباق با متمم چهارم و سایر قوانین را ارزیابی کند. او همچنین استدلال کرد که GAO باید ملزم به انتشار یافتههای خود باشد.
پیپر همچنین خواستار مجوز قضایی شد قبل از اینکه DHS بتواند از سوابق مالی حساس در تحقیقات مربوط به یک جرم مشکوک خاص استفاده کند. او این درخواست را با یک درخواست افشا همراه کرد: اطلاع کامل هر زمان که تحلیل دادههای فدرال منجر به توقف ترافیکی شود.
دو مطالعه موردی در مورد توقف ترافیک: یادداشت DHS اولسون و توقف جستجو و بدون مواد مخدر شات
این ستون ادعاهای خود را در دو روایت توقف ترافیکی مستقر کرد که هدف آنها انتقال بحث از "نظارت مالی" انتزاعی به واحدها و حوادث قابل شناسایی بود.
نخستین فرد کایل ویلیام اولسون بود. پایپر نوشت که یک توقف ترافیکی در مونتانا توسط تیم هدفگذاری هوش پیشبینی مرزی (PITT) آغاز شد. یادداشتی از DHS که در پرونده جنایی اولسون تهیه شده و با 404 Media به اشتراک گذاشته شده بود، بیان کرد که این تیم "الگوهای فعالیت مالی که معمولاً با فعالیتهای غیرقانونی مواد مخدر مرتبط است" را شناسایی کرده است، اما توضیح نداد که کدام سوابق بررسی شده یا چگونه به دست آمدهاند. پلیس بعداً ماریجوانا را در وسیله نقلیه اولسون پیدا کرد، طبق این ستون.
آن نتیجه دام در این نوع داستان است. کالای قاچاقی که پس از وقوع پیدا میشود به سوال فرآیندی که این ستون سعی دارد به طور علنی مطرح کند پاسخ نمیدهد: چه دادههایی دسترسی پیدا شده، تحت چه مقامی، و چه آستانههایی یک الگو را به یک نکته اجرایی تبدیل میکند.
دومین نفر الک شات بود. پایپر نوشت که شات به خاطر ادعای انحراف بین خطوط متوقف شده است، کامیون او برای یافتن مواد مخدر بازرسی شد و هیچ ماده مخدری پیدا نشد. این ستون همچنین بیان کرد که آسوشیتدپرس گزارش داده است که مأموران فدرال الگوهای سفر شات را از طریق اسکنهای شمارهپلاک و سایر فناوریهای نظارتی زیر نظر داشتند.
شات در حال شکایت از شهرستان بکسار، کلانتر و برخی از معاونان به خاطر نقض حقوق اصلاحیه چهارم خود است، طبق این ستون. پایپر خلاصهای از استاندارد قانونی و نقد آن بر توقف را از مؤسسه عدالت نقل کرد: "پلیس باید شک و تردید مبتنی بر واقعیت درباره یک جرم داشته باشد قبل از اینکه توقفی انجام دهد، دلیل معتبری برای تمدید آن توقف داشته باشد و یا یک حکم، رضایت یا دلیل عینی برای باور به وجود کالای قاچاق در داخل خودرو برای جستجو داشته باشد.
در مورد الک، معاون هیچ یک از این معیارها را برآورده نکرد و به جای آن از یک توقف ترافیکی غیرموجه برای بررسی جرایمی استفاده کرد که الک مرتکب نشده بود."
نتایج دو مورد قضایی برای سیاستگذاران دو طرفه است. یک توقف کالای قاچاق تولید کرد. یکی نکرد. این تقسیم از تلاش ستون برای حسابرسی خط لوله و نرخ خطا به جای دعوی در مورد اینکه آیا هر توقف "عملی" بود، حمایت میکند.
چگونه ممکن است DHS دادهها را دریافت کند: مسیر FinCEN و BSA ستون
مسیر دادهای پیشنهادی پایپر از طریق خزانهداری میگذرد. او نوشت که شبکه اجرای جرایم مالی (FinCEN)، یک اداره در وزارت خزانهداری ایالات متحده، "ممکن است مقصر" دادههای مالی باشد که به ادعای DHS استفاده شده است. FinCEN نظارت بر رعایت قانون محرمانگی بانک (BSA) را بر عهده دارد که از مؤسسات مالی میخواهد سوابق را حفظ کرده و برخی معاملات بزرگ یا مشکوک را به دولت گزارش دهند تا پولشویی و سایر فعالیتهای غیرقانونی را شناسایی و پیشگیری کنند.
ادعای ستون این است که FinCEN این اطلاعات را با سایر آژانسهای فدرال برای انجام وظایف نظارتی به اشتراک میگذارد و این "احتمالاً جایی است که DHS این اطلاعات را دریافت کرده است." بسته شامل مدرک مستند نیست که نشان دهد FinCEN منبع در توقفهای ذکر شده بوده است و گزیده یادداشت DHS که در مورد پرونده اولسون توصیف شده است، مشخص نمیکند که چه سوابقی دسترسی پیدا شده است.
این عدم قطعیت یک پاورقی نیست. این ریسک اصلی رعایت است. اگر مکانیزم به اشتراکگذاری اطلاعات مبتنی بر BSA باشد، بحث از "آیا DHS فراتر از حد خود رفته است" به "چه چیزی به عنوان استفاده مجاز از دادههای اطلاعات مالی پس از جمعآوری محسوب میشود" تغییر میکند. اینجاست که میتوانند نردههای جدید قرار گیرند.
پایپر همچنین استدلال کرد که مؤسسات مالی بیش از حد گزارش میدهند تا ریسک عدم رعایت را کاهش دهند و منجر به گزارشهای مشکوک "فزاینده" و "فراوانی" دادههای فعالیت مالی جمعآوری شده توسط FinCEN میشود.
او مثالهای سیاسی را ذکر کرد تا استدلال کند که همان زیرساخت نظارتی میتواند در ادارات مختلف دوباره مورد استفاده قرار گیرد، از جمله گزارشی از کنگره در سال 2024 که توصیف میشود که نشان میدهد بانکها تحت فشار FinCEN و FBI برای شناسایی "افراطگرایی" از طریق عادات هزینه، از جمله خرید "متون مذهبی" قرار داشتند.
او همچنین به یک دستور اجرایی ترامپ در سال 2025 اشاره کرد که آنتیفا را به عنوان یک سازمان تروریستی داخلی تعیین کرده و یادداشتی از کاخ سفید که به نیروهای انتظامی دستور میدهد "شبکههای مالی که تأمین مالی" تروریسم داخلی و خشونت سیاسی را شناسایی و مختل کنند.
تاجران باید چه چیزی را بعداً زیر نظر داشته باشند: اسناد، پاسخها و شتاب حسابرسی
سیگنال بعدی یک مقاله دیگر نیست. این است که آیا آژانسها یا قانونگذاران کاغذی روی میز قرار میدهند.
اول، هرگونه پاسخ از DHS، گمرک و حفاظت مرزی یا گشت مرزی، یا خزانهداری و FinCEN که به این موضوع میپردازد که آیا PITT از سوابق مالی استفاده میکند، چه دستههایی از سوابق دسترسی پیدا میکنند و تحت چه فرآیند قانونی. یک انکار، تأیید محدود یا موضع "نه میتواند تأیید کند و نه میتواند انکار کند" همگی مسیرهای نظارتی و دعوی متفاوتی را نشان میدهند.
دوم، به اعضای کنگره که خواستار یا معرفی زبانهایی برای نیاز به حسابرسی GAO هستند که با دامنه این ستون مطابقت دارد، توجه کنید: منابع داده، معیارهای هدفگذاری، نگهداری، نرخهای مثبت کاذب و اشتراکگذاری اطلاعات، با الزامی برای انتشار یافتهها. مأموریت حسابرسی نیرویی است که به آژانسها وادار میکند تا اصطلاحاتی مانند "الگو"، "نکته" و "نگهداری" را به گونهای تعریف کنند که دادگاهها و طرفهای مقابل بتوانند آن را مورد پرسش قرار دهند.
سوم، تحولات دادگاه در شکایت اصلاحیه چهارم شات ممکن است بیشتر از نظرات اهمیت داشته باشد. کشف، جایی است که "نکته فدرال" به یک ردپای مستند تبدیل میشود و جایی که زنجیره از تحلیل تا توقف قابل آزمایش است.
چهارم، انتشار اسناد اضافی زیرین که در ستون به آن اشاره شده است، از جمله جزئیات بیشتر از یادداشت DHS در مورد پرونده اولسون، روشن خواهد کرد که "الگوهای فعالیت مالی" به طور عملی چه معنایی دارد و چه سوابقی واقعاً در دامنه قرار داشتند.
خوانش من: این یک داستان ریلهای نظارتی است که به عنوان یک داستان توقف مرزی پنهان شده است.
آستانهای که اهمیت دارد این است که آیا درخواستهای نظارتی به الزامات فرآیندی تبدیل میشوند یا خیر. یک حسابرسی GAO با یافتههای منتشر شده، مجوز قضایی برای سوابق مالی حساس و افشای اجباری هنگامی که تحلیل فدرال یک توقف را تحریک میکند، نه تنها یک واحد DHS را محدود میکند. بلکه قوانین مربوط به نحوه بستهبندی مجدد دادههای اطلاعات مالی و تحویل آن به اجرای محلی را تنگتر میکند.
آزمایش واقعی این است که آیا ردپای مستند به طور علنی به نمایش گذاشته میشود: چه دادههایی دسترسی پیدا کردهاند، تحت چه مقامی و چه نرخ مثبت کاذبی تحمل میشود. اگر این قابل خواندن شود، مرز انطباق در اطراف نظارت مالی دیگر ضمنی نخواهد بود و شروع به قابل اجرا شدن خواهد کرد.