
انتشار دو پیشنویس رمزنگاری با GPT-5.6 Sol Ultra
تیمهای جداگانه مقالات arXiv را در همان روز ارسال کردند که ادعا میکردند یک طرح کارآمد بدون هیچ گونه پیششرطی، قبل از بررسی همتا.
دو تیم تحقیقاتی از مدل جدید GPT-5.6 Sol Ultra شرکت OpenAI برای پاسخ به یک سوال در زمینه رمزنگاری کوانتومی باز استفاده کردند و در عرض چند ساعت به نتایج مشابهی دست یافتند. ارسالهای آنها به arXiv، که ایدههای اصلی اثبات را به این مدل نسبت میدهد، مفهوم "کشف همزمان" و هنجارهای انتساب را در نور روشنی قرار داد.
نکات کلیدی
- دو تیم در همان روز پیشنویسهای جداگانهای را در arXiv درباره همان نتیجه رمزنگاری غیرقابل کپی ارسال کردند که زمانبندی آنها ۳ ساعت و ۱۸ دقیقه با هم فاصله داشت.
- هر دو دستنوشته بهطور صریح به GPT-5.6 جدیداً منتشر شده توسط OpenAI اشاره میکنند.خورشیداولترا برای ایدههای اصلی اثبات، با محققانی که ادعاها را پاکسازی، بررسی و مسئولیت آنها را بر عهده میگیرند.
- پیشچاپها ادعا میکنند که یک طرح رمزنگاری غیرقابل کپیبرداری کارآمد بدون هشدارها یا فرضیات رویکردهای قبلی ارائه میدهند، اما هیچیک از مقالات در زمان توصیف شده مورد بررسی همتا قرار نگرفته بودند.
- متخصصان حوزه نتایج را قانعکننده توصیف کردند در حالی که به نقاط فشار جدیدی در زمینه اعتبار، دسترسی نابرابر به ابزارها و آنچه برای آموزش دانشجویان تحصیلات تکمیلی باقی میماند، اشاره کردند.
یک پایان عکس روزانه arXiv برای رمزنگاری غیرقابل کپی
تصادف به اندازهای نزدیک بود که دارای یک زمانسنجی باشد. پراوانجان آنانت (دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا) و آميت ساهای (دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس) پیشنویس خود را در ساعت ۱۰:۳۵ صبح به وقت PDT به arXiv ارسال کردند. سیون راگاوان، دانشجوی دکتری MIT، سه ساعت و ۱۸ دقیقه بعد پیشنویس جداگانهای درباره همان نتیجه ارسال کرد.
این همپوشانی قبل از اینکه هر یک از نسخهها عمومی شود، ظاهر شد. راگاوان مدرک خود را به یاو-تینگ لین، دانشجوی دکتری دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا، ارسال کرد که در یک جلسه با آنا نت بود و درباره یک مدرک دوم از همان نتیجه شنید. بعد از آن، لین به راگاوان ایمیل زد: "ما قطعاً در زمانهای عجیبی زندگی میکنیم." سپس لین زمانی که تکرار واضح شد، محققان را به هم متصل کرد.
کشف تقریباً همزمان یک تصادف خالص نبود. راگاوان و ساهای هر دو همان سوال باز را که اوایل ژوئیه ۲۰۲۶ در مؤسسه سیمونز برای نظریه محاسبات در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی مطرح شده بود، شنیده بودند و سپس به طور جداگانه به آن پرداخته بودند. عنصر جدید این بود که هر دو تلاش به همان مدل تازه منتشر شده، GPT-5.6 Sol Ultra، در همان هدف اشاره داشتند.
ادعای پیشچاپها: رمزنگاری کارآمد غیرقابل کپی، بدون هشدارهای قبلی
رمزنگاری غیرقابل کپی در یک گوشه تخصصی از رمزنگاری کوانتومی قرار دارد و مکانیزم آن خاصیت عدم کپیبرداری کوانتومی است. یک حالت کوانتومی ناشناخته نمیتواند بهطور کامل کپی شود، که به طراحان پروتکل این امکان را میدهد که به دنبال تضمینی قویتر از آنچه رمزنگاری کلاسیک میتواند در این زمینه خاص ارائه دهد، باشند: حتی اگر یک دشمن متن رمز شده را بدزدد، نباید بتواند آن را به دو "کپی" قابل استفاده تقسیم کند که هر دو پس از افشای کلید، رمزگشایی شوند.
این دو پیشچاپ ادعا میکنند که میتوانند یک طرح رمزنگاری غیرقابل کپی کارآمد بسازند بدون نیاز به ملاحظات یا فرضیات که رویکردهای قبلی به آنها نیاز داشتند. کارهای قبلی نشان داده بودند که رمزنگاری غیرقابل کپی ممکن است، اما به هزینه ناکارآمدی یا فرضیات اضافی برای امنیت. آن برودبنت (دانشگاه اتاوا) و دانشجوی آن زمانش سباستین لورد در سال ۲۰۱۹ یک چارچوب مدرن برای رمزنگاری غیرقابل کپی معرفی کردند که زمینهساز سوال باز شد که این ماه دوباره مطرح شد.
گرفتن برای هر کسی که سعی دارد این را به روایتهای بازار کریپتو متصل کند، فرآیند است، نه محتوای آن. هیچیک از دستنوشتهها در زمان توصیف شده مورد بررسی همتا قرار نگرفته بودند و منبع اطلاعاتی بیان نمیکند که بیانیه رسمی کامل مشکل باز چیست. این نتیجه را در دسته "پیشنویس امیدوارکننده" قرار میدهد نه یک نقطه عطف امنیتی تأیید شده با پیامدهای فوری برای سیستمهای مستقر.
دو جریان کاری، یک مدل: چگونه GPT-5.6 Sol Ultra استفاده شد
روند کار راگاوان عملی و تکراری بود. او GPT-5.6 Sol Ultra را در بازههای دو ساعته هدایت کرد، در هر بازه پیشرفت را بررسی کرد و در صورت نیاز هدایت مجدد انجام داد. توصیف OpenAI از سیستم Ultra در حساب این بود که "چهار را هماهنگ میکند.عاملهای هوش مصنوعیبهطور پیشفرض بهصورت موازی"، که راگاوان بهطور مؤثر آن را بهعنوان روشی برای نگهداشتن چندین خط حمله بهطور همزمان در نظر گرفت.
پس از چندین دور، سیستم یک اثبات تولید کرد که راگاوان بر این باور بود که معتبر است، بهعلاوه یک پیشنویس خام که او آن را ویرایش و سازماندهی کرد.
آنانث و سحای از همان مدل پایهای با یک رابط و یک رشته متفاوت استفاده کردند. آنها از یک سیستم سفارشی UCLA استفاده کردند که برای کمک به مدلهای هوش مصنوعی در پیگیری و نقد راهحلهای پیشنهادی طراحی شده بود. مقاله آنها بیان میکند که مدل ساخت و ایدههای اصلی اثبات را تولید کرده است، در حالی که محققان کار را تصحیح و تأیید کردند و گفتند که مسئولیت ادعاهای آن را بر عهده میگیرند.
این تقسیم کار مهم است زیرا مرزهای نوآوری را به گونهای محو میکند که دانشگاهها به راحتی قادر به قیمتگذاری آن نیستند. آنانث گفت که ساختار پیشنهادی اولیه مدل به کارهای قبلی شباهت داشت و او این را نزدیک به زمان انتشار متوجه شد: "فقط قبل از اینکه مجبور به انتشار آنلاین شویم، به یاد آوردم، 'این طرح را جایی دیدهام.'" برودبنت گفت که او و همکارانش اساساً همان ساختار را در اوایل سال ۲۰۲۶ منتشر کرده بودند.
در این روایت، سهم جدید اختراع ساختار از صفر نبود، بلکه اثبات آن بود که با ویژگی امنیتی قویتری که محققان به دنبال آن بودند، مطابقت دارد.
محققان خود این موضوع را به عنوان هنجار جدید برای مسائل باز مطرح کردند. "اکنون ذهنیت عمومی این است: اگر کسی یک مسئله باز را مطرح کند، اولین چیز این است که ببینیم آیا GPT آن را حل میکند،" آنانث گفت. "بسیاری از مسائلی که نمیدانستیم چگونه حل کنیم، در آینده نزدیک حل خواهند شد." راگاوان سرعت را به صورت تقویمی بیان کرد: "این زمانبندی دیوانهکننده است،" او گفت. "این مانند دو هفته و یک روز از زمانی است که این ایده شکل گرفت."
سیگنالها برای کریپتو: چرخههای رمزنگاری سریعتر، گلوگاههای تأیید، و 'داراها در برابر ندارها'
برای بازارهای کریپتو، سیگنال فوری این نیست که یک اصل رمزنگاری کوانتومی به طور ناگهانی تغییر کرده است. بلکه این است که زمانبندیهای تحقیق میتوانند به شدت فشرده شوند زمانی که یک مدل مرزی به طور صریح برای ایدههای اصلی اثبات در دو تلاش مستقل اعتبار داده شود که در عرض چند ساعت از یکدیگر به نتیجه میرسند.
این فشردگی گلوگاه را به تأیید منتقل میکند. اگر پیشچاپها سریعتر برسند، منبع کمیاب تبدیل به بررسی کارشناسان، تکرار و کار کند بررسی تعاریف امنیت و موارد حاشیهای میشود.
برودبنت و محقق رایانههای کوانتومی آندریا کولاوانجلو گفتند که نتایج جدید قانعکننده به نظر میرسند، اما برودبنت همچنین استدلال کرد که خود ادبیات ممکن است هدف را به طور غیرمعمولی "قابل خواندن" برای یک سیستم هوش مصنوعی کرده باشد: "در hindsight، این یک چیز واضح برای بررسی بود،" او گفت. "یک بدنه از ادبیات وجود دارد، بسیاری از حدسها، بسیاری از طرحها. شما احساس میکنید که آن را روی یک سینی نقرهای ارائه دادهاید."
فشار دیگر دسترسی و اعتبار است. برودبنت نگرانیهای نابرابری را به طور مستقیم مطرح کرد: "من سوالات زیادی درباره داراها و ندارها دارم،" و افزود که کارهایی که قابل اتوماسیون هستند معمولاً همانهایی هستند که او معمولاً به دانشجویان تحصیلات تکمیلی محول میکند. آنانث به زاویه دانشجویی پاسخ داد: "من خوشحالم که دیگر دانشجو نیستم،" او گفت، "و برای نسل فعلی نگرانم."
راگاوان بیشتر به شکاف در روند کاری شخصی اشاره کرد تا سیاستهای شغلی: "روش تحقیق من اکنون هیچ ارتباطی با نحوه تحقیق من دو ماه پیش ندارد،" او گفت. "احساسات عجیب هستند، اما فکر میکنم شما فقط باید سازگار شوید و با آن پیش بروید."
در کوتاهمدت، قدم بعدی مشخص این است که آیا دو تیم واقعاً کارهای همپوشانی خود را به یک نسخه واحد برای ارسال به کنفرانس ادغام میکنند، که آنها بعد از شناسایی همپوشانی در مورد آن بحث کردند. قدم مهمتر این است که آیا بررسی همتایان یا ارزیابی عمومی کارشناسان ادعای یک طرح رمزنگاری غیرقابل کپی مؤثر را بدون caveatهای قبلی تأیید میکند، یا نوعی فرض پنهان را پیدا میکند که معمولاً فقط زمانی که خارجیها سعی میکنند اثبات را بشکنند، ظاهر میشود.
خوانش من: این یک معامله پیشرفت کوانتومی نیست—این یک شوک قابلیت و فرآیند هوش مصنوعی است.
آستانهای که در اینجا مهم است این نیست که آیا رمزنگاری غیرقابل کپی به یک روایت اصلی برای کریپتوهای مستقر تبدیل میشود. بلکه این است که آیا "دو تیم، همان مسئله باز، همان مدل، پیشچاپهای همان روز" به یک الگوی تکرارپذیر تبدیل میشود، زیرا این امر قیمتگذاری چقدر سریع نظریه میتواند از سوال سمینار به ادعای عمومی منتقل شود را تغییر میدهد.
زیرا هیچیک از مقالات در زمان توصیف شده، مورد بررسی همتا قرار نگرفتهاند، این بیشتر به عنوان یک کاتالیزور احساسی درباره رمزنگاری تسریعشده توسط هوش مصنوعی به نظر میرسد تا یک نقطه عطف امنیتی تأیید شده. اگر مدارک معتبر باشند و جامعه به هنجارهای انتساب و تأیید برسد که بتواند با روندهای کاری مدلهای چندعاملی همگام شود، تأثیر عملی آن یک چرخه تحقیقاتی سریعتر است که در آن اعتبارسنجی، نه ایدهپردازی، محدودیت اصلی میشود.