
همبنیانگذار هات 8: ریسک سیستماتیک AI و سرمایهگذاری…
مارک ون در چیس گفت که مقدار قابل توجهی BTC فروخته است تا سرمایهگذاریهای AI را تأمین کند و اکنون برخی از سودهای AI را دوباره به سرمایهگذاری در ارزهای دیجیتال اختصاص میدهد.
مارک ون در چایس، یکی از بنیانگذاران هات 8، هشدار تندتری را درباره اینکه رقابت در زمینه هوش مصنوعی از کنترل انسان خارج میشود، با یک روایت آرامتر از پرتفوی خود ترکیب کرده است: او برخی از سودهای هوش مصنوعی را از طریق ETFها به سرمایهگذاری در بیتکوین بازمیگرداند.
این تغییر پس از آن صورت میگیرد که او گفت مقدار زیادی از بیتکوین خود را برای سرمایهگذاری در هوش مصنوعی فروخته است، حتی در حالی که او استدلال میکند که مراکز داده هوش مصنوعی کسبوکاری بهتر از استخراج بیتکوین هستند.
چرخش "دوومر" هوش مصنوعی یکی از بنیانگذاران هات 8 با چرخش ETF بیتکوین همراه است
مارک ون در چیس، که هات 8 (HUT) را زمانی که عمدتاً یک شرکت بود تأسیس کرد،بیتکوینمعدنی که قبل از تغییر به سمت زیرساختهای هوش مصنوعی بود، گفت که بهراستی در هفته گذشته "بیشتر به یک ناامید تبدیل شدهام"، زیرا فشار رقابتی بین شرکتها و دولتها توسعه هوش مصنوعی مرزی را فراتر از آنچه که انسانها میتوانند بهطور قابلاعتمادی کنترل کنند، تسریع میکند.
وان در چیجس گفت: "در واقع کنترل را از دست دادهایم." او ادامه داد: "و تا زمانی که کنترل را به دست نیاوریم، واقعاً نگرانم که خیلی سریع حرکت میکنیم." او این دینامیک را به عنوان یک مسابقه توصیف کرد که در آن احتیاط مجازات میشود، جایی که انگیزهها برای ادامه ساختن میتوانند از انگیزهها برای کند شدن پیشی بگیرند.
برای معاملهگران، جزئیات قابل اقدام بیشتر نه هشدار کلی، بلکه نحوه مدیریت کتاب خود او بود. "من مقدار زیادی از بیتکوینم را فروختم. به AI رفتم"، او گفت و افزود که اکنون برخی از سودهای AI خود را دوباره به کریپتو اختصاص میدهد، عمدتاً از طریق صندوقهای قابل معامله در بورس.
این اعتراف اهمیت دارد زیرا بهطور صریح AI و بیتکوین را بهعنوان رقبای همدیگر در نظر میگیرد.تخصیصهانه تنها روایتهای مجاور. ون در چیجس همچنین استدلال کرد که سرمایهگذاری که به سمت AI هدایت شده، به حفظ قیمت بیتکوین زیر سطوح "200,000 تا 250,000 دلار" که او و دیگران پیشبینی کرده بودند، کمک کرده است، هرچند او توضیح بیشتری نداد.دادههای جریان یا شواهد موقعیتیابی برای حمایت از ادعا.
چارچوب ریسک سیستماتیک: نرمافزار بانکهای قدیمی، اعتماد متقابل و زیرساختهای حیاتی
تز ریسک سیستماتیک ون در چیج بر محور بانکها استوار است. او گفت که هوش مصنوعی میتواند آسیبپذیریهای نرمافزار بانکداری قدیمی را آشکار کند، به این معنا که سیستمهای اصلی قدیمی که بانکها برای تراکنشها و ثبت سوابق به آنها وابستهاند، میتوانند به سختی ایمن یا بهروزرسانی شوند و این نقاط ضعف میتواند به اعتماد به نهادهایی که به سیستمهای متصل وابستهاند، آسیب برساند.
این کانال "اعتماد" بخشی است که معاملهگران کلان تمایل دارند آن را به ریسک مرتبط کنندداراییهابه سرعت، زیرا بیشتر به یک نقض واحد مربوط نمیشود و بیشتر به اثرات مرتبه دوم مربوط است: اگر یکپارچگی عملیاتی یک نهاد زیر سوال برود، طرفهای مقابل و مشتریان میتوانند عقبنشینی کنند و استرس از طریق پیوندهایی که برای کارایی طراحی شدهاند، نه تابآوری، گسترش مییابد.
او چارچوب ریسک را فراتر از مالی به زیرساختهای حیاتی گسترش داد و استدلال کرد که همان رقابت میتواند شوکهایی تولید کند که دولتها را وادار به هماهنگی بر روی محدودیتها کند، تنها پس از یک اختلال عمده. مصاحبه شامل مثالهای فنی خاص، تاریخها یا دادههای حادثهای برای ادعای آسیبپذیری نرمافزار بانکی نبود، بنابراین ریسک به عنوان ارزیابی او ارائه شده است نه یک حالت شکست مستند.
در داخل دنیای کریپتو، ون در چیج گفت که صرافیها و سایر کسبوکارهایی که حول بیتکوین ساخته شدهاند، بیشتر در معرض اختلال ناشی از هوش مصنوعی نسبت به خود شبکه بیتکوین هستند، بدون اینکه مکانهای خاصی را نام ببرد یا به حوادثی اشاره کند. این تمایز در استرسهای بازار گذشته آشنا است، جایی که زیرساختهای مرتبط با یک دارایی میتوانند قبل از قوانین لایه پایه دارایی دچار شکست شوند.
دیدگاه او درباره هوش مصنوعی همچنان اقتصادی باقی مانده استصعودیحتی در حالی که لحن او تیرهتر میشود. او پیشبینی کرد که هوش مصنوعی و رباتیک میتوانند در نهایت "90% تا 95%" از مشاغل موجود را انجام دهند و هزینهها را به شدت کاهش دهند، و ایدهای را مطرح کرد که دولتها ممکن است به دنبال منابع درآمد جدیدی مانند مالیات بر رباتها یا استفاده از هوش مصنوعی، از جمله "استفاده از توکنهای هوش مصنوعی" باشند، در حالی که اذعان کرد که مدلهای محلی اجرا شده، اجرای این موارد را پیچیده میکند.
او همچنین خط روشنی بین اعتقاد به دارایی و ترجیح مدل کسبوکار ترسیم کرد. او بهطور شخصی، حرکت هات 8 به سمت هوش مصنوعی را "بهترین حرکت ممکن" توصیف کرد و گفت که اگر امروز شرکت را اداره میکرد، تماماً به مراکز داده هوش مصنوعی اختصاص میداد. در عین حال، او گفت: "من فکر میکنم از تمام داراییهایی که میتوانید نگه دارید، اگر فقط یکی باشد، آن بیتکوین خواهد بود."
چکلیست موقعیتیابی: چه چیزی روایت چرخش سرمایه از هوش مصنوعی به بیتکوین را تأیید میکند؟
نقطه تأیید اول پایهای اما گمشده است: اینکه او از کدام ETFهای بیتکوین استفاده میکند و آیا تخصیص مجدد از "برخی سودهای هوش مصنوعی" به یک تصمیم اندازهگیری تکراری رشد میکند یا خیر. مصاحبه زمان، مقادیر یا نمادها را فاش نکرد، که تفکیک یک تعادل یکباره از یک تغییر پایدار را دشوار میکند.
سریعترین راهی که چارچوب ریسک سیستماتیک دوباره قیمتگذاری میشود، نه یک هشدار دیگر، بلکه یک حادثه ناشی از هوش مصنوعی است که به یک بانک یا زیرساخت حیاتی به گونهای آسیب میزند که بازارها بتوانند اندازهگیری کنند. ون در چایس هیچ مثال فنی خاصی ارائه نداد، بنابراین هر اختلال واقعی در دنیای واقعی اولین نقطه داده سختی خواهد بود که نظریه او را از روایت به یک حق بیمه ریسک تبدیل میکند.
در سمت شرکتی، معاملهگران خواهند دید که آیا زیرساخت هوش مصنوعی همچنان در رقابت با استخراج برای جذب سرمایه در شرکتهایی مانند هات 8 موفق است یا خیر، که این ادعای او را تقویت میکند که مراکز داده هوش مصنوعی دارای توجیه تجاری قویتری هستند. اگر این روند تخصیص سرمایه ادامه یابد، میتواند نحوه ارزیابی بازار از سهام زیرساختهای مرتبط با کریپتو را نسبت به مواجهه با استخراج خالص تغییر دهد.
قطعه دیگری که حل نشده این است که آیا داستان "سرمایه هوش مصنوعی منحرف شده از بیتکوین" با دادههای جریان قابل اندازهگیری، جذابیت بیشتری پیدا میکند یا خیر. دامنه قیمت-سقف ون در چایس از 200,000 تا 250,000 دلار به عنوان تفسیر او ارائه شد و تا زمانی که تغییر تخصیص در جریانهای سرمایهگذاری یا در افشاگریهای مکرر از سایر تخصیصدهندگان بزرگ نشان داده نشود، به همین شکل باقی خواهد ماند.
خوانش من: این یک سیگنال احساس است، نه یک کاتالیزور—تا زمانی که جریانها یا حوادث نشان داده شوند.
هشدار هوش مصنوعی تیترها را به خود جلب خواهد کرد، اما این نشانه پرتفوی است که معاملهگران واقعاً میتوانند از آن استفاده کنند: او بهطور صریح برخی از سودهای هوش مصنوعی را دوباره به مواجهه با بیتکوین از طریق ETFها اختصاص میدهد پس از اینکه گفت مقدار زیادی بیتکوین فروخته است تا هوش مصنوعی را تأمین مالی کند.
این، هوش مصنوعی و بیتکوین را بهعنوان سطلهای رقیب در روشی که با رفتار بسیاری از کتابهای اختیاری مطابقت دارد، قاب میکند، حتی اگر به ندرت آن را بهطور علنی بیان کنند.
آستانهای که اهمیت دارد این است که آیا این به رفتار قابل مشاهدهای فراتر از تعادل یک سرمایهگذار تبدیل میشود، چه از طریق انتخابهای ETF افشا شده و اندازه تخصیص در حال رشد، یا از طریق دادههای جریان و حادثه که روایت ریسک سیستماتیک را به قیمتگذاری تحمیل میکند. تا زمانی که یکی از اینها ظاهر نشود، این بیشتر شبیه یک سیگنال احساس است تا یک کاتالیزور، و تنها زمانی عملی میشود که جایی که سرمایه واقعاً قرار میگیرد را تغییر دهد.