
صندوق بینالمللی پول: توکنسازی راهی سریع برای تسویه
توبیاس آدریان گفت که ریسک میتواند از واسطهها به زیرساختهای مشترک منتقل شود و تکهتکه شدن یک حالت شکست کلیدی است.
صندوق بینالمللی پول (IMF) توکنسازی را از یک آزمایش مرتبط با ارزهای دیجیتال به یک ارتقاء ساختار بازار ارتقا میدهد که هدف آن فشردهسازی زمانهای تسویه است. همچنین هشدار میدهد که همین تغییر میتواند ریسک را در زیرساختهای مشترک و در پلتفرمهای تکهتکه و ناسازگار متمرکز کند اگر استانداردها و مقررات متفاوت باشند.
نکات کلیدی
- توکنسازیمیتواند "فرایند تسویه چند روزه امروز را به معاملات تقریباً آنی فشرده کند" با قرار دادن داراییها، تسویه و نگهداری سوابق بر روی یک دفتر مشترک، به گفته مقام IMF، توبیاس آدریان.
- لنز ریسک IMF بر زیرساخت متمرکز است، با انتقال ریسک به سمت قراردادهای هوشمند، دفترهای توزیعشدهو ارائهدهندگان خدمات کلیدی.
- عدم وجود استانداردهای مشترک و تنظیم مقررات هماهنگ میتواند بازارهای توکنیزه شده را در پلتفرمهای ناسازگار تکهتکه کند و کانالهای جدیدی از ریسک سیستمیک ایجاد کند.
- گزارشها حاکی از آن است که Clearing House هدفگذاری کرده است تا در اوایل سال ۲۰۲۷ یک شبکه سپرده توکنیزه راهاندازی کند که به منظور نگهداری سپردهها در بانکهای تحت نظارت و همزمان امکان پرداختهای برنامهریزیشده را فراهم کند.
صندوق بینالمللی پول: توکنسازی میتواند تسویه T+2 را به تسویه تقریباً آنی تبدیل کند
توبیاس آدریان، مشاور مالی صندوق بینالمللی پول و مدیر بخش بازارهای پولی و سرمایهای آن، در یک پست وبلاگی در تاریخ ۲ ژوئیه اظهار داشت که توکنسازی میتواند بهطور بنیادی زیرساختهای بازارهای مالی را تغییر دهد. ادعای اصلی در مورد کارایی، فشردهسازی تسویه است: با آوردن داراییها، تسویه و ثبت سوابق بر روی یک دفتر کل مشترک، توکنسازی میتواند "فرایند تسویه چند روزه امروز را به معاملات نزدیک به آنی فشرده کند."
برای معاملهگران، این چارچوب اهمیت دارد زیرا توکنسازی را به عنوان یک ارتقاء ساختار بازار در نظر میگیرد نه یک محصول خاص در دنیای ارزهای دیجیتال. اگر سیاستگذاران و نهادهای بزرگ همچنان درباره تسویه و مکانیزمهای پس از معامله صحبت کنند،آر.دبلیو.ایو روایت توکنسازی میتواند زنده بماند حتی زمانی که کاتالیزورهای کریپتو در بازار آرام هستند.
صندوق بینالمللی پول همچنین یک "پنجره باریک" برای سیاستگذاران توصیف کرد تا نحوه تکامل بازارهای توکنشده را شکل دهند و به تصمیمات در مورد داراییهای تسویه، حاکمیت، قابلیت همکاری و نقش بانکهای مرکزی به عنوان عوامل تعیینکننده اشاره کرد.
جایی که ریسک حرکت میکند: قراردادهای هوشمند، دفاتر کل و ارائهدهندگان خدمات
هشدار آدریان این نیست که ریسک با تسویه سریعتر ناپدید میشود. بلکه جابهجا میشود. او نوشت که توکنسازی "ریسکها را از واسطههای مالی سنتی به سمت زیرساختهای اصلی، از جمله قراردادهای هوشمند، دفترهای توزیعشده و ارائهدهندگان خدمات منتقل میکند."
این یک دیدگاه زیرساختمحور از ثبات مالی است. در یک بازار توکنیزه، نقاط گلوگاهی سیستماتیک کمتر به شکست یک کارگزار یا عضو تسویه خاص مربوط میشود و بیشتر به شکست ریلهای مشترک، حمله به آنها یا محدودیتهای عملیاتی مربوط است. قابلیت اطمینان قراردادهای هوشمند، تابآوری دفتر کل و تمرکز در میان ارائهدهندگان خدمات به متغیرهای ریسک دمی تبدیل میشود که اهمیت دارد، بهویژه اگر نقدینگی و تسویه به تعداد کمی از پلتفرمها یا اپراتورها وابسته شوند.
صندوق بینالمللی پول همچنین این موضوع را به انتخابهای نظارتی مرتبط کرد. این نهاد بهطور صریح تصمیمات مربوط به حاکمیت و داراییهای تسویه را بهعنوان اهرمهایی شناسایی کرد که میتوانند تعیین کنند آیا توکنسازی کارایی را بهبود میبخشد یا ریسکهای سیستمی جدیدی را معرفی میکند.
هشدار تکهتکه شدن: پلتفرمهای ناسازگار به عنوان یک کانال ریسک سیستماتیک
هشدار صندوق بینالمللی پول درباره تکهتکه شدن صریح است: “بدون استانداردهای مشترک و تنظیم مقررات هماهنگ، بازارهای توکنیزه ممکن است در “پلتفرمهای ناسازگار” تکهتکه شوند و “منابع جدیدی از ریسک سیستمی” ایجاد کنند.”
قابلیت همکاری معمولاً به عنوان یک ترجیح فنی مطرح میشود. در اینجا به عنوان یک مسئله ثبات چارچوببندی شده است. اگر توکنشدهاستخرهای نقدینگیدر نهایت با انتخاب دفتر کل، استانداردهای پیامرسانی و انباشتهای انطباقی جدا میشوند، بازار میتواند مزایای خالصسازی و قابلیت تعویضی را که باعث ارزشمندی فشردهسازی تسویه میشود، از دست بدهد.
تکهتکه شدن همچنین احتمال اینکه نهادهای نظارتی برای قوانین هماهنگ فشار بیاورند را افزایش میدهد، نه تنها برای حفاظت از سرمایهگذاران بلکه برای جلوگیری از تبدیل شدن یک مجموعه ناهمگون از ریلهای ناسازگار به یک تقویتکننده استرس.
سیگنالدهی نهادی در حال حاضر قابل مشاهده است. گزارشها حاکی از آن است که Clearing House، که متعلق به بانکهایی از جمله JPMorgan Chase، Bank of America و Barclays است، در اوایل سال ۲۰۲۷ قصد دارد یک شبکه سپرده توکنیزه راهاندازی کند که هدف آن نگهداشتن سپردهها در سیستم بانکی تنظیمشده و همزمان امکان پرداختهای سریع و برنامهریزیشده باشد.
سیگنالهایی که باید مراقب آنها بود: صندوق بینالمللی پول هشدار میدهد که توکنسازی سرعت تسویه را افزایش میدهد، اضافه میکند
در ایالات متحده، کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) در حال تلاش برای روشن کردن نحوه اعمال قوانین موجود اوراق بهادار بر داراییهای توکنیزه شده است به جای ایجاد یک چارچوب جداگانه. ریسک کاتالیزور در کوتاهمدت این است که آیا این نهاد معافیت نوآوری را برای آزمایش پلتفرمهای معاملاتی مبتنی بر بلاکچین برای اوراق بهادار توکنیزه شده، از جمله شرایط لازم و محدودیتها، رسمی میکند یا زمانبندی میکند.
تاجران همچنین باید به تأیید و جزئیات طراحی شبکه سپرده توکنیزه شده گزارش شده توسط The Clearing House در اوایل سال ۲۰۲۷ توجه کنند، از جمله شرکتکنندگان، تأییدیههای نظارتی و اینکه آیا سیستم به گونهای ساخته شده است که با سایر ریلهای توکنیزه شده تعامل داشته باشد.
سیگنال سوم کار استانداردها است که به نگرانی IMF در مورد تکهتکه شدن پاسخ میدهد: اقدامهای ملموس در زمینه تعاملپذیری، انتخاب داراییهای تسویه و حکمرانی که به نقدینگی اجازه میدهد در پلتفرمها گسترش یابد به جای اینکه درون آنها محبوس شود.
سناریوی مثبت توکنیزه کردن سرعت است—اما تجارت بر روی حکمرانی و تعاملپذیری است.
من پیام IMF را به عنوان تلاشی برای بازتعریف توکنیزه کردن به عنوان زیرساخت، نه روایت میخوانم. آستانهای که اهمیت دارد این است که آیا سیاستگذاران به سرعت بر روی داراییهای تسویه، حکمرانی و تعاملپذیری همگرایی پیدا میکنند تا نقدینگی توکنیزه شده واقعاً بتواند مانند یک بازار یکپارچه عمل کند نه مجموعهای از باغهای محصور.
این بیشتر شبیه یک کاتالیزور احساسی به نظر میرسد تا یک تغییر بنیادی تا زمانی که SEC پارامترهای واقعی را در مورد "معافیت نوآوری" تعیین کند و ریلهای تحت رهبری بانک مانند شبکه Clearing House جزئیات طراحی و مشارکت قابل قبولی را منتشر کنند.
اگر تعاملپذیری و حکمرانی به استانداردهای مشترک تبدیل شوند، این ساختار به نظر میرسد که بیشتر ساختاری باشد تا روایتمحور، زیرا این است که تعیین میکند آیا توکنیزه کردن نقدینگی را بدون متمرکز کردن ریسک شکست در چند قطعه زیرساخت گسترش میدهد.