
جوردی ویسر: بیتکوین برای فراوانی هوش مصنوعی ساخته شده است
سرمایهگذار کلان همچنین بازار دارایی دیجیتال ۱۰۰ تریلیون دلاری را ترسیم کرد که بیتکوین ۳۳٪ سهم دارد و گفت که هرگز BTC را نفروخته است.
سرمایهگذار کلان، جوردی ویسر، استدلال کرد که بیتکوین بهطور ساختاری در موقعیتی قرار دارد که از یک اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی بهرهمند شود، زیرا هوش مصنوعی میتواند فراوانی ایجاد کند اما نمیتواند کمیابی ایجاد کند. در همان بحث، او خواستار این شد که اتریوم در سال آینده در زمینه توکنسازی و رشد استیبلکوینها از بیتکوین پیشی بگیرد در حالی که بیتکوین را به عنوان بالاترین سرمایهگذاری بلندمدت خود حفظ کند.
نکات کلیدی
- جوردی ویسر گفتبیتکوین«تنهاداراییاست که برای پیروزی در دنیایی که هوش مصنوعی فراوانی ایجاد میکند اما نمیتواند کمیابی ایجاد کند، ساخته شده است.»
- او یک دیدگاه اندازهگیری بازار بلندمدت را ترسیم کرد که در آنداراییهای دیجیتالبه حداقل ۱۰۰ تریلیون دلار میرسند و بیتکوین حداقل ۳۳٪ از آن ارزش را در اختیار دارد.
- ویسر گفت که هرگز یک بیتکوین هم نفروخته و برنامهای برای شروع ندارد.
- او انتظار دارد که اتریوم در سال آینده از بیتکوین پیشی بگیرد و این پیشبینی را به توکنسازی و پذیرش استیبلکوینها مرتبط میداند.
تز فراوانی هوش مصنوعی ویسر بیتکوین را در موقعیت کمبود قرار میدهد.
مکانیسم اصلی ویسر ساده است: هوش مصنوعی عرضه بسیاری از "کالاهای" اقتصادی را با ارزانتر کردن تولید، توزیع و تصمیمگیری افزایش میدهد، اما کمبود را تولید نمیکند. در این چارچوب، او استدلال میکند که داراییای که برنده میشود، آن است که عرضهاش نمیتواند تکرار، تورم یا بهطور رقابتی تولید شود.
در پادکست Journeyman، ویسر بیتکوین را در آن جایگاه قرار داد و آن را "تنها دارایی ساخته شده برای پیروزی در دنیایی که هوش مصنوعی فراوانی ایجاد میکند اما نمیتواند کمیابی ایجاد کند" نامید. او BTC را به عنوان معادل دیجیتال طلا معرفی کرد و استدلال کرد که این دارایی نقش محافظت در برابر کمیابی را در یک اقتصاد دیجیتال "به همان شیوهای که طلا در یک اقتصاد فیزیکی انجام میداد" ایفا میکند.
او همچنین روایت را به طور مستقیم به سرعت اختلال هوش مصنوعی مرتبط کرد و گفت که او بیتکوین را "به طور مستقیم مرتبط با سرعت اختلال هوش مصنوعی میبیند نه جدا از آن." این یک ادعای جهتدار است نه یک پیوند اندازهگیری شده در این بخش. در خلاصه بحث هیچ دادهای وجود ندارد که نرخهای پذیرش هوش مصنوعی را به جریانهای BTC مرتبط کند،نوسانیا همبستگیها.
$100T چارچوب دارایی دیجیتال—و آنچه 33% سهم BTC نشان میدهد
ویسر چارچوب کمیابی را با یک دیدگاه بزرگ از بالا به پایین ترکیب کرد: "جهان دارایی دیجیتال به حداقل 100 تریلیون دلار میرسد، بیتکوین حداقل 33% از آن بازار را در اختیار دارد و ریاضیات بقیه را انجام میدهد." از نظر مکانیکی، این یک مدل دو پارامتری است. اندازه کل بازار پای را تعیین میکند و سهم BTC برش را تعیین میکند.
نکته این است که این بخش فرضیات میانی را ارائه نمیدهد که چارچوب را به عنوان یک مدل قابل معامله کند. هیچ افق زمانی برای رقم 100 تریلیون دلار وجود ندارد، هیچ منحنی پذیرشی وجود ندارد و هیچ تجزیه و تحلیلی از آنچه به عنوان "داراییهای دیجیتال" در کل حساب میشود وجود ندارد. بدون اینها، چارچوب به عنوان یک لنگر جهتدار با اعتماد بالا خوانده میشود نه پیشبینی که بتوانید هر سه ماه یک بار بهروزرسانی کنید.
موضعگیری شخصی ویسر سیگنال اعتماد است که چارچوب را قابل فهم میکند. او گفت "هرگز یک بیتکوین هم نفروخته و هیچ قصدی برای شروع ندارد." این یک تماس تاکتیکی در مورد یک چرخه نیست. این یک موضع نگهداری بلندمدت است که با ایدهای که BTC دارایی کمیابی است که شما از طریق بازسازی جریانهای نقدی و مدلهای کسبوکار تحت تأثیر هوش مصنوعی مالک آن هستید، سازگار است.
چرا ویسر فکر میکند ETH میتواند در 12 ماه آینده BTC را شکست دهد
باربل ویسر صریح است: بیتکوین محافظت در برابر کمیابی بلندمدت است، اما اتریوم شرط نسبت عملکرد در مدت نزدیکتر است. او گفت که انتظار دارد اتریوم "در سال آینده به دلیل رونق توکنسازی و استیبلکوینها از بیتکوین بهتر عمل کند."
توکنسازی، در چارچوب او، به معنای انتقال داراییهای مالی دنیای واقعی مانند سهام، اوراق قرضه یا صندوقها به یک بلاکچین است تا بتوان آنها را به صورت دیجیتال صادر، معامله و تسویه کرد. استیبلکوینها لایه تسویه در آن جهان هستند، توکنهای کریپتویی که برای پیگیری یک ارزش پایدار، معمولاً ۱ دلار، طراحی شدهاند و برای معامله، پرداختها و تسویه درون زنجیرهای استفاده میشوند. اگر هر دو رشد کنند، نتیجه مکانیکی آن فعالیت بیشتر درون زنجیرهای است که به فضای بلاک و اجرا نیاز دارد.
ویسر اتریوم را به عنوان “یک کالای مرتبط با تقاضای محاسبات بلاکچین” توصیف کرد و استدلال کرد که اعتمادی که در طول سالها ساخته شده، آن را “انتخاب طبیعی برای بانکها و مؤسسات مالی که وارد این فضا میشوند” میسازد. این مسیر پذیرش نهادی است: نه “ETH به خاطر روایت”، بلکه ETH به خاطر زیرساختهایی که مؤسسات انتخاب میکنند و تقاضای محاسبات را هدایت میکند.
او همچنین دیدگاه گستردهتری درباره سبد سرمایهگذاری را نشان داد و گفت که Zcash را به خاطر "روایت حریم خصوصی" خود نگه میدارد. این یادآوری است که چارچوب او بهطورStrictly به حداکثرسازی دو دارایی محدود نمیشود. BTC به عنوان لنگر کمیابی، ETH به عنوان تجارت پذیرش و تسویه، و یک بخش کوچکتر حریم خصوصی است.
سیگنالهای تأیید که معاملهگران میتوانند در استیبلکوینها و صدور داراییهای زنجیرهای پیگیری کنند
ویسر سعی کرد داستان ریسکگریزی ناشی از نرخها را با این استدلال که بازار اوراق قرضه مانند یک بحران رفتار نمیکند، آرام کند. او گفت: "ETFs اوراق قرضه ۲۰ ساله و بیشتر ایالات متحده تنها ۳٪ از ابتدای سال کاهش یافتهاند" و به "اوراق قرضه" اشاره کرد.بازدهنگرانی "پانیک" بیش از حد بزرگنمایی شده است و افزایش بازده را به تولید ناخالص داخلی اسمی قوی، حاشیههای سود رکوردی و بهرهوری هوش مصنوعی در مراحل اولیه نسبت میدهد تا به استرس سیستماتیک.
تولید ناخالص داخلی اسمی، خروجی است که به دلارهای جاری اندازهگیری میشود و شامل تورم میباشد. ETFهای خزانهداری با سررسید بیش از ۲۰ سال، صندوقهایی هستند که اوراق قرضه دولتی ایالات متحده با سررسیدهای بیش از ۲۰ سال را در اختیار دارند و معمولاً به تغییرات نرخ بهره حساس هستند.
زیرا ETF(s) خاص و تاریخ مربوطه در این بخش ذکر نشدهاند، آن رقم -3% بهتر است به عنوان زمینهای جهتدار در نظر گرفته شود، نه به عنوان یک سیگنال دقیق بین داراییها. یک پیگیری که نماد(های) دقیق و زمانسنجی را شناسایی کند، ادعای کلان را آسانتر برای تأیید میکند.
برای پنجره ETH بر روی BTC که او پیشبینی میکند، تأییدها ملموستر هستند. رشد عرضه استیبلکوین و روندهای صدور جدید، نمایانگر تقاضای تسویهحساب زنجیرهای هستند که او آن را به قدرت نسبی اتریوم مرتبط میداند. بهطور جداگانه، افزایشهای قابل مشاهده در بدهیهای توکنیزهشده، سهام و سایر داراییهای دنیای واقعی، "توکنیزهسازی و رونق استیبلکوین" را بهعنوان موضوعی فراتر از یک کنفرانس تأیید میکند.
ویسر همچنین توکنسازی را به عنوان رقابت در سطح دولتی توصیف کرد و گفت: "توکنسازی به یک رقابت ژئوپولیتیکی تبدیل میشود که به اندازه خود هوش مصنوعی حیاتی است" و هشدار داد که کشورهایی که نتوانند داراییها را روی زنجیره قرار دهند، در طول زمان با "بازارهای سرمایه عمیقتر و کمنقدینگی" مواجه خواهند شد.
او به رابینهود به عنوان "پلتفرم ایدهآل میانهای که مالیات سنتی را با کریپتو ترکیب میکند" اشاره کرد و گفت که سرعت سرمایه میتواند به شدت افزایش یابد زمانی که توکنسازی به پذیرش اصلی در "بدهی، سهام و داراییهای دنیای واقعی" برسد. اگر رابینهود گسترش یابد یا به طور واضحتری زیرساختهای انتقال از مالی سنتی به کریپتو را مطابق با آن فرضیه برجسته کند، این یک نقطه داده تمیز و قابل مشاهده خواهد بود که نشان میدهد لایه توزیع در حال حرکت است.
خوانش من: این یک روایت BTC با یک پنجره کاتالیزور ETH است
آستانهای که در اینجا اهمیت دارد این است که آیا توکنسازی و استیبلکوینها به تقاضای تسویه پایدار و قابل مشاهده تبدیل میشوند یا فقط به اعلامیههای دورهای. ادعای BTC ویسر یک روایت است که میتواند بدون اثبات در کوتاهمدت ادامه یابد زیرا کمبود یک داستان بلندمدت است، اما پیشبینی او درباره ETH بهطور صریح به "در طول سال آینده" محدود است و برای حفظ اعتبار به شواهد جریان نیاز دارد.
اگر صدور استیبلکوین تسریع شود و فعالیت داراییهای توکنشده به حدی عادی شود که بهعنوان یک خط روند ظاهر شود، این ساختار بهجای اینکه تحت تأثیر روایت باشد، ساختاری به نظر میرسد. اگر این معیارها ثابت بمانند در حالی که داستان کلان به "ETFهای خزانهداری ۲۰ ساله و بیشتر" و خوشبینی گسترده به AI تکیه کند، چارچوب BTC هنوز میتواند حفظ شود، اما پنجره کاتالیزور ETH به یک معامله احساسی بهجای یک معامله پذیرش تبدیل میشود.