
تیمهای حقوقی به ۸۷٪ استفاده از genAI رسیدند
ضمیمههای هوش مصنوعی در قراردادهای فروشندگان به عنوان لایه کنترل در حال ظهور هستند زیرا عوامل قانونی به تولید وارد میشوند.
شرکتهای حقوقی بزرگ و دپارتمانهای حقوقی شرکتی در حال اجرای عوامل هوش مصنوعی در تولید برای بررسی قرارداد، نظارت بر مقررات و کشف اولیه هستند. با پذیرش که اکنون در سال ۲۰۲۶ به ۸۷٪ گزارش شده است، مشاوران عمومی از تصمیمات آزمایشی به حاکمیت مبتنی بر قرارداد و کنترلهای تأمینکننده منتقل میشوند.
نکات کلیدی
- عوامل هوش مصنوعیدر تولید در شرکتهای حقوقی بزرگ و دپارتمانهای حقوقی شرکتی برای بررسی قرارداد، نظارت بر مقررات و کشف اولیه استفاده میشوند.
- یک مطالعه ذکر شده از FTI Consulting و Relativity استفاده از هوش مصنوعی مولد در تیمهای حقوقی را در سال ۲۰۲۶ به ۸۷٪ رسانده است، که از ۴۴٪ در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است، در حالی که نقشههای راه فناوری رسمی از ۲۵٪ به ۵۳٪ افزایش یافتهاند.
- خلاصهسازی (۸۳٪) و شناسایی بندهای قرارداد (۶۳٪) موارد استفاده گزارش شده را رهبری کردند، به همراه کشف الکترونیکی و بررسی مستندات، تهیه قرارداد و بررسی اولیه.
- عامل حقوقی مایکروسافت و ابزار ساخت عامل سفارشی هاروی به عنوان مثالهایی از جریانهای کاری حقوقی خودکار که به سمت استقرار اصلی حرکت میکنند، برجسته شدند.
از آزمایشهای GenAI به هوش مصنوعی عامل در تولید حقوقی
دپارتمانهای حقوقی دیگر هوش مصنوعی را به عنوان یک ابزار بهرهوری در محیطهای آزمایشی نمیبینند. تغییر عملی این است که سیستمهای هوش مصنوعی عامل، به معنای سیستمهایی که میتوانند با هدایت انسانی کمتر به سمت اهداف اقدام کنند، اکنون در محیطهای تولیدی در شرکتهای حقوقی بزرگ و دپارتمانهای حقوقی شرکتی برای بررسی قراردادها، نظارت بر تغییرات مقررات و مدیریت کشف اولیه استفاده میشوند.
این موضوع مهم است زیرا شغل مشاور عمومی را دوباره تعریف میکند. گزارش سوال اصلی را از اینکه آیا باید هوش مصنوعی را به کار بگیریم به اینکه چگونه باید سیستمهای خودکار در حال اجرا را مدیریت کنیم، تغییر میدهد. هوش مصنوعی مولد، به معنای مدلهایی که متنهای جدیدی مانند خلاصهها یا بندهای پیشنویس ایجاد میکنند، آزمایش را تسریع میکند. هوش مصنوعی عامل استقرار را تسریع میکند، جایی که ریسک حقوقی دیگر فرضی نیست و به یک مشکل پاسخ به حادثه تبدیل میشود.
خودمختاری ویژگی و حالت شکست است. سیستمی که میتواند ویرایشها را پیشنویس کند، بندها را علامتگذاری کند یا کارها را بدون انتظار برای یک دستور انسانی هدایت کند، میتواند تصمیمات را سریعتر از آنچه که حلقههای نظارتی میتوانند شناسایی کنند، اتخاذ کند و این امر منجر به قرار گرفتن در معرض عدم انطباق قانونی و آسیبهای شخص ثالث میشود.
حکمرانی از طریق قرارداد: الحاقات هوش مصنوعی به لایه کنترل تبدیل میشوند
پاسخ حکمرانی توصیف شده در گزارش، یک کمیته جدید یا یک داشبورد جدید نیست. این قرارداد است. الحاقات هوش مصنوعی در توافقات فروشندگان به عنوان ابزاری اصلی برای محافظت از سازمانها در برابر تجاوز فروشندگان هوش مصنوعی توصیف میشوند، بهویژه با مشخص کردن اینکه مسئولیت چگونه زمانی که یک سیستم خودمختار اشتباه عواقبداری مرتکب میشود، تقسیم میشود.
از نظر مکانیکی، این الحاقات مانند یک لایه کنترل عمل میکنند که بالای مدل و جریان کار قرار دارد. هدف آنها تعریف این است که سیستم چه کارهایی مجاز به انجام است، چه چیزی به عنوان نقض محسوب میشود و چه کسی در صورت بروز مشکل هزینه را پرداخت میکند. گزارش به حوزههای پوشش اشاره میکند که شامل اعمال و omissions، نقض قوانین و سوالات مربوط به مسئولیت مرتبط با رفتار خودمختار است.
اینجا است که "عاملیت" به اصطکاک تأمین تبدیل میشود. اگر یک فروشنده یک عامل را میفروشد که میتواند اقداماتی در داخل یک جریان کار قانونی انجام دهد، تیم حقوقی خریدار اکنون در حال مذاکره در مورد شرایط مرزی آن خودمختاری است. گزارش، قرارداد برای این حفاظتها را به عنوان یک شایستگی اصلی مشاور عمومی توصیف میکند، که به نوعی دیگر به این معناست که گلوگاه از قابلیت مدل به شرایط قابل اجرا منتقل میشود.
یک شکاف مهم در بسته، دامنه است. گزارش، الحاقات هوش مصنوعی را به عنوان ابزارهای اصلی حفاظت توصیف میکند، اما به کمیت اینکه این بندها در بازار گستردهتر چقدر استاندارد شدهاند یا اینکه آیا به زبان مشترکی نزدیک میشوند، اشاره نمیکند.
سیگنالهای فروشنده: نماینده حقوقی مایکروسافت و فشار نماینده سفارشی هاروی
چشمانداز فروشندگان در گزارش به نظر میرسد که به همگرایی میرسد: شرکتهای بزرگ فناوری و متخصصان هر دو به سمت کار قانونی خودمختار به عنوان اهرم پیش میروند. نماینده حقوقی مایکروسافت به عنوان نماینده ابزارهایی که به مشاوران عمومی میرسد، ذکر شده است و قابلیتهای توصیف شده شامل تجزیه و تحلیل اسناد، پیشنویس ویرایشها و بررسی قراردادها است.
در سمت متخصصان، هاروی به عنوان ساخت یک "لایه عامل" برای شرکتهای حقوقی معرفی شده است. گزارش میگوید که مدیرعامل هاروی، وینستون وینبرگ، ابزاری را معرفی کرده است که به شرکتهای حقوقی اجازه میدهد عوامل هوش مصنوعی سفارشی متناسب با حوزههای خاص عملی بسازند.
هاروی به عنوان ارائهدهنده خدمات به بیش از 700 مشتری در 58 کشور توصیف میشود، با پذیرش 70٪ از شرکتهای AmLaw 10 و نزدیک به 50٪ از شرکتهای AmLaw 100، ردهبندیهایی که اغلب به عنوان معیاری برای نفوذ شرکتهای برتر استفاده میشود.
سیگنال تجاری این است که این پروژه مانند یک راهاندازی تولیدی تأمین مالی و پرسنل میشود، نه یک چرخه نمایشی. هاروی در مارس 2026، 200 میلیون دلار با ارزیابی 11 میلیارد دلار جمعآوری کرد، با بودجههایی که به سمت گسترش عوامل هوش مصنوعی و رشد تیمهای مهندسی حقوقی که با مشتریان ادغام شدهاند، هدایت میشود. تیمهای ادغام شده در اینجا نشانه هستند.
آنها معمولاً زمانی ظاهر میشوند که محصول در حال ادغام در جریانهای واقعی با محدودیتهای واقعی است، نه زمانی که در انزوا آزمایش میشود.
دادههای پذیرش در گزارش تأیید میکند که این تغییر واقعی است. گزارشی از FTI Consulting و Relativity که بر اساس مصاحبه با 30 مشاور عمومی و یک نظرسنجی از 224 رئیس حقوقی تهیه شده، نشان داد که 87٪ از تیمهای حقوقی در سال 2026 استفاده از هوش مصنوعی تولیدی را گزارش میدهند در حالی که این رقم در سال 2025 برابر با 44٪ بود.
نقشههای راه فناوری رسمی از 25٪ در سال گذشته به 53٪ افزایش یافته است، که نوعی سیگنال فرآیندی است که معمولاً زمانی ظاهر میشود که یک عملکرد در حال نهادینه کردن هزینه و حاکمیت است.
موارد استفاده به سمت وظایف با حجم بالا و تأثیر بالا متمایل است. رایجترین موارد شامل خلاصهسازی (83٪) و شناسایی بندهای قرارداد (63٪) بود، به همراه کشف الکترونیکی، به معنای فرآیند جمعآوری و بررسی اطلاعات ذخیره شده به صورت الکترونیکی برای مسائل حقوقی، به علاوه بررسی اسناد، نگارش قرارداد و بررسی اولیه.
این گزارش شامل دو نقل قول است که تغییر لحن در داخل عملیات حقوقی را به تصویر میکشد. «هوش مصنوعی تولیدی به یک عنصر ثابت در اکثر دپارتمانهای حقوقی تبدیل شده است»، گفت سوفی راس، مدیرعامل جهانی FTI Technology. دیوید هورگان، مشاور کشف در Relativity، استفاده از GC را از 20٪ در سال 2023 به 87٪ «امروز» توصیف کرد و آن را پایان آنچه که او «عصر وکیل لودیتی» نامید، خواند.
سیگنالهایی برای نظارت بر تغییرات هوش مصنوعی حقوقی از آزمایشها به
گام بعدی این داستان این است که آیا شرایط حاکمیتی قابل حمل میشوند یا خیر. اگر الحاقات هوش مصنوعی و بندهای حاکمیت نماینده در تأمینکردنهای شرکتی استاندارد شوند، انتظار داشته باشید که زبان مشترک حول اعمال و سهلانگاریها، نقض قانون و مسئولیتتخصیصسختتر شود، زیرا این چیزی است که فروش «نماینده» را در میان خریداران مقیاسپذیر میکند.
معیارهای پذیرش همچنین باید به دو دسته تقسیم شوند: آزمایش و تولید. رقم 87٪ ذکر شده از نظر جهتگیری قوی است، اما بسته اطلاعاتی تعریفی از آنچه که به عنوان «استفاده» واجد شرایط است ارائه نمیدهد و مشخص نمیکند که چند استقرار واقعاًنمایندههای خودمختاردر مقابل کمکرانندههای مبتنی بر درخواست هستند.
در سمت محصول، ریتم بیشتر از بازاریابی اهمیت دارد. عامل حقوقی مایکروسافت با قابلیتهای خاصی در زمینه تحلیل مستندات، ویرایش پیشنویسها و بررسی قراردادها توصیف شده است. سیگنال این خواهد بود که آیا این قابلیتها به گونهای گسترش مییابند که نیاز به نظارت انسانی را کاهش دهند یا اینکه همچنان محدود به جریانهای بررسی باقی میمانند.
سیگنالهای بعدی گسترش شرکت هاروی احتمالاً از طریق تیمهای مهندسی حقوقی درونساخت و نرخ استقرار عوامل سفارشی پس از جمعآوری ۲۰۰ میلیون دلاری در مارس ۲۰۲۶ با ارزشگذاری ۱۱ میلیارد دلار خواهد بود. در اینجا است که «عوامل سفارشی» یا به یک حرکت محصول تکرارپذیر تبدیل میشوند یا داستان یکپارچهسازی سنگین خدمات.
نظر من: پذیرش عوامل شرکتی در حال تبدیل حقوق به گلوگاه است—و این یک سیگنال سرمایهگذاری است.
آستانهای که اهمیت دارد این نیست که آیا تیمهای حقوقی «از AI استفاده میکنند». اعداد خود گزارش قبلاً به این سوال پاسخ میدهند، با ۸۷٪ استفاده گزارش شده در سال ۲۰۲۶ و ۵۳٪ که نقشهراه فناوری رسمی را گزارش میکنند. نقطه عطف این است که حقوق به سیستمهای خودمختار به عنوان ریسک عملیاتی زنده نگاه میکند و مکانیزم اجرایی به حاکمیت از طریق قرارداد با الحاقات AI که مسئولیت اعمال، omissions و نقضهای قانونی را تخصیص میدهد، تغییر میکند.
اگر زبان الحاقات AI شروع به استانداردسازی کند و فروشندگان بتوانند بدون بازنگری مسئولیت هر بار به آن فروش کنند، جریانهای کاری حقوقی عاملی شروع به شبیهسازی یک دستهبندی شرکتی مقیاسپذیر به جای یک کسبوکار یکپارچهسازی سفارشی میکنند. تفاوت عملی این است که آیا خودمختاری میتواند در حجم بالا مستقر شود بدون اینکه تأمینکردن محدودیت نرخ شود.