
زیمبابوه برای شرکتهای رمزارزی نیاز به ثبتنام در بانک مرکزی دارد، با هزینهها و وضعیت تخلف
این چارچوب هزینه ثبتنام اولیه ۵۰۰ دلار، هزینه تمدید سالانه ۴۰۰ دلار را تعیین میکند و فعالیت بدون ثبتنام را تخلف میداند.
زیمبابوه به سمت رسمی کردن نظارت بر کسبوکارهای رمزارز حرکت کرده است و از شرکتها خواسته است که با بانک مرکزی کشور ثبتنام کنند. این چارچوب هزینه اولیه ۵۰۰ دلار، هزینه تجدید سالانه ۴۰۰ دلار را تعیین میکند و فعالیت بدون ثبتنام را به عنوان یک جرم تلقی میکند.
نکات کلیدی
- اکنون انتظار میرود که شرکتهای رمزارز در زیمبابوه تحت یک چارچوب نظارتی جدید با بانک مرکزی کشور ثبتنام کنند.
- برنامه ثبتنام بهطور صریح هزینه ۵۰۰ دلار اولیه و هزینه تجدید ۴۰۰ دلار در هر سال را تعیین میکند.
- اجرای کسبوکار رمزارز بدون ثبتنام تحت این سیاست به عنوان یک جرم تلقی میشود.
- جزئیات موجود شامل تاریخ مؤثر، زمانبندی اجرای قانون، دستههای کسبوکار تحت پوشش یا جدول جریمه فراتر از تعیین جرم نیست.
زیمبابوه ثبتنام بانک مرکزی برای شرکتهای رمزارز را معرفی میکند.
زیمبابوه در حال حرکت به سمت تنظیم بخش رمزارز خود با الزام شرکتها به ثبتنام با بانک مرکزی کشور است. برای شرکتکنندگان بازار، عنوان خبر مبلغ هزینه نیست. بلکه تغییر در اینکه چه کسی بهطور قانونی مجاز به فعالیت است، مهم است.
رژیم ثبتنام بانک مرکزی یک مکانیزم دروازهبان است. این میتواند تعیین کند که کدام صرافیها، کارگزاران و ارائهدهندگان خدمات میتوانند بهطور قانونی با کاربران محلی مواجه شوند و کدام طرفهای مقابل به حدی پرخطر میشوند که نباید به آنها نزدیک شد. حتی قبل از شروع اجرای قانون، این نوع قوانین معمولاً رفتارها را تغییر میدهند.
بانکها، پردازشکنندگان پرداخت و پلتفرمهای بزرگتر معمولاً زودتر سیاستها را سختتر میکنند تا از گرفتار شدن در سمت نادرست نهاد نظارتی جلوگیری کنند.
هزینهها و وضعیت جرم: آنچه که چارچوب بهطور صریح تعیین میکند
این چارچوب شامل یک جدول هزینه تعریفشده است: ثبتنام هزینه اولیه ۵۰۰ دلار دارد و تجدید هر سال ۴۰۰ دلار هزینه دارد. این هزینه پیشبینیپذیر برای هر اپراتوری که میخواهد در چارچوب قانونی باقی بماند، ایجاد میکند.
قطعه دیگر صریح، ریسک قانونی است. فعالیت بدون ثبتنام اکنون یک جرم است. این کلمه بهتنهایی مهم است زیرا معادله را برای پلتفرمهایی که ممکن است زیمبابوه را به عنوان یک حوزه "بازار خاکستری" در نظر بگیرند، تغییر میدهد. همچنین محاسبات را برای طرفهای مقابل تغییر میدهد. اگر یک مکان، میز OTC یا شریک پرداخت ثبتنشده باشد، ریسک دیگر فقط شهرتی نیست. این به ریسک قانونی تبدیل میشود.
جدول هزینه همچنین تأثیراتی بر ساختار بازار دارد. هزینه ۵۰۰ دلار اولیه و ۴۰۰ دلار سالانه برای یک صرافی با سرمایهگذاری خوب زیاد نیست، اما میتواند برای اپراتورهای کوچکتر و کارگزاران غیررسمی در میدان معنادار باشد. با گذشت زمان، این میتواند فعالیت را به سمت ارائهدهندگان ثبتشده کمتر سوق دهد و نقدینگی را متمرکز کند و در صورت کاهش رقابت، ممکن است اسپردها را گسترش دهد.
آنچه هنوز نامشخص است: دامنه، تاریخ شروع و جریمهها
تأثیرات کوتاهمدت دشوار است زیرا جزئیات کلیدی پیادهسازی از اطلاعات موجود غایب است. گزارش مشخص نمیکند که الزام ثبتنام چه زمانی به اجرا در میآید یا اجرای قانون چه زمانی آغاز میشود.
همچنین مشخص نمیکند که کدام دسته از کسبوکارهای رمزارز باید ثبتنام کنند. این سؤال دامنه تفاوت بین یک محدوده مجوز باریک در اطراف صرافیها و یک شبکه وسیع است که کارگزاران، نگهدارندگان، میزهای OTC و ارائهدهندگان کیف پول را در بر میگیرد.
جریمهها یک شکاف دیگر هستند. در حالی که عملیات بدون ثبتنام به عنوان یک جرم توصیف شده است، جدول جریمهای در این بخش وجود ندارد.
بدون وضوح در مورد جریمهها، تحریمها یا احتمال مواجهه با جرم، اپراتورها نمیتوانند ریسک انطباق را بهطور دقیق قیمتگذاری کنند و معاملهگران نمیتوانند به راحتی ریسک طرف مقابل را ارزیابی کنند.پیامهای اجرایی که میتواند بر دسترسی محلی و ریسک طرف مقابل تأثیر بگذاردسیگنالهای بعدی که میتواند بازار را تحت تأثیر قرار دهد، رویهای هستند، نه روایتی. اولین سیگنال انتشار تاریخ مؤثر و زمانبندی شروع اجرای قانون است.
اگر این زمان کوتاه باشد، پلتفرمها ممکن است بهطور پیشگیرانه دسترسی به زیمبابوه را محدود کنند یا ثبتنام محلی را تا زمانی که وضعیت ثبتنام مشخص شود، متوقف کنند.
دومین سیگنال روشنسازی در مورد اینکه کدام نوع کسبوکارها تحت پوشش هستند، است. رژیمی که بهطور صریح شامل صرافیها و "ورودهای فیات" باشد، احتمالاً تأثیر سریعتری بر دسترسی محلی خواهد داشت تا یکی که بر روی زیرمجموعه باریکتری از واسطهها متمرکز است.
سومین سیگنال هر جدول جریمهای اعلامشده یا اقدامات اجرایی زودهنگام مرتبط با فعالیت بدون ثبتنام است. موارد اولیه معمولاً لحن را برای چگونگی اعمال قوانین به شدت تعیین میکنند.
در نهایت، معاملهگران باید به دنبال تأثیرات درجه دوم در خطوط فیات باشند: تغییرات در دسترسی بانکی، محدودیتهای ثبتنام و خروج، یا بهروزرسانیهای سیاستی از شرکای پرداخت محلی پس از راهاندازی ثبتنام باشند.چرا این برای صرافیهای مواجه با زیمبابوه و خطوط فیات مهم استمن این موضوع را بیشتر به عنوان یک داستان ساختار بازار تا یک داستان ریسک عنوان میکنم.
آستانهای که مهم است این است که آیا ثبتنام به یک فیلتر واقعی برای دسترسی به بانکداری و پرداختها تبدیل میشود، زیرا این است که تعیین میکند چه کسی میتواند بهطور قابلاعتماد نقدینگی را نقل قول کند و جریانها را تسویه کند.
اگر این قانون به سرعت و بهطور گسترده اجرا شود، این تنظیم به نظر میرسد که ساختاری است نه داستانی: تعداد کمتری از طرفهای قانونی، نقدینگی متمرکزتر و اصطکاک عملیاتی بالاتر برای هر کسی که به کاربران زیمبابوه خدمت میکند. اگر زمانبندی و دامنه مبهم بماند، این بیشتر شبیه یک کاتالیزور احساسات به نظر میرسد تا یک تغییر بنیادی، با تأثیر عملی که به زمانی که بانکها و خطوط پرداخت شروع به درخواست مدرک ثبتنام میکنند، وابسته است.
منابع