A black device with glowing green accents and

دیفای خودکار اجرا در زنجیره چیست: خط لوله تصمیم‌گیری به تسویه

By AI News Crypto Editorial Team11 دقیقه مطالعه

دیفای خودکار چیست؟ اجرای زنجیره‌ای خودکار یک استک اجرای واگذاری شده است که در آن یک عامل هوش مصنوعی تصمیمات خارج از زنجیره را به تراکنش‌های زنجیره‌ای تبدیل می‌کند، معمولاً در داخل قوانین کیف پول از پیش تعیین شده. تفاوت اصلی مدل نیست، بلکه لایه انتقال است که ورودی‌ها را تأیید می‌کند و امضای آن را محدود می‌کند تا "خودمختاری" به یک مأموریت نامحدود تبدیل نشود.

نکات کلیدی

  • دیفای خودکار هوش مصنوعی را با دیفای ترکیب می‌کند تا عوامل نرم‌افزاری بتوانند داده‌ها را تجزیه و تحلیل کرده و اقدامات چند مرحله‌ای را از طریققراردادهای هوشمندبا حداقل مداخله انسانی اجرا کنند.
  • بیشتر سیستم‌های دیفای خودکار از یک معماری ترکیبی استفاده می‌کنند: ورود داده‌ها و محاسبات هوش مصنوعی خارج از زنجیره انجام می‌شود، سپس یکاوراکلشبکه سیگنال تصمیم را برای اجرای زنجیره‌ای و تسویه ارائه می‌دهد.
  • "اجرای خودکار" اساساً اختیار کیف پول با قوانین است، نه فقط کلیک سریع‌تر، زیرا عامل نیاز به مجوز برای جابجایی وجوه و تعامل با پروتکل‌ها دارد.
  • ریسک منحصر به فرد این است که تسویه غیرقابل برگشت با عدم شفافیت مدل و ورودی‌های بد مواجه می‌شود، که باعث می‌شود یکپارچگی داده‌ها و مجوزدهی سطح واقعی محصول باشد.

دیفای و اجرای زنجیره‌ای خودکار

لحظه‌ای که به یک عامل اجازه داده می‌شود تا "دارایی‌ها" را جابجا کند، سیستم دیگر "تحلیل‌گری" نیست و به کنترل واگذاری تبدیل می‌شود. این هسته دیفای است: عوامل هوش مصنوعی خودکار که از پروتکل‌های دیفای برای اجرای استراتژی‌ها، بهینه‌سازی "بازده" و مدیریت ریسک استفاده می‌کنند، به جای اینکه یک کاربر به‌صورت دستی هر مکان را انتخاب کرده و هر تراکنش را امضا کند.

چارچوب لجر به‌طور صریح درباره تغییر تجربه کاربری صحبت می‌کند: کاربر پارامترها و مجوزها را تنظیم می‌کند و عامل به کار خود ادامه می‌دهد و با قراردادهای هوشمند به نمایندگی از کاربر تعامل می‌کند.اجرای زنجیره‌ای خودکار بخشی از آن داستان است که از نظر عملی مهم است. این بدان معناست که عامل می‌تواند هم تصمیم بگیرد و هم تراکنش‌ها را مستقیماً بر روی ریل‌های بلاک‌چین اجرا کند، معمولاً در داخل سیاست‌ها، بودجه‌ها یا محدودیت‌های از پیش تعیین شده. فمکس خط را بین ربات‌های پایه و این دسته جدید ترسیم می‌کند و به استدلال، تعامل با قراردادهای هوشمند، کنترل کیف پول و اجرای مبتنی بر سیاست اشاره می‌کند. این تفاوت معنایی نیست. یک ربات ساده می‌تواند "احمق اما محدود" باشد زیرا فقط یک قانون باریک را اجرا می‌کند. یک عامل که می‌تواند اقدامات چند مرحله‌ای را در پروتکل‌ها برنامه‌ریزی کند می‌تواند هدفی را به روش‌هایی برآورده کند که کاربر پیش‌بینی نکرده است مگر اینکه مأموریت در کیف پول و لایه اجرای آن نوشته شده باشد.این‌جاست که ارائه رایج "دیفای خودکار توضیح داده شده" اشتباه می‌کند. بیشتر توضیحات بیش از حد بر روی مدل هوش مصنوعی تمرکز می‌کنند، گویی مدل محصول است. در زنجیره، تنها چیزی که واقعاً اتفاق می‌افتد تسویه است. محصول، خط لوله تصمیم به تراکنش است که هوش خارج از زنجیره را به نهایی‌سازی زنجیره‌ای تبدیل می‌کند بدون اینکه به عامل چک سفید بدهد. این خط لوله معمولاً شامل یک کیف پول عامل (یا کیف پول هوشمند) با مجوزهای صریح است، به‌علاوه نرده‌هایی در مورد اینکه عامل می‌تواند معاملات را به کجا هدایت کند و چه چیزی را مجاز به امضا است.جریان کاری ترکیبی پشت اجرایسه محدودیت دیفای را به طراحی ترکیبی وادار می‌کند: بلاک‌چین‌ها قطعی هستند، محاسبات پرهزینه است و ذخیره‌سازی محدود است. چین‌لینکو 99 بیت‌کوین هر دو تأکید می‌کنند که مدل‌های پیچیده هوش مصنوعی به‌طور کلی نمی‌توانند به‌طور مؤثر در زنجیره اجرا شوند، به همین دلیل بیشتر سیستم‌ها "تفکر" را خارج از زنجیره نگه می‌دارند و زنجیره را برای اجرا و تسویه رزرو می‌کنند.

چین‌لینک یک جریان کاری تمیز و انتها به انتها را ترسیم می‌کند که مستقیماً به آنچه کاربران باید هنگام پرسیدن اینکه چگونه عوامل هوش مصنوعی معاملات را در زنجیره اجرا می‌کنند، تصور کنند، مرتبط است. توالی به این صورت است:

1. ورود داده‌های خارج از زنجیره. عامل ورودی‌هایی مانند داده‌های بازار و سایر سیگنال‌ها را جمع‌آوری می‌کند. 2. محاسبات و تجزیه و تحلیل خارج از زنجیره. مدل یک سیگنال تصمیم تولید می‌کند، مانند "پرتفوی A را به دارایی B متعادل کنید." 3. انتقال و تأیید اوراکل. یک شبکه اوراکل غیرمتمرکز آن تصمیم را به‌صورت زنجیره‌ای به‌گونه‌ای ارائه می‌دهد که قراردادهای هوشمند بتوانند از آن استفاده کنند. 4. اجرای قرارداد هوشمند زنجیره‌ای. قرارداد اقدام را اجرا می‌کند، مانند یک تعویض یا یک

تأمین مالی

تنظیم، و زنجیره تسویه را نهایی می‌کند.آن مرحله سوم جایی است که "اوراکل در دیفای چیست" دیگر یک سؤال واژه‌نامه‌ای نیست و به یک صفحه کنترل تبدیل می‌شود. قراردادهای هوشمند نمی‌توانند داده‌های وب دلخواه را به‌تنهایی دریافت کنند یا سیستم‌های خارجی را فراخوانی کنند. آنها به یک شبکه اوراکل نیاز دارند تا داده‌های خارجی یا نتایج محاسبه شده را وارد کند. در دیفای، اوراکل تنها یک منبع قیمت نیست. همچنین می‌تواند مکانیزم تحویل سیگنال محاسبه شده عامل باشد، به‌علاوه هرگونه تأیید یا ضمانت‌های قابلیت اطمینان که لایه اوراکل ارائه می‌دهد.این جریان کاری ترکیبی همچنین توضیح می‌دهد که چرا اجرای مبتنی بر قصد به‌طور مکرر در دموهای دیفای خودکار ظاهر می‌شود. اگر کاربر هدفی را بیان کند و عامل مسیری را در بین

DEXها

، بازارهای وام‌دهی و پل‌ها برنامه‌ریزی کند، برنامه خارج از زنجیره ایجاد می‌شود، اما تنها بخشی که اهمیت دارد آنچه است که امضا و در زنجیره تسویه می‌شود. به همین دلیل است که انتقال بین برنامه‌ریزی خارج از زنجیره و اجرای زنجیره‌ای بخشی است که به بیشترین مهندسی و بیشترین تردید نیاز دارد.چگونه عوامل تصمیم می‌گیرند و عمل می‌کنندیک عاملی که می‌تواند در زنجیره اجرا کند به چهار لایه نیاز دارد تا مانند یک اپراتور دیفای رفتار کند نه یک رابط چت. لایه‌ها ورودی‌ها، استدلال، مجوزها و مسیریابی هستند و هر یک می‌تواند به‌طور متفاوتی شکست بخورد.

ورودی‌ها اولین وابستگی هستند. عوامل وضعیت زنجیره‌ای و سیگنال‌های خارج از زنجیره را جذب می‌کنند و سپس آنها را به یک تصمیم تبدیل می‌کنند. این‌جاست که "چگونه عوامل از اوراکل‌ها برای تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند" اهمیت دارد. اگر عامل داده‌های دستکاری شده، قدیمی یا با کیفیت پایین را بخواند، استدلال بهتر نتیجه را نجات نمی‌دهد. این فقط یک تصمیم مطمئن را سریع‌تر تولید می‌کند.

چارچوب دیفای چین‌لینک به شدت بر اتصال داده‌های معتبر تکیه دارد و استانداردهای داده خود را به‌عنوان لایه ورودی برای عوامل هوش مصنوعی قرار می‌دهد.

استدلال دومین لایه است. فمکس تجارت خودکار زنجیره‌ای را فراتر از ربات‌های ثابت توصیف می‌کند و استدلال و تصمیم‌گیری تطبیقی را اضافه می‌کند. این می‌تواند یک موتور قوانین، یک مدل یادگیری ماشین یا یک برنامه‌ریز LLM باشد. نکته کلیدی این است که لایه استدلال در بیشتر طراحی‌ها خارج از زنجیره است و اغلب غیرشفاف است.

چین‌لینک به‌طور صریح مشکل "جعبه سیاه" را علامت‌گذاری می‌کند و منابع دیگر توهم و تعصب را به‌عنوان حالت‌های شکست برجسته می‌کنند.مجوزها سومین لایه هستند و جایی است که خودمختاری واقعی می‌شود. توصیف لجر بر روی کاربران متمرکز است که پارامترها و مجوزها را تنظیم می‌کنند و سپس به عامل اجازه می‌دهند با قراردادهای هوشمند تعامل کند. در پیاده‌سازی‌های مدرن، این اغلب به‌صورت یک کیف پول عامل با اختیارات محدود به نظر می‌رسد، گاهی اوقات از طریق کلیدهای جلسه و طراحی‌های توضیحی مجوزهای عامل که در آن عامل می‌تواند در محدوده‌های مشخص بدون نگه‌داشتن کلید خصوصی کامل کاربر امضا کند.مسیریابی چهارمین لایه است. اجرای مبتنی بر قصد و تجارت مبتنی بر قصد هر دو به یک مسیریاب اجرایی وابسته هستند که می‌تواند مکان‌ها و مسیرها را انتخاب کند. این‌جاست که اجرای مبتنی بر قصد می‌تواند با یک شبکه حل‌کننده جفت شود، جایی که حل‌کننده‌های رقیب مسیرهای اجرایی را پیشنهاد می‌دهند و سیستم یکی را انتخاب می‌کند که محدودیت‌ها را برآورده کند. تجربه کاربری به‌صورت "کار را انجام بده" به نظر می‌رسد، اما در زیر آن یک مسئله بهینه‌سازی محدود است که باید با مرزهای صریحی مانند محدودیت‌های "لغزش"، فهرست‌های مجاز پروتکل و محدودیت‌های پل مشخص شود.

موارد استفاده رایج دیفای خودکار در دیفای

ساده‌ترین راه برای تطبیق دیفای خودکار با رفتار آشنا در دیفای این است که ببینیم چه تغییراتی زمانی که عامل می‌تواند هر ۲۴ ساعت شبانه‌روز نظارت و اجرا کند، رخ می‌دهد. چین‌لینک و لجر هر دو توصیف می‌کنند که عوامل چرخه دستی اسکن فرصت‌ها، انتخاب یک عمل و سپس تعامل با قراردادهای هوشمند برای انجام آن را به عهده می‌گیرند.

بهینه‌سازی خودکار بازده مثال کلاسیک است. چین‌لینک توصیف می‌کند که عوامل بسیاری از

استخرهای نقدینگی

را اسکن کرده و وجوه را به فرصت‌های با بازده بالاتر منتقل می‌کنند در حالی که هزینه‌هایی مانندگازو لغزش را در نظر می‌گیرند. نکته مهم این است که این یک تراکنش نیست. این اغلب یک توالی از تأییدها، برداشت‌ها، تعویض‌ها و واریزهایی است که یک انسان معمولاً در چندین پروتکل انجام می‌دهد.

مدیریت ریسک پویا دومین سبد است. چین‌لینک پارامترهای ثابت دیفای را با سیستم‌های دیفای خودکار که می‌توانند تصمیمات ریسک را با استفاده از سیگنال‌های یادگیری ماشین تنظیم کنند، مانند تغییر آستانه‌ها بر اساس شرایط واقعی، مقایسه می‌کند.

لجر همچنین عوامل را به‌عنوان انجام کارهای مدیریت ریسک که کاربران در دستیابی به آن به‌صورت دستی مشکل دارند، توصیف می‌کند.تجارت مبتنی بر قصد سومین بخش است و جایی است که تجربه کاربری جذاب می‌شود. چین‌لینک به‌طور صریح به تجارت مبتنی بر قصد اشاره می‌کند که در آن کاربران اهداف خود را به زبان طبیعی بیان می‌کنند و هوش مصنوعی اجرای آن را در مکان‌ها و پل‌ها هدایت می‌کند. اینجا جایی است که "اجرای مبتنی بر قصد چیست" به یک سوال ایمنی تبدیل می‌شود. یک قصد مبهم مانند "بهینه‌سازی بازده من" می‌تواند به طرق مختلف برآورده شود. بدون محدودیت‌های سخت، عامل می‌تواند مسیرها، پروتکل‌ها یا پل‌هایی را انتخاب کند که کاربر هرگز به آن‌ها نزدیک نمی‌شود.تجارت خودکار زنجیره‌ای چهارمین بخش است و فمکس آن را به شدت با DeFAI همپوشانی می‌بیند. ویژگی‌های متمایز آن اجرای مستقیم زنجیره‌ای، کنترل کیف پول و محدودیت‌های مبتنی بر سیاست است، نه فقط تولید سیگنال. برای معامله‌گران، جذابیت واضح است: نظارت مداوم و اجرای با سرعت ماشین در بازارهایی که هرگز بسته نمی‌شوند. هزینه این است که هر اشتباه بر روی زنجیره تسویه می‌شود و زنجیره اهمیتی نمی‌دهد که آیا اشتباه ناشی از یک باگ، توهم یا ورودی مسموم بوده است.

نیازهای زیرساخت و اعتماد

دو بحث زیرساختی به طور مکرر در DeFAI ظاهر می‌شوند: چگونه به سیگنالی که از محاسبات خارج از زنجیره می‌آید اعتماد کنیم و چگونه کیف پولی را که آن سیگنال را به یک معامله تبدیل می‌کند محدود کنیم. این دسته هنوز در مراحل اولیه، تکه‌تکه و پر از چارچوب‌های رقیب است که لجر به‌طور مستقیم به آن اشاره می‌کند، بنابراین امن‌ترین مدل ذهنی این است که اجزای استک را ارزیابی کنیم نه برچسب بازاریابی را.

در سمت سیگنال، چین‌لینک زیرساخت اوراکل و ارکستراسیون را به عنوان ضروری برای DeFAI قرار می‌دهد. مقاله به ورودی‌های داده‌ای مانند فیدها و استریم‌ها، به‌علاوه پیام‌رسانی بین زنجیره‌ای و انتقال ارزش از طریق CCIP اشاره می‌کند، که به عنوان لوله‌کشی که عوامل زمانی که به نقدینگی یا اجرا در زنجیره‌ها نیاز دارند، استفاده می‌کنند.

چین‌لینک همچنین رویکردهای اوراکل حفظ حریم خصوصی را برای مدل‌های اختصاصی برجسته می‌کند، که مهم است زیرا بسیاری از تیم‌ها تمام منطق استراتژی خود را در یک زنجیره عمومی منتشر نخواهند کرد.در سمت اجرا، فمکس بر سیاست‌های کیف پول برنامه‌پذیر، ارکستراسیون عامل و بحث‌های اجرای مورد اعتماد به عنوان تمرکز زیرساخت برای تجارت خودکار زنجیره‌ای تأکید می‌کند. این با پایان‌نامه اصلی اینجا هم‌راستا است: مدل تمایز نیست، انتقال تصمیم به معامله است. اگر سیستم نتواند ثابت کند که از چه داده‌ای استفاده کرده است، نتواند دستور را در لایه کیف پول اجرا کند، یا نتواند محدود کند که دارایی‌ها کجا می‌توانند ارسال شوند، خودمختاری به یک بار می‌شود.این همچنین جایی است که باید اجرای مبتنی بر قصد و شبکه‌های حل‌کننده قضاوت شوند. یک شبکه حل‌کننده می‌تواند یک ساختار بازار مفید برای پیدا کردن مسیرهای کارآمد باشد، اما فقط اگر محدودیت‌های کاربر صریح و در زنجیره اجرا شوند. در غیر این صورت، حل‌کننده برای تابع هدف خود بهینه‌سازی می‌کند و کاربر باید امیدوار باشد که "قصد" به طریقی که آنها منظور داشتند تفسیر شده است.ریسک‌ها، محدودیت‌ها و راهنماهای کاربریحالت شکست که بیشتر اهمیت دارد ساده است: خطاهای خارج از زنجیره به نهایی‌سازی زنجیره‌ای تبدیل می‌شوند. چین‌لینک، لجر، فمکس و 99بیت‌کوین‌ها همه به تنوع‌های مشابهی از خوشه ریسک اشاره می‌کنند: کدری مدل، ورودی‌های خصمانه، تعصب یا توهم، وابستگی به داده و مشکلات کیفیت، و غیرقابل بازگشت بودن معاملات زنجیره‌ای. در یک اپلیکیشن عادی، خروجی بد مدل یک باگ تجربه کاربری است. در DeFAI، می‌تواند یک معامله امضا شده باشد که نمی‌توان آن را بازگرداند.

محدودیت دوم این است که DeFAI هنوز در مراحل اولیه و تکه‌تکه است. لجر اشاره می‌کند که بسیاری از چارچوب‌های عامل رقیب وجود دارد و هیچ رهبر بازار روشنی وجود ندارد. این مهم است زیرا تعامل‌پذیری و استانداردهای عملیاتی هنوز مشخص نشده‌اند و کاربران ممکن است در یک استک عامل خاص یا محیط اجرایی قفل شوند.

راهنماها تنها راه معقول برای واگذاری هستند. دستور باید در مجوزها و سیاست‌ها کدگذاری شود، نه در یک پیام چت. یک چک‌لیست ارزیابی محافظه‌کارانه به این شکل است:

1. کیف پول عامل را محدود کنید. به دنبال محدودیت‌های صریح در مورد اینکه چه قراردادهایی می‌توانند فراخوانی شوند و چه دارایی‌هایی می‌توانند جابجا شوند، باشید، نه ادعاهای مبهم "ایمنی". 2. کیفیت اجرا را محدود کنید. محدودیت‌های لغزش، حدود قیمت و محدودیت‌های مسیر باید قابل اجرا باشند، به‌ویژه برای اجرای مبتنی بر قصد. 3. یکپارچگی داده‌ها را به عنوان یک وابستگی درجه یک در نظر بگیرید.

اگر سیستم نتواند منابع اوراکل خود را توضیح دهد و نحوه تأیید ورودی‌ها را توضیح دهد، عامل بر اساس ایمان تجارت می‌کند. 4. با دامنه محدود شروع کنید. چارچوب "تنظیم پارامترها و مجوزها" لجر وضعیت درستی است. فقط بعد از مشاهده رفتار در طول زمان، اختیارات را گسترش دهید.

مفاهیم اشتباه رایج هزینه‌بر هستند. هوش مصنوعی در بیشتر سیستم‌ها بر روی زنجیره اجرا نمی‌شود، عامل "فقط یک ربات" نیست و اقدامات نادرست پس از تسویه در زنجیره قابل بازگشت نیستند. این سه سوءتفاهم جایی است که کاربران خیلی زود بیش از حد اختیارات را واگذار می‌کنند.

جمع‌بندی

من دیده‌ام که مردم استک‌های DeFAI را مانند انتخاب یک ابزار نموداری ارزیابی می‌کنند و سپس وقتی که ریسک واقعی در لایه امضا ظاهر می‌شود، شگفت‌زده می‌شوند. مدل می‌تواند درخشان باشد و هنوز هم پول از دست بدهد اگر ورودی‌ها کهنه یا دستکاری شده باشند، زیرا زنجیره با کمال میل معامله نادرست را تسویه می‌کند.

به همین دلیل است که تنها سوالی که اهمیت دارد این است که سیستم چگونه یک تصمیم را به یک معامله تبدیل می‌کند و چه چیزی مانع از انجام کاری خارج از دستور می‌شود.

وضعیت تمیز این است که اجرای خودکار را مانند دادن یک دستور به یک معامله‌گر جوان در نظر بگیریم. لیست‌های مجاز سخت، محدودیت‌های اندازه سخت، لغزش سخت و زمان‌های خنک‌کننده واضح. خط "تنظیم پارامترها و مجوزها" لجر کل بازی است و جریان کار چین‌لینک واضح می‌کند که خطاها کجا متبلور می‌شوند. هنگامی که یک توهم به یک مبادله امضا شده تبدیل می‌شود، دیگر یک مشکل هوش مصنوعی نیست و به یک مشکل تسویه تبدیل می‌شود.

منابع

چین‌لینک

لجر

فمکس

99بیت‌کوین

[@portabletext/react] Unknown block type "span", specify a component for it in the `components.types` prop

[@portabletext/react] Unknown block type "span", specify a component for it in the `components.types` prop

[@portabletext/react] Unknown block type "span", specify a component for it in the `components.types` prop

[@portabletext/react] Unknown block type "span", specify a component for it in the `components.types` prop

[@portabletext/react] Unknown block type "span", specify a component for it in the `components.types` prop

[@portabletext/react] Unknown block type "span", specify a component for it in the `components.types` prop

  • [@portabletext/react] Unknown block type "span", specify a component for it in the `components.types` prop
  • [@portabletext/react] Unknown block type "span", specify a component for it in the `components.types` prop
  • [@portabletext/react] Unknown block type "span", specify a component for it in the `components.types` prop
  • [@portabletext/react] Unknown block type "span", specify a component for it in the `components.types` prop

پرسش‌های متداول

آیا هوش مصنوعی واقعاً بر روی بلاکچین در DeFAI اجرا می‌شود؟

معمولاً نه. منابع تأکید می‌کنند که مدل‌های پیچیده هوش مصنوعی به دلیل هزینه محاسباتی و محدودیت‌های ذخیره‌سازی، کارآمد نیستند که به صورت زنجیره‌ای اجرا شوند، بنابراین بیشتر سیستم‌ها داده‌ها را به صورت خارج از زنجیره دریافت و محاسبه می‌کنند. بلاکچین عمدتاً برای اجرا و تسویه پس از ارسال سیگنال تصمیم‌گیری از طریق یک شبکه اوراکل استفاده می‌شود.

چگونه عوامل هوش مصنوعی DeFi بدون اینکه من هر مرحله را امضا کنم، معاملات را به صورت زنجیره‌ای اجرا می‌کنند؟

آنها به اعتبار کیف پول واگذار شده و همچنین یک خط لوله اجرایی تکیه می‌کنند. عامل یک تصمیم را خارج از زنجیره محاسبه می‌کند، سپس یک سیگنال تأیید شده به صورت زنجیره‌ای ارسال می‌شود و یک قرارداد هوشمند اقدام را اجرا می‌کند. مجوزها و سیاست‌های کیف پول تعیین می‌کنند که عامل چه چیزی را می‌تواند امضا کند و با کدام پروتکل‌ها می‌تواند تعامل داشته باشد.

اجرا بر اساس قصد در DeFAI چیست؟

اجرا بر اساس قصد یک جریان کاری است که در آن کاربر یک هدف را بیان می‌کند، اغلب به زبان طبیعی، و یک عامل مراحل و مسیرها را برای تحقق آن به صورت زنجیره‌ای مشخص می‌کند. منابع این را به عنوان تجارت مبتنی بر قصد توصیف می‌کنند، جایی که عامل می‌تواند بین مکان‌ها و پل‌ها مسیر یابی کند. نقطه ایمنی این است که آیا قصد به محدودیت‌های سختی مانند محدودیت‌های قیمت و محدودیت‌های مسیر ترجمه می‌شود یا خیر.

اوراکل در DeFi چیست و چرا DeFAI به آن نیاز دارد؟

یک شبکه اوراکل داده‌های خارجی یا نتایج محاسبه شده را به قراردادهای هوشمند ارائه می‌دهد که نمی‌توانند به طور بومی به آن اطلاعات دسترسی پیدا کنند. در DeFAI، اوراکل‌ها می‌توانند ورودی‌های داده‌های بازار تأیید شده را ارائه دهند و همچنین سیگنال تصمیم‌گیری خارج از زنجیره عامل را برای اجرای زنجیره‌ای منتقل کنند. این انتقال اوراکل یک نقطه کلیدی اعتماد در معماری هیبریدی است.

آیا تجارت خودکار زنجیره‌ای فقط یک ربات تجاری معمولی با هوش مصنوعی است؟

Phemex تجارت خودکار زنجیره‌ای را فراتر از ربات‌های پایه توصیف می‌کند که با ترکیب استدلال، تعامل با قراردادهای هوشمند، کنترل کیف پول و اجرای مبتنی بر سیاست، انجام می‌شود. این پروفایل ریسک را تغییر می‌دهد زیرا سیستم می‌تواند اقدامات چند مرحله‌ای را به طور مستقیم در زنجیره اجرا کند. این بیشتر به اجرای واگذاری نزدیک‌تر است تا به یک اسکریپت با استراتژی واحد.