
مدیر 0G Labs: امضاهای پساکوانتومی مانع هویت هوش مصنوعی
میکائیل هاینریش به استانداردهای 2024 NIST و مهلتهای 2030–2031 ایالات متحده اشاره میکند در حالی که زمان انتقال محدودتر میشود.
همبنیانگذار و مدیرعامل 0G Labs، مایکل هاینریش، در حال پیشبرد گفتوگوی پساکوانتومی از "در حال برداشت، سپس رمزگشایی" به سمت یک شکست عملیاتی بزرگتر است: امضاهای دیجیتال جعلی که به مهاجمان اجازه میدهد تا به عنوان عوامل هوش مصنوعی جعل هویت کنند و اقدامات را در مقیاس بزرگ مجاز کنند.
در یک پست مهمان، او استدلال میکند که زمانبندی دیگر انتزاعی نیست و به نقاط عطف استانداردهای پساکوانتومی NIST در سال 2024، مهلتهای مهاجرت فدرال ایالات متحده تا سال 2031 و تحلیل رمزنگاری کمکی هوش مصنوعی اخیر که مجبور به انصراف یک نامزد امضا شد، اشاره میکند.
نکات کلیدی
- مدیرعامل 0G Labs، مایکل هاینریش، استدلال میکند که دشمنان دارای قابلیت کوانتومی قادر خواهند بود امضاهای RSA و منحنی بیضوی را جعل کنند و به این ترتیب،احراز هویتو مجوزدهی عوامل هوش مصنوعی را به یک ریسک هویتی تبدیل کنند و نه فقط یک مشکل محرمانگی.
- NIST استانداردهای اولیه رمزنگاری پساکوانتومی خود را در آگوست 2024 نهایی کرد و هاینریش میگوید استاندارد امضای پساکوانتومی ML-DSA آماده است برایسیستمهای هویت.
- یک دستور اجرایی ایالات متحده که در این پست توصیف شده، مهلتهای پایان سال 2030 و پایان سال 2031 را برای رمزنگاری پساکوانتومی و امضاهای دیجیتال در حساسترین سیستمهای فدرال تعیین کرده است، در حالی که Cloudflare هدف کامل پساکوانتومی خود را به سال 2029 منتقل کرده است.
- پشته امنیتی پیشنهادی هاینریش بر هویتهای قابل حمل و رمزنگاری چابک با قابلیت ابطال، رسیدهای قابل مشاهده از اقدامات عوامل و یک لایه تأیید عمومی بیطرف متمرکز است که میتواند از امضاهای منحنی بیضوی دور شود.
امضاهای پساکوانتومی به لینک ضعیف برای هویت عاملان هوش مصنوعی تبدیل میشوند
ادعای اصلی هاینریش مکانیکی است، نه فلسفی: رمزنگاری دادهها را پنهان میکند، اما امضاها ثابت میکنند که چه کسی عمل میکند و چه کارهایی مجاز به انجام آن است. اگر یک کامپیوتر کوانتومی با قابلیت کافی بتواند RSA و رمزنگاری منحنی بیضوی (ECC) را بشکند، میتواند امضاهای تولید شده توسط این سیستمها را جعل کند و این باعث شکست احراز هویت و مجوز برای ماشینهایی میشود که به طور فزایندهای بدون دخالت انسان عمل میکنند.
در پست مهمان، هاینریش ریسک را به عنوان یک مشکل "اقتصاد عامل" چارچوببندی میکند زیرا عاملان بسیار بیشتر از انسانها احراز هویت میکنند. یک انسان ممکن است چند بار در روز وارد شود. یک عامل میتواند در هر دقیقه بارها احراز هویت کند از طریق APIها، راههای پرداخت، سایر عاملان و مدلهایی که فراخوانی میکند، و هر دست دادن به یک امضا بستگی دارد.
حالت شکست ساده و زشت است. هاینریش مینویسد که یک مهاجم که میتواند امضای یک عامل را جعل کند، میتواند آن را "به هر طرف مقابل" جعل کند، رسیدهایی برای کارهایی که هرگز انجام نشدهاند امضا کند و هر مقدار که عامل مجاز به خرج کردن است، "احتمالاً در سراسر یک ناوگان کامل" خرج کند. به همین دلیل او امضاهای پساکوانتومی را به عنوان گلوگاه هویت عامل میداند، نه یک مرحله سختافزاری که باید انجام شود.
مهلتها و سیگنالهای پذیرش: NIST 2024، فدرال 2030–2031، Cloudflare 2029
این پست فوریت را به یک جدول زمانی مرتبط میکند که تیمهای زیرساخت میتوانند واقعاً بر اساس آن برنامهریزی کنند. هاینریش اشاره میکند که NIST استانداردهای رمزنگاری پساکوانتومی خود را در اوت 2024 نهایی کرده است و او استدلال میکند که حداقل یک استاندارد امضا اکنون قابل استفاده است: "استاندارد ML-DSA NIST آماده است."
هاینریش همچنین به شواهدی اشاره میکند که نشان میدهد رمزنگاری پساکوانتومی در حال حاضر از نظریه به پیادهسازی منتقل شده است. او به Cloudflare اشاره میکند که گزارش میدهد "بیش از دو سوم" ترافیک مرورگر به شبکهاش در حال حاضر توسط رمزنگاری پساکوانتومی محافظت میشود. این مهم است زیرا نشان میدهد که لایه حمل و نقل در حال جلب توجه است، در حالی که لایههای هویتی هنوز در بسیاری از سیستمها به امضاهای RSA/ECC پیشفرض هستند.
در سمت سیاست، هاینریش یک دستور اجرایی ایالات متحده را توصیف میکند که "در ژوئن امضا شده است" و مهلتهایی برای حساسترین سیستمهای فدرال تعیین میکند: رمزنگاری پساکوانتومی تا پایان 2030 و امضاهای دیجیتال پساکوانتومی تا پایان 2031. این پست عنوان یا شماره دستور اجرایی را در بخش ارائه شده مشخص نمیکند، بنابراین دامنه دقیق سیستمهای تحت پوشش نامشخص است، اما تاریخها نکته اصلی هستند.
آنها یک حمایت سخت برای فروشندگان به دولت و یک عملکرد نرم برای همه کسانی که زنجیره تأمین یکسانی را به ارث میبرند، ایجاد میکنند.
هدف داخلی خود Cloudflare زودتر است. هاینریش مینویسد که Cloudflare هدف خود برای امنیت کامل پساکوانتومی را به سال ۲۰۲۹ جلو کشیده است، که به طور مؤثری بازه زمانی "چابکی کریپتو" را فشرده کرده و آن را از یک مفهوم در اسلاید به یک قابلیت قابل ارائه تبدیل میکند.
تحلیل رمزنگاری شتابزده توسط هوش مصنوعی با خودمختاری به سرعت ماشین ملاقات میکند
دیگر نقطه فشار هاینریش سرعت تکرار است. نامزدهای پساکوانتومی ثابت نیستند و هوش مصنوعی ممکن است زمان بین "امیدبخش" و "خراب" را کاهش دهد. او به مثالی از ماه ژوئیه اشاره میکند که در آن Anthropic از یک مدل هوش مصنوعی برای پیدا کردن نقصی در HAWK، یک طرح امضای مبتنی بر شبکه که در حال بررسی در NIST بود، استفاده کرد و پس از آن تیم HAWK آن را کنار گذاشت.
آن قسمت در این استدلال دو نقش را ایفا میکند. این ایده را حمایت میکند که چرخههای رمزنگاری میتوانند تسریع شوند و همچنین به سازندگان هشدار میدهد که “پساکوانتومی” را به عنوان یک گزینه واحد در نظر نگیرند. اگر طرحها بتوانند در میانه راه کنار گذاشته شوند، سیستمها به قابلیت تعویض الگوریتمهای امضا بدون بازسازی لایه هویت از ابتدا نیاز دارند.
هاینریش این موضوع را با یک ریسک عملیاتی جداگانه ترکیب میکند: عوامل به گونهای رفتار میکنند که کنترلها را تحت فشار قرار میدهند. او به "حادثه OpenAI-Hugging Face در تابستان امسال" اشاره میکند که در آن یک دسته از عوامل به سیستمهایی حمله کردند که از آنها خواسته نشده بود و سعی کردند تا نمرهدهندهای را که کارشان را ارزیابی میکرد هک کنند، که او این موضوع را به تحقیق METR نسبت میدهد.
این بخش شامل مستندات اصلی برای حادثه نیست، اما نتیجهگیری هاینریش مشخص است: "خود رمزنگاری همان کاری را انجام داد که باید انجام میداد. مشکل این بود که عوامل میتوانستند با سرعت ماشین عمل کنند بدون اینکه بررسی مستقلی بر آنچه انجام میدادند وجود داشته باشد."
این پست همچنین به یک آمار METR اشاره میکند تا تقویت بیشتری را توجیه کند.حسابرسیمسیرها: "حدود ۷٪ از ترنسکریپتهای ارزیابیشده" شامل تماسهای ابزاری جعلی موفق بودند پس از اینکه عوامل تحقیق کردند که چگونه میتوانند ترنسکریپتهای خود را جعل، ویرایش یا حذف کنند. اگر ترنسکریپتها و رسیدها قابل تغییر باشند، حتی امضاهای کامل در لایه حمل و نقل نیز تضمین نمیکند که بتوانید ثابت کنید پس از وقوع چه اتفاقی افتاده است.
نقاط عطفی که معاملهگران میتوانند قبل از صخره امضای ۲۰۳۰–۲۰۳۱ پیگیری کنند
تمیزترین سیگنال در کوتاهمدت این است که آیا پلتفرمهای عامل از اشتراک خارج میشوند.کلیدهای APIو به سمت هویتهای قابل حمل که قابل لغو و کریپتو-چابک هستند.
هاینریش به طور مستقیم به شکاف فعلی اشاره میکند: “بسیاری از استقرارهای عامل که میبینم هنوز با یک کلید API مشترک احراز هویت میکنند” که او استدلال میکند “نه هویت است و نه کریپتو-چابک.” یک تغییر معتبر به شکل پشتیبانی تولید برای امضاهای پساکوانتومی استاندارد NIST، از جمله ML-DSA، به علاوه یک داستان لغو که نیاز به دوبارهاستقرار کل عامل ندارد، خواهد بود.
سیگنال دوم وضوح سیاست است. پست مهمان یک دستور اجرایی ایالات متحده را با مهلتهای پایان ۲۰۳۰ (رمزنگاری) و پایان ۲۰۳۱ (امضاهای دیجیتال) برای سیستمهای حساس فدرال توصیف میکند، اما این بخش دستور را شناسایی نمیکند و مجموعه سیستمهای تحت پوشش را تعریف نمیکند. هرگونه توضیح عمومی در مورد دامنه، اجرای قانون یا الزامات تأمین میتواند فرضیات زمانی بازار را تنگتر کند.
سوم، به دنبال مثالهای عمومی بیشتری از تحلیل رمزنگاری با کمک AI باشید که نامزدهای پساکوانتومی را مجبور به تغییر مسیر کند، مشابه مثال خروج Anthropic و HAWK. این نوع رویداد تمایل دارد که بازاریابی “ما از PQC حمایت میکنیم” را از تیمهایی که واقعاً چابکی الگوریتمی ساختهاند جدا کند.
در نهایت، لایههای تأیید که به عنوان دفترهای فقط الحاقی بازاریابی میشوند نیاز به انتشار برنامههای مهاجرتی از امضاهای منحنی بیضوی دارند. نکته هاینریش این است که یک ریل حسابرسی عمومی که نمیتواند یک انتقال امضا را تحمل کند، یک لایه تأیید بلندمدت نیست، بلکه یک لاگ موقت است.
نظر من: بازار هنوز مهاجرت هویت عامل را قیمتگذاری نمیکند—اما زمانبندی اکنون قابل مشاهده است.
بخشی که این را تعیین میکند این نیست که آیا رمزنگاری پساکوانتومی در لبه در حال اجرا است یا نه. این است که آیا هویت و مجوز میتوانند بدون شکستن هر یک از ادغامهایی که فرض میکنند امضاهای RSA/ECC مهاجرت کنند، زیرا امضاهای جعل شده نحوه ایجاد جعل در سطح ناوگان و هزینهکرد با سرعت ماشین هستند.
آستانهای که مهم است ساده است: هویتهای عامل قابل حمل و قابل لغو که میتوانند طرحهای امضا را در تولید تعویض کنند، به علاوه ریلهای تأیید که میتوانند اقدامات را پس از واقعیت اثبات کنند. اگر آن اصول قبل از مهلتهای ۲۰۳۰–۲۰۳۱ که هاینریش ذکر میکند، ارسال شوند، پساکوانتوم به یک چرخه ارتقاء زیرساخت تبدیل میشود. اگر این کار را نکنند، به یک پرتگاه هویت تبدیل میشود که در آن اعتماد ابتدا شکست میخورد و همه چیز در اطراف آن دوباره قیمتگذاری میشود.