Empty classroom with a single chair facing a
هوش مصنوعی

تکنولوژی هوش مصنوعی در تگزاس برای تغییر محتوای درسی

منتقدان این تلاش را به عنوان نظارت ایدئولوژیک توصیف می‌کنند، اما جزئیات کلیدی در مورد ابزارها و حاکمیت هنوز در دسترس نیست.

نوشته Elliot Marsh4 دقیقه مطالعه

دانشگاه تکزاس تک از هوش مصنوعی برای شناسایی و حذف محتوای "چپ‌گرا" از برنامه درسی خود استفاده می‌کند که منجر به انتقادات فوری در مورد کنترل محتوای ایدئولوژیک شده است. جزئیات عمومی محدود در مورد سیستم و قوانین آن، مرحله بعدی داستان را وابسته به جزئیات پیاده‌سازی، نه بلاغت، می‌کند.

بازنگری در برنامه درسی هوش مصنوعی دانشگاه تکزاس تک، واکنش‌های منفی به «نظارت ایدئولوژیک» را به همراه داشت

دانشگاه تکزاس تک از هوش مصنوعی برای کاهش محتوای "چپ‌گرا" در برنامه درسی خود استفاده می‌کند، که یک مورد استفاده غیرمعمول و صریح برای بررسی خودکار در یک دانشگاه دولتی است. توصیف در بخش موجود به وضوح درباره نیت صحبت می‌کند و جزئیات فنی را کم‌رنگ می‌کند، به همین دلیل است که این جنجال بیشتر به عنوان یک تغییر در فرآیند دانشگاهی و کمتر به عنوان یک مورد آزمایشی برای نظارت بر محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی مطرح می‌شود.

واکنش فوری نیز صریح است. منتقدان در این بخش تلاش را به عنوان کوشش برای "کشف موضوعات ممنوعه" توصیف می‌کنند و آن را "یک کابوس آکادمیک دیستوپیایی" می‌نامند، زبانی که به دلیل اشاره به یک حالت شکست آشنا برای طبقه‌بندی خودکار تأثیرگذار است: هنگامی که یک سیستم با وظیفه برچسب‌گذاری ایدئولوژی مواجه می‌شود، شرایط مرزی به محصول تبدیل می‌شوند.

آنچه در بسته مشخص نشده است، مسیر عملیاتی از "بررسی AI" به "محتوای حذف شده" است. فیلتر کردن محتوای درسی می‌تواند به هر چیزی از اسکن برنامه‌های درسی و فهرست‌های خواندنی، تا علامت‌گذاری مواد درسی، تا تأثیرگذاری بر انتخاب کتاب‌های درسی، تا راه‌اندازی دوره‌های رسمی اشاره داشته باشد.حسابرسی‌هاهر نسخه دارای شعاع انفجار متفاوتی است و متن انتخاب شده مشخص نمی‌کند که کدام یک از آنها توسط دانشگاه تگزاس تک اجرا می‌شود.

آدرس URL به "brandon-creighton" اشاره دارد که ارتباطی با سیاست‌های تگزاس را پیشنهاد می‌دهد، اما متن استخراج شده نقش آن شخص یا اینکه آیا هیچ دستور قانونی یا اداری برنامه را هدایت می‌کند را بیان نمی‌کند. بدون آن ارتباط، داستان همچنان یک پیاده‌سازی در یک نهاد واحد باقی می‌ماند که برچسبی سیاسی به آن چسبیده است.

آنچه معامله‌گران می‌توانند نتیجه‌گیری کنند: ریسک حاکمیت هوش مصنوعی در مقابل جزئیات از دست رفته

برای بازارها، نکته قابل اقدام در اینجا روایت است، نه جریان نقدی. این داستان هوش مصنوعی را به عنوان ابزاری برای کنترل محتوای ایدئولوژیک قاب می‌کند و این قاب تمایل دارد به احساسات کلی‌تری در مورد حکمرانی در زمینه استقرارهای هوش مصنوعی، به ویژه در محیط‌های بخش عمومی که تأمین مالی، نظارت و استدلال‌های حقوق مدنی سریع‌تر از چرخه‌های محصول پیش می‌روند، سرایت کند.

با این حال، بسته از پیوند مستقیم کریپتو پشتیبانی نمی‌کند. هیچ فروشنده‌ای نام‌گذاری نشده، هیچ مدلی وجود ندارد، هیچ سند سیاستی افشا نشده و هیچ مؤلفه آنچین وجود ندارد. هرگونه ارتباط تجاری درجه دوم است، عمدتاً از طریق اینکه چگونه روایت‌های "هوش مصنوعی به عنوان نظارت" می‌تواند نگرش‌ها را نسبت به زیرساخت‌های هوش مصنوعی، دسترسی به داده‌ها و سیستم‌های تصمیم‌گیری خودکار که در بالادست بسیاری از داستان‌های توکن مرتبط با هوش مصنوعی قرار دارند، سخت کند.

جزئیات گمشده داستان است. این بخش مشخص نمی‌کند که کدام سیستم هوش مصنوعی در حال استفاده است، آیا به صورت داخلی ساخته شده یا از یک طرف سوم تأمین شده، چه معیارهایی "چپ‌گرا" را تعریف می‌کنند، یا چه حکومتی برای حل و فصل اختلافات وجود دارد. این‌ها پاورقی‌های دانشگاهی نیستند. آن‌ها تعیین می‌کنند که آیا این به یک فیلتر کلیدی خام که مثبت‌های کاذب تولید می‌کند نزدیک‌تر است، یا یک خط لوله بررسی رسمی‌تر با تأیید انسانی و یک فرآیند تجدید نظر.

اگر گزارش‌های بیشتری یک فروشنده و یک معیار کتبی را نشان دهد، جنجال می‌تواند از احساسات به سوالات انطباق منتقل شود: استانداردهای تأمین، قابلیت حسابرسی و اینکه آیا اعضای هیئت علمی یک مسیر مستند برای چالش پرچم‌ها دارند یا خیر. اگر این موضوع در سطح "هوش مصنوعی برای کاهش محتوای چپ‌گرا استفاده می‌شود" باقی بماند، داستان احتمالاً به یک نقطه گفتگوی سیاسی تبدیل خواهد شد تا یک الگوی سیاستی که سایر مؤسسات بتوانند آن را کپی کنند.

خوانش من: این یک کاتالیزور روایت است، نه یک کاتالیزور قابل معامله—هنوز

آستانه‌ای که اهمیت دارد، افشاگری است: ابزار، معیارهای برچسب‌گذاری، دامنه بررسی و حکومتی که حول لغوها و تجدید نظرها وجود دارد. بدون این اصول اولیه، بازار تنها می‌تواند عنوان را معامله کند و داستان‌های حکمرانی هوش مصنوعی که تحت تأثیر عنوان هستند معمولاً محو می‌شوند مگر اینکه به یک الگوی سیاست تکرارپذیر تبدیل شوند.

اگر دور بعدی جزئیات یک چارچوب کدگذاری شده و دولتی برای بررسی برنامه درسی با کمک هوش مصنوعی را نشان دهد، یا سایر دانشگاه‌های عمومی فیلتر مشابهی را اتخاذ کنند، این تنظیم به نظر ساختاری می‌رسد تا داستان‌محور. تا آن زمان، این یک کاتالیزور احساسات درباره هوش مصنوعی به عنوان نظارت است که برای کریپتو غیرمستقیم باقی می‌ماند مگر اینکه به قوانین حکمرانی هوش مصنوعی مشخصی تبدیل شود که استقرار و تأمین را محدود کند.

منابع