
وولی وو: مالکیت بیتکوین ۵% جهانی، بالاتر از طلا و S&P 500
جدول کشور او نشاندهنده پذیرش ۴.۵٪–۶٪ است، یا بهطور تقریبی ۳۷۰–۵۰۰ میلیون دارنده BTC در سطح جهانی.
تحلیلگر ویلی وو گفت که مالکیت بیتکوین تقریباً ۵٪ از جمعیت جهانی است، که او استدلال میکند این رقم بیشتر از تخمینهای پذیرش طلا و S&P 500 است. این ادعا به ورودیهای نظرسنجی و مدل پذیرش S-curve تکیه دارد و در حال حاضر انتقادات زیادی را به همراه دارد که آیا "مالکیت" با "معرض سرمایهگذاری" گستردهتر مقایسه میشود یا خیر.
نکات کلیدی
- یک برآورد مدلسازی شده که توسط ویلی وو به اشتراک گذاشته شده، تخمین میزند که جهانیبیتکوینمالکیت حدود ۵٪ از جمعیت جهان، در مقایسه با ~۴٪ برای S&P 500 و ~۴.۵٪ برای طلا.
- جدول کشور وو نشاندهنده پذیرش جهانی BTC به میزان ۴.۵%–۶% بود که او آن را به حدود ۳۷۰–۵۰۰ میلیون نفر ترجمه کرد.
- این روش به عنوان تطبیق ورودیهای نظرسنجی "قابل اعتماد" توصیف شد، که شامل دادههای زنجیرهای Glassnode و گزارشهای Crypto.com در یک مدل پذیرش S-curve است.
- برآوردهای کشورهای منتخب شامل هند با حدود 68 میلیون دارنده (4.6%)، ایالات متحده با مالکیت حدود 14% (~50 میلیون)، ویتنام با 17% نفوذ، و چین با حدود 33 میلیون دارنده (2.3%) است، با وجود ممنوعیت کلی بر تجارت و استخراج ارزهای دیجیتال.
ادعای مالکیت ۵٪ بیتکوین وو، BTC را جلوتر از طلا و S&P 500 قرار میدهد
ویلی وو گفت که مالکیت بیتکوین اکنون حدود ۵٪ از جمعیت جهانی است و این را به عنوان پذیرش بالاتری نسبت به هر دو S&P 500 با حدود ۴٪ و طلا با حدود ۴.۵٪ مطرح کرد. این مقایسه در اینجا کار خود را انجام میدهد: این فقط به این معنا نیست که "افراد بیشتری BTC دارند"، بلکه به این معناست که "BTC دیگر یک بازار خاص نیست".دارایینسبت به معیارهای قدیمی.
عملکرد قیمت در زمان واقعی روایت را تأیید نمیکرد. طبق دادههای Benzinga Pro، BTC به قیمت 77,438.44 دلار معامله شد که در ۲۴ ساعت گذشته ۱.۴۷٪ کاهش داشته است.
وو همچنین انتظاراتی را برای معنای سطح مالکیت در عمل تعیین کرد. او با توصیف بیتکوین به عنوان "هیچ چیز بیشتر از یک دارایی مالی" در حال حاضر، استدلال کرد که پذیرش ۵۰٪ به معنای "جدایی پول و دولت" خواهد بود.
درون برآورد: نظرسنجیها، ورودیهای Glassnode و تناسب پذیرش S-Curve
برآورد وو بهطور صریح مدلسازی شده است نه یک شمارش مستقیم. او گفت که از نظرسنجیهای "قابل اعتماد" پذیرش بیتکوین استفاده کرده و سپس آن ورودیها را به یک مدل پذیرش S-curve تطبیق داده است و دادههای زنجیرهای Glassnode و گزارشهای Crypto.com را به عنوان منابع نام برد.
یک S-curve یک مدل انتشار استاندارد است: پذیرش به آرامی شروع میشود، با افزایش توزیع و اثبات اجتماعی تسریع میشود، سپس دوباره کند میشود زیرا به اشباع نزدیک میشود. در این زمینه، مدل راهی برای آشتی دادن عکسهای نظرسنجی پر سر و صدا به یک مسیر پذیرش واحد است و سپس استنباط میکند که جهان در آن منحنی کجا قرار دارد.
خروجی کلیدی که وو به اشتراک گذاشت یک دامنه بود، نه یک برآورد نقطهای. جدول کشور او پذیرش جهانی BTC را ۴.۵٪–۶٪ نشان میداد که او به طور تقریبی به ۳۷۰–۵۰۰ میلیون نفر در سطح جهانی ترجمه کرد.
عدم قطعیت ظریف نیست. بسته شامل جدول کامل کشور، مجموعه دقیق نظرسنجی یا تعاریف استفاده شده برای نقشهبرداری "مالکیت" از پاسخهای نظرسنجی و هورستیکهای زنجیرهای به یک عدد جهانی واحد نیست. دادههای زنجیرهای میتوانند به محدود کردن فعالیت و خوشهبندی آدرسها کمک کنند، اما بهطور مستقیم افراد را شناسایی نمیکنند و نظرسنجیها میتوانند بر اساس نمونهگیری، wording سوال و اینکه آیا پاسخدهندگان داراییهای غیرمستقیم را حساب میکنند، منحرف شوند.
سیگنالهای جغرافیایی و مناقشه مالکیت در مقابل قرارگیری که معاملهگران باید به آن توجه کنند
نکات برجسته کشور وو، ملموسترین بخش این موضوع بودند زیرا پذیرش را به حوزههای قضایی و محدودیتهای خاصی مرتبط میکنند. هند به عنوان بزرگترین کشور از نظر تعداد دارندهها با حدود 68 میلیون نفر ذکر شد، که وو گفت معادل 4.6% از جمعیت است. همان بخش متنی اشاره کرد که دلار آمریکا در پنج سال گذشته بیش از 30% در برابر روپیه هند افزایش یافته است، یادآوری اینکه "پذیرش" میتواند به اندازه ساختار پرتفوی تحت تأثیر دینامیکهای ارزی باشد.
برآورد ایالات متحده در مورد نفوذ بالاتر بود: نرخ مالکیت ۱۴٪، که حدود ۵۰ میلیون مالک را نمایندگی میکند. ویتنام به عنوان بازار با بالاترین نفوذ با ۱۷٪ ذکر شد.
چین آزمون استرس برای روایت بود. با وجود اعمال ممنوعیت کلی بررمز ارزتجارت و استخراج، جدول وو هنوز چین را با حدود 33 میلیون دارنده BTC، یا 2.3% از جمعیت نشان میدهد. اگر این برآورد حتی به طور تقریبی درست باشد، از چارچوببندی وو حمایت میکند که تقاضای BTC میتواند تحت رژیمهای سیاستی محدودکننده ادامه یابد.
انتقادها معمولاً در جایی که انتظار میرود، یعنی تعاریف، آغاز میشود. منتقدان استدلال کردند که افراد بسیار بیشتری به سهام نسبت به بیتکوین دسترسی دارند و این به این معنی است که مقایسه S&P 500 ممکن است "مالکیت مستقیم" بیتکوین را با "دسترسی" وسیعتر به سهام و طلا مخلوط کند.
پاسخ وو این بود که این مقایسه به درستی درک نشده است: "حقه این است که بفهمیم ۴-۵٪ از جهان از SPX+Gold به عنوان یک سرمایهگذاری استفاده میکنند، در حالی که بیتکوین نیز برای حل یک مشکل پولی استفاده میشود - به ویژه در جاهایی که کنترلهای سرمایه یا هایپر اینفلاسیون وجود دارد."
این اختلاف برای معاملهگران اهمیت دارد زیرا تعیین میکند که آیا عنوان به گردش در میآید یا خیر. مخاطبان بومی کریپتو دامنههای مالکیت مدلسازی شده را میپذیرند. تخصیصدهندگان کلان معمولاً بررسی میکنند که آیا مخرج "افرادی با هر نوع در معرض بودن" (بازنشستگی، حسابهای بازنشستگی، ETFها) است یا "افرادی که بهطور مستقیم دارایی را در اختیار دارند."
چه چیزی روایت پذیرش را بعداً تأیید خواهد کرد؟
پاکترین مسیر تأیید، روششناختی است نه بلاغی. هر پیگیری که جدول کامل کشورها و تعاریف دقیقی که برای "مالکیت" در مقابل "قرارگیری" استفاده شده است را منتشر کند، به بازار این امکان را میدهد که بررسی کند آیا مقایسههای S&P 500 و طلا مشابه هستند یا خیر.
چک دوم این است که آیا ورودیهای ذکر شده در یک جهت حرکت میکنند یا خیر. برآوردهای بهروز شده از پذیرش یا مالکیت از کارهای زنجیرهای Glassnode و گزارشهای Crypto.com میتواند دامنه ۴.۵٪–۶٪ را تأیید کند یا نیاز به تجدید ارزیابی عنوان را ایجاد کند.
سومین مورد توزیع روایت است. اگر چارچوب "پذیرش BTC > طلا/SPX" فراتر از کانالهای بومی کریپتو به نظرات کلان اصلی گسترش یابد، این یک نماینده است برای اینکه آیا این مقایسه با مخاطبی که واقعاً اندازه را دوباره تخصیص میدهد، تاثیرگذار است یا خیر.
آخرین بررسی رفتار قیمت در اطراف سطح زمینه است. BTC در قیمت ۷۷,۴۳۸.۴۴ دلار (-۱.۴۷٪ در ۲۴ ساعت گذشته طبق Benzinga Pro) یادآور این است که عناوین مربوط به پذیرش میتوانند به عنوان احساسات جذب شوند بدون اینکه پیگیری فوری ایجاد کنند.
نظر من: عنوان پذیرش را به عنوان یک کاتالیزور احساسات در نظر بگیرید، نه یک معیار دقیق
آستانهای که در اینجا مهم است این نیست که عدد واقعی ۴.۸٪ یا ۵.۳٪ است، بلکه این است که آیا دامنه وو میتواند یک تعریف را تحمل کند.حسابرسیاگر "مالکین BTC" با "افرادی که هر نوع سرمایهگذاری در سهام دارند" مقایسه شود، عنوان در خارج از حوزه کریپتو متوقف خواهد شد زیرا مقایسه به لحاظ ساختاری ناهماهنگ است.
اگر جدول کامل و تعاریف منتشر شود و باند ۴.۵٪–۶٪ همچنان در چندین نظرسنجی و ورودیهای زنجیرهای برقرار باشد، این ساختار به جای اینکه تحت تأثیر روایتها باشد، به نظر میرسد ساختاری است، زیرا بیتکوین را به عنوان یک کلاس دارایی که به طور گستردهای در دست مردم است و تحت محدودیتهای سیاست و ارز تقاضای جغرافیایی معناداری دارد، بازتعریف میکند.