
مشاور بیتوایز: رونق AI ممکن است به بیتکوین منجر شود
پارک استدلال میکند که عدم تطابق دارایی-بدهی مرتبط با هوش مصنوعی میتواند به کاهش ریسک منجر شود که به نفع BTC است، با وجود رقابت جریانهای کوتاهمدت.
مشاور بیتوایز، جف پارک، یک تنظیم متضاد بین داراییها را پیشنهاد میکند: ممکن است AI در حال حاضر سرمایهگذاریهای سفتهبازانه را از بیتکوین جذب کند، اما ثروت و اهرم ایجاد شده در اطراف AI ممکن است بعداً به BTC بازگردد. مکانیزم او به عدم تطابق دارایی و بدهی بستگی دارد که میتواند موقعیتهای مالی ناشی از رونق AI را بیثبات کند و باعث چرخش به سمت آنچه او "معرض بیپایان" بیتکوین مینامد، شود.
جف پارک از بیتوایز: ایجاد ثروت با هوش مصنوعی میتواند منجر به چرخش بیتکوین شود
جف پارک، مدیر سابق پرتفوی بیتوایز و مشاور فعلی در زمینه کریپتوداراییمدیر، استدلال میکند که تجارت هوش مصنوعی تنها بابیتکوین، ممکن است در نهایت آن را تأمین مالی کند. در پستی در تاریخ ۱۳ اوت، پارک خلق ثروت مبتنی بر هوش مصنوعی را به عنوان "بسیارصعودیبرای BTC،" این دیدگاه را در داخل دنیای کریپتو غیرمحبوب میداند بهدلیل اینکه نوار زمانی کوتاهمدت بهنظر مانند یک مبارزه صفر-جمع برای جلب توجه بوده است.
مکانیسمی که او به آن اشاره میکند، عدم تطابق دارایی و بدهی است، وضعیتی که زمانبندی یا پروفایل ریسک داراییها با تعهدات تأمینکننده آنها همخوانی ندارد. ادعای پارک این است که موقعیتهای مالی ساخته شده بر اساس رونق AI میتواند ناپایدار شود زیرا این عدم تطابق خود را نشان میدهد. در این سناریو، سرمایه به آرامی دوباره متوازن نمیشود.
بلکه ریسکزدایی میکند و او انتظار دارد که جریانها از "داراییهای پرریسکتر یا با اهرم بیشتر" خارج شده و به گزینههای دیگری مانند Bitcoin منتقل شوند.
چارچوب پارک برای اینکه چرا بیتکوین مقصد است، مدت زمان است. او BTC را به عنوان یک "دارایی با مدت زمان نامحدود" توصیف کرد، روشی برای حفظ قرار گرفتن در معرض بدون تاریخ سررسید یا نیاز به تجدید. این به این معناست که اگر ساختارهای مرتبط با هوش مصنوعی با بدهیهایی تأمین مالی شوند که نیاز به تجدید، چرخش یا رعایت زمانبندی دارند، فشار خروج بر روی داراییهایی که کمترین زمان را دارند، وارد میشود، نه بر روی چیزی که میتواند به طور نامحدود نگهداری شود.
این مرحله دوم پایاننامه اوست. مرحله اول همان چیزی است که معاملهگران در حال تجربه آن هستند: هوش مصنوعی "یکی از بزرگترین رقبای سرمایهگذاریهای سفتهبازانه" است و همان مقاله به یک خبر ژوئن رویترز اشاره میکند که بیتکوین را به عنوان "در حال رنج بردن" توصیف میکند زیرا سرمایهگذاران توجه خود را به سمت سهامهای مرتبط با هوش مصنوعی که در حال رونق هستند، معطوف کردهاند. منطق این است که ساده است.
اگر S&P 500 به دلیل انتظارات فوقالعاده از درآمدهای هوش مصنوعی در حال افزایش باشد، سرمایهگذاران انگیزه کمتری برای سرمایهگذاری اضافی در بیتکوین دارند.نوسانزیرا سرمایه نامحدود نیست.
مشکل این است که هیچیک از این موارد با یک محرک قابل اندازهگیری در بسته همراه نیست. پارک مشخص نمیکند که کدام ترازنامهها عدم تطابق دارند، چه بدهیهایی با چه داراییهای مرتبط با هوش مصنوعی عدم تطابق دارند، یا چه دیواری از سررسید باعث فروش میشود. بدون این اطلاعات، این نظریه بیشتر به عنوان یک نقشه داستانی بین داراییها به نظر میرسد تا یک کاتالیزور که میتوانید.بازآزمایی.
چک لیست تریدرها: داستان جریان AI به BTC ممکن است کجا ظاهر شود؟
اولین چیزی که این داستان را از یک داستان تمیز به یک داستان قابل معامله ارتقا میدهد، مشخص بودن عدم تطابق است. تنظیمات پارک به یک مسئولیت نامبرده و یک ریسک rollover نامبرده نیاز دارد، چه آن ساختارهای تأمین مالی شرکتی، وسایل اعتباری، یا سایر تأمین مالیهای مرتبط با AI باشد که میتوانند به کاهش بدهی مجبور شوند. همچنین زمانبندی مهم است، زیرا "در نهایت" میتواند به معنای یک فصل یا یک چرخه باشد.
سیگنال دوم این است که آیا چارچوب "هوش مصنوعی در حال سرقت جریانها از BTC است" در پوشش خبری بازار اصلی همچنان تکرار میشود یا خیر. بسته قبلاً به یک مطلب از رویترز در ژوئن اشاره میکند که بیتکوین را به عنوان یک دارایی که در حال عقب ماندن است توصیف میکند در حالی که توجه به سهامهای هوش مصنوعی معطوف شده است.
بیشتر از این نوع عناوین، مرحله اول مدل دو مرحلهای پارک را تقویت میکند: هوش مصنوعی به عنوان یک حوضچه حدس و گمان غالب در حالی که اشتهای ریسک همچنان قوی باقی میماند.
سومین مورد زبانی است که معمولاً با تغییرات اجباری در موقعیتها همراه است. اگر نظرات بازار به سمت اصطلاحاتی مانند "کاهش اهرم"، "فروش اجباری" یا "عدم تطابق نقدینگی" در معاملات مرتبط با هوش مصنوعی متمایل شود، این همان عاملی است که پارک به زبان ساده توصیف میکند.
تغییر روایت که برای معاملهگران مهم است، از "هوش مصنوعی در حال جذب سرمایه است" به "هوش مصنوعی سرمایه را مجبور میکند که جایی برای پارک پیدا کند" تغییر میکند و بیتکوین به عنوان گزینه مایع قرار میگیرد.
خوانش من: یک معامله روایتی تا زمانی که عدم تطابق قابل اندازهگیری شود
پارک به طور مؤثری یک بازار دو رژیمی را توصیف میکند: هوش مصنوعی در دوران رونق برای دلارهای سفتهبازی از بیتکوین پیشی میگیرد، سپس ساختار تأمین مالی رونق شرایطی را برای یک بازگشت نامنظم ایجاد میکند که به نفع BTC است. این به عنوان یک مکانیزم منطقی است و خط "دارایی با مدت زمان نامحدود" در اینجا کار واقعی انجام میدهد زیرا توضیح میدهد که چرا بیتکوین قرار است دریافتکننده باشد وقتی که ساختارهای با مدت زمان کوتاهتر شکسته میشوند.
آستانهای که مهم است، افشاگری است. اگر پارک یا بیتوایز شروع به نامبردن از ترازنامهها، بدهیها و نقاط چرخش پشت عدم تطابق دارایی-بدهی فرضی کنند، این فرضیه دیگر فقط احساسات نیست و به یک ریسک قابل نظارت تبدیل میشود.
تا آن زمان، بیشتر شبیه یک کاتالیزور احساسات برای موقعیتگیری در داراییهای مختلف به نظر میرسد تا یک تغییر بنیادی که بتوان آن را زمانبندی کرد و تنها زمانی عملی میشود که عدم تطابق قابل ردیابی به یک مسیر فروش اجباری خاص باشد که به طور معقول به BTC منتهی شود.