
Chainalysis ارتباط ۱۰۷ BTC سوزانده شده را با پنج کیف پول…
یک کیف پول که به مدت 12 سال غیرفعال بود، 20.00010537 BTC به یک نگهدارنده بزرگ ارسال کرد، 20.00006037 BTC دریافت کرد و سپس آن را در ماه مه سوزاند.
تحلیلهای زنجیرهای مرتبط با Chainalysis نشان میدهد که پنج کیف پول بیتکوین که احتمالاً تحت کنترل یک دارنده اولیه هستند، در ماه مه ۱۰۷ BTC را سوزاندهاند که در آن زمان ارزش آن حدود ۸.۵ میلیون دلار بود. یکی از بخشهای برجسته این فعالیت، مسیر یک کیف پول که تقریباً ۱۲ سال غیرفعال بود، بود که حدود ۱ میلیون دلار BTC را از طریق یک نگهدارنده بزرگ در ماه مارس منتقل کرد، تقریباً همان مقدار را سه هفته بعد دریافت کرد و سپس سکهها را نابود کرد.
نکات کلیدی
- یک کیف پول که تقریباً ۱۲ سال غیرفعال بوده، ۲۰.۰۰۰۱۰۵۳۷ ارسال کرد.BTCبه یک نگهدارنده بزرگ ارسال شد و سه هفته بعد ۲۰.۰۰۰۰۶۰۳۷ BTC دریافت کرد، یک شکاف ۴,۵۰۰ ساتوشی، قبل از اینکه سکهها در ماه مه سوزانده شوند.
- چینالیسس نشانههای قوی را شناسایی کرد که پنج کیف پول مالکیت مشترکی داشتند و بهطور جمعی در ماه مه ۱۰۷ BTC را سوزاندند که در آن زمان ارزش آن تقریباً ۸.۵ میلیون دلار بود.
- پنج کیف پول در ابتدا در همان روز در آوریل ۲۰۱۴ تأمین مالی شدند و سپس مقادیر معادل دلار تقریباً مشابه BTC را به همان واریز منتقل کردند.آدرسدر یک صرافی یا نگهدارنده متمرکز بزرگ.
- رفتار واریز یک کیف پول در سالهای 2022 تا 2024 به دلار اندازهگیری شده بود، نه BTC، که 19.6 BTC را در 60 انتقال ارسال کرد که 58 از 60 انتقال در حدود 10,400 دلار و در خوشهها انجام شده بود.
یک "سفر دور" ۱ میلیون دلاری BTC به سوختن ختم میشود
یک کیف پول بیتکوین که تقریباً به مدت ۱۲ سال غیرفعال بود، در ماه مارس تمام موجودی خود را از طریق یک نهاد متمرکز بزرگ منتقل کرد، سه هفته بعد تقریباً همان مقدار را دریافت کرد و سپس در ماه مه با ارسال آنها به یک آدرس غیرقابل خرج کردن، سکهها را سوزاند.
عدد اصلی 20 BTC است. جزئیاتی که اهمیت دارد، بازگشت نزدیک به 1:1 است. کیف پول 20.00010537 BTC ارسال کرده و 20.00006037 BTC دریافت کرده است، که تفاوت آن 4,500 ساتوشی یا حدود 3 دلار است.
این توالی یک میانبر رایج برای تریدرها را پیچیده میکند: "ارسال به صرافی برابر با فروش است." در اینجا، سکهها تقریباً بدون تغییر دوباره در زنجیره ظاهر شدند قبل از اینکه به طور عمدی نابود شوند، که این باعث میشود نگهدارنده یک سیگنال ضعیف جهتدار به تنهایی بپرد.
مدرس بیتکوین، بنِت، الگو را بهطور صریح خلاصه کرد: "کل موجودی به چیزی که به نظر میرسد یک صرافی است، منتقل شد."کیف پول داغو تقریباً همان مقدار سه هفته بعد بازگشت. هفت هفته بعد از آن، سوزانده شد.
مسیر زنجیرهای: مقادیر دقیق، زمانبندی و تقسیم سهروزه
حرکت مارس پس از تقریباً 12 سال خواب آغاز شد. کیف پول 20.00010537 BTC را به چیزی که بنِت آن را "نگهدارندهای از نوعی" توصیف کرد، ارسال کرد. سه هفته بعد، 20.00006037 BTC به همان آدرس اولیه بازگشت.
مقدار بازگشتی به عنوان یک خروجی واحد برنگشت. این مقدار در سه تراکنش متوالی روزانه تقسیم شد: ۷ BTC، ۷ BTC و ۶.۰۰۰۰۶۰۳۷ BTC. بنِت تکههای عدد گرد را با محدودیت برداشت روزانه یک نگهدارنده سازگار تفسیر کرد.
اختلاف کوچک بین آنچه وارد شد و آنچه بازگشت، نشانه است. چهار هزار و پانصد ساتوشی در اصطلاح BTC، نویز عملیاتی است. این بیشتر شبیه هزینهها یا اصطکاکهای مربوط به پردازش است تا یک کاهش اندازه معامله.
آنچه زنجیره نمیتواند پاسخ دهد این است که درون نگهدارنده چه اتفاقی افتاده است. رفتار آدرس سپرده توصیف شده در تحلیل، با یک آدرس سپرده مشتری ثابت که به یک کیف پول عمومی جارو و تجمیع میشود، مطابقت دارد. هنگامی که آن جارو انجام میشود، رکورد عمومی دیگر به عنوان یک دفتر کل تمیز از نیت باقی نمیماند.
خوشه Chainalysis: پنج کیف پول، یک کنترلکننده و منشأ Mt. Gox
سفر رفت و برگشت ماه مارس در یک الگوی بزرگتر قرار دارد: پنج کیف پول که در نهایت بیتکوین را در ماه مه سوزاندند. Chainalysis ارزیابی کرد که پنج آدرس نشاندهنده "شاخصهای قوی از مالکیت مشترک" هستند و به یک کنترلکننده واحد اشاره میکنند تا دارندگان غیرمرتبط که به طور تصادفی انتخاب کردند سکهها را نابود کنند.
هماهنگی زود ظاهر میشود. همه پنج کیف پول در ابتدا در همان روز در آوریل 2014 تأمین مالی شدند. هر کدام بعداً تقریباً همان مقدار معادل دلاری BTC را به همان آدرس سپرده در یک صرافی یا نگهدارنده بزرگ متمرکز ارسال کردند.
Chainalysis بیشتر وجوه را به Mt. Gox ردیابی کرد و "نشان میدهد که مالک یک پذیرنده اولیه بیتکوین بوده است." زمانبندی به اندازه کافی تمیز نیست تا ادعای برداشتهای مستقیم در آوریل 2014 را داشته باشد، زیرا Mt. Gox در فوریه 2014 تجارت را متوقف کرد.
بنِت هنوز استدلال کرد که منشأ میتواند با یک دارنده اولیه که سکهها را قبل از سقوط از مکان خارج کرده، مطابقت داشته باشد: "کاملاً ممکن است که مالک این سکهها یکی از خوششانسهایی بوده باشد که موفق به خارج کردن سکههای خود از صرافی قبل از سقوط شد."
یک سرنخ رفتاری جداگانه در فعالیتهای 2022–2024 وجود دارد. یکی از پنج آدرس 19.6 BTC را در 60 تراکنش به همان نگهدارنده ارسال کرد. اندازههای BTC از حدود 0.15 BTC تا 0.62 BTC متغیر بود، اما 58 از 60 انتقال در حدود 10% از تقریباً 10,400 دلار در زمان ارسال بود، با وجود اینکه قیمت BTC بیش از چهار برابر در طول این مدت افزایش یافته است. خوانش بنِت مستقیم بود: "این به من یک استراتژی "تصفیه پیشنهاد میدهد."
او افزود که "در حالی که اندازه پرداخت ثابت بود،" "فرکانس نبود - این انتقالهای 10 هزار دلاری در خوشهها آمدند،" که میتواند نیازهای نقدینگی غیررسمی را نیز برآورده کند تا یک برنامه ثابت.
سیگنالهایی که معاملهگران میتوانند از این نوع جریان تبادل بگیرند
روایت تمیز که معاملهگران دوست دارند ساده است. سکهها به یک صرافی میروند، عرضه در آستانه ورود به بازار است. این قسمت مثال متضاد است. یک واریز بزرگ از یک نگهدارنده قبل از بازگشت تقریباً یکسانی رخ داد و نتیجه نهایی یک سوزاندن بود، نه یک توزیع قابل مشاهده.
اولین محدودیت نسبت است. Chainalysis تأیید کرد که طرف مقابل یک صرافی بزرگ متمرکز بود، اما نام خدماتی که شناسایی میکند را بهطور عمومی افشا نمیکند. بدون یک مکان نامبرده، معاملهگران نمیتوانند جریان را به سیاستهای داخلی شناختهشده، محدودیتهای برداشت یا برچسبگذاری کیف پول که تفسیر را تنگتر میکند، مرتبط کنند.
دومین محدودیت عدم شفافیت عمومی است. بنِت آدرس واریز را به عنوان آدرسی توصیف کرد که تعادل را حفظ نمیکند و قبل از تجمیع به یک کیف پول عمومی، به معاملات با دهها ورودی دیگر منتقل میشود. این ساختار زنجیره نگهداری را در زنجیره میشکند. رکورد نمیتواند مشخص کند که آیا BTC فروخته شده، نگهداری شده یا به جای دیگری منتقل شده است در حالی که در داخل نگهدارنده بوده است.
هنوز هم نشانههای عملی وجود دارد که ارزش پیگیری دارند.
خوشهبندی پیگیری که نگهدارنده را شناسایی میکند کیفیت سیگنال را تغییر میدهد، زیرا به بازار اجازه میدهد این رفتار را با الگوهای مدیریت کیف پول صرافیهای شناختهشده مقایسه کند. سوزاندنهای اضافی از همان خوشه کیف پول، مجموع ۱۰۷ BTC را افزایش میدهد و روایت "حذف عرضه" را زنده نگه میدارد، حتی اگر اندازه مطلق نسبت به گردش کلی BTC کوچک باقی بماند.
فعالیتهای تجدیدشده از سایر کیف پولهای خوابیده با منشأ مشابه Mt. Gox بیشتر از سوزاندن یکباره اهمیت دارد، بهویژه اگر آن سکهها نیز قبل از بازگشت به زنجیره از طریق نگهدارندهها عبور کنند. و اگر رفتار انتقال خوشهای به اندازه ~$10.4k از هر یک از پنج کیف پول ادامه یابد، این نشان میدهد که بازیگر هنوز فعال است و کاملاً خارج نشده است.
خوانش من: سوزاندن کمتر از پیام درباره تفسیر پرشهای نگهداری اهمیت دارد.
آستانهای که در اینجا اهمیت دارد ۱۰۷ BTC نیست. این فاصله ۴۵۰۰ ساتوشی در یک سفر رفت و برگشت ۲۰ BTC است. این به اندازهای کوچک است که پرش نگهدارنده را به عنوان یک رویداد مدیریت در نظر بگیرد، نه یک رویداد تصفیه، و تفسیر "ورود به صرافی برابر با فشار فروش" را میشکند.
اگر نگهدارنده شناسایی نشده باقی بماند و آدرس واریز به رفتار خود به عنوان یک واریز ثابت و جارو شده به یک کیف پول عمومی ادامه دهد، این همچنان یک مطالعه موردی احتیاطی باقی میماند نه یک سیگنال قابل معامله. نتیجه عملی ساده است: پرشهای نگهداری میتوانند تئاتر نقدینگی باشند و بازار تنها زمانی چیزی یاد میگیرد که سکهها یا پارک شوند، دوباره به اندازه بازگردند، یا الگو را در مقیاس تکرار کنند.