
دادههای Dune: USDT و USDC در پرداخت و تسویه DeFi تقسیم…
استیبلکوینهای یورویی مطابق با MiCA به نزدیک به ۶۷۴ میلیون دلار قبل از اول ژوئیه رشد کردند در حالی که استراتژی ۳,۵۸۸ بیتکوین برای تأمین مالی سود سهام فروخت.
دادههای تازهی آنچین و شرکتی نشان میدهد که استیبلکوینها بر اساس عملکرد و منطقه تقسیمبندی میشوند و نه اینکه در یک نبرد برندههمهچیز رقابت کنند. در همان هفته، استراتژی بزرگترین فروش بیتکوین خود را از زمان پذیرش BTC به عنوان دارایی خزانهداری انجام داد، در حالی که ونگارد یک نقش ارشد در داراییهای دیجیتال متمرکز بر توکنسازی و استیبلکوینها را اعلام کرد.
نکات کلیدی
- USDT عمدتاً به عنوان یک راه پرداخت و انتقال کسبوکار استفاده میشود، در حالی که USDC به طور فزایندهای به عنوان ارز تسویه DeFi معرفی میشود، بر اساس دادههای Dune.
- پرداختهای تجاری شناساییشده که با USDT تسویه شدهاند، در نیمه اول سال 2026 به 95 میلیارد دلار رسیدند و برتری USDT را در جریانهای B2B تقویت کردند.
- استراتژی ۳,۵۸۸ را فروختBTCبه ارزش ۲۱۶ میلیون دلار برای تأمین سود سهام ترجیحی، داراییها را به ۸۴۳,۷۷۵ BTC کاهش داده و در عین حال یک ذخیره نقدی ۲.۵۵ میلیارد دلاری را حفظ کرده است.
- یورو مطابق با MiCAاستیبل کوینهابه ۱۲۸٪ افزایش یافت و به نزدیک ۶۷۴ میلیون دلار در هشت توکن فعال تجاری رسید که پیش از مهلت انتقال ۱ ژوئیه اتحادیه اروپا، حجم ۴۳٪ افزایش یافته است.
USDT در مقابل USDC: دادههای Dune نشان میدهد که استیبلکوینها به دو مسیر پرداخت و DeFi تقسیم میشوند.
دادههای Dune تقسیم کار تمیزتری را بین دو استیبلکوین بزرگ در سال 2026 ترسیم میکند. USDT به عنوان استیبلکوین غالب پرداختهای کریپتو توصیف میشود، در حالی که USDC به عنوان تسویهحساب مورد علاقه DeFi خود را تثبیت کرده است.دارایی، یک تنظیم که نشان میدهد این دو دیگر برای همان کاربر حاشیهای رقابت نمیکنند.
این موضوع برای نظارتکنندگان بر جریانها اهمیت دارد زیرا نحوه تفسیر تیترهای استیبلکوینها را تغییر میدهد. افزایش عرضه یا انتقال USDT میتواند نشانهای از زیرساختهای پرداخت باشد بدون اینکه بهطور خودکار به معنای ساخت اهرم ریسکپذیر در DeFi باشد. برعکس، فعالیت USDC میتواند بهطور مستقیمتری به تجارت، وامدهی ومعاملات مشتقهفعالیتی که در آن استیبلکوینها به عنوان ارز پایه برای قیمتگذاری و تسویه موقعیتها عمل میکنند.
زاویه پرداختها چندان ظریف نیست. USDT در نیمه اول سال 2026، 95 میلیارد دلار در پرداختهای تجاری شناساییشده تسویه کرد و به عنوان غالب در انتقالات کسبوکار به کسبوکار توصیف میشود. در مقابل، USDC به عنوان لایه تسویه برای تجارت آنچین و فعالیتهای DeFi قرار گرفته است و "تریلیونها دلار حجم انتقال ماهانه را در سراسر Base و" پردازش میکند.اتریوم، هرچند در بخش دادههای ارائه شده هیچ ماه، عدد یا روششناسی خاصی ذکر نشده است.
نقشه نقدینگی زنجیره: ترون/اتریوم برای USDT، جریانهای اتریوم/Base برای USDC
نقشه زنجیره فرضیه تقسیمبندی را تقویت میکند. عرضه USDT بهطور تقریبی بهطور مساوی بین ترون و اتریوم تقسیم شده است، در حالی که USDC در اتریوم بسیار فعال باقی میماند. این تقسیم نشان میدهد که اثرات شبکه در حال تقویت است جایی که هر صادرکننده قبلاً توزیع و عمق نقدینگی دارد.
برای معاملهگران، اثر مرتبه دوم، مسیریابی نقدینگی است. اگر USDT در ترون و اتریوم برای انتقالهای سبک پرداخت متمرکز باشد، میتواند از ریلهای تنگتری برای تسویه حسابهای بینمحلی و حرکت خارج از صرافی حمایت کند. اگر USDC دارایی تسویه مورد علاقه DeFi با حجم بالای اتریوم و Base باشد، به یک نماینده مستقیمتر برای اشتهای ریسک زنجیرهای، وثیقه تحرک و سلامت بازارسازی DeFi تبدیل میشود.
عدم قطعیت کلیدی، جزئیات است. "تقریباً مساوی" درصد زنجیره به زنجیرهای برای USDT ارائه نمیدهد و "تریلیونها" حجم انتقال ماهانه USDC را کمی نمیکند یا Base را از اتریوم جدا نمیکند. آن جزئیات گمشده تفاوت بین یک روایت و یک مدل جریان قابل معامله است.
فروش 216 میلیون دلاری بیتکوین استراتژی، سودهای ترجیحی را تأمین میکند در حالی که نقدینگی در 2.55 میلیارد دلار باقی میماند.
استراتژی 3,588 BTC به ارزش 216 میلیون دلار فروخته است تا سود سهام ترجیحی را تأمین کند و داراییها را به 843,775 BTC کاهش دهد. این فروش بهعنوان بزرگترین فروش شرکت از زمان پذیرش BTC بهعنوان دارایی خزانهداری آن توصیف میشود و از یک چارچوب سرمایهای پیروی میکند که به فروش بیتکوین اجازه میدهد تا پرداختهای سود سهام را تأمین کند.
جزئیات مهمتر این است که چه چیزی تغییر نکرد. استراتژی یک ذخیره نقدی ۲.۵۵ میلیارد دلاری را در حین اجرای فروش حفظ کرد و این اقدام به عنوان انتخابی برای انعطافپذیری مالی در نظر گرفته میشود در حالی که سهام ترجیحی زیر ارزش اسمی معامله میشوند، نه یک هجوم نقدینگی.
تحلیلگران برنشتین گفتهاند که این فروش بعید است نشانهای از تغییر گستردهتر از استراتژی انباشت بیتکوین باشد.استراتژی انباشتکه این را به مدیریت ساختار سرمایه نزدیکتر میکند تا تغییر رژیم در تقاضای شرکتی BTC.
نقاط تأیید بعدی: شکستهای جریان استیبلکوین، پیگیری MiCA و استخدام توکنسازی TradFi
نوار استیبلکوین اروپا نیز در حال حرکت است، اما از یک پایه کوچک. شرکت پرداخت دکتا گفت که ارزش بازار استیبلکوین یورو مطابق با MiCA در سال منتهی به مهلت انتقال اول ژوئیه اتحادیه اروپا ۱۲۸٪ افزایش یافته است، با هشت استیبلکوین یورو که به طور فعال معامله میشوند و به ارزش تقریبی ۶۷۴ میلیون دلار رسیدهاند. حجم معاملات در همین دوره ۴۳٪ افزایش یافته است.
حتی پس از آن رشد، توکنهای یورو به عنوان تنها ۰.۲۲٪ از بخش استیبلکوین پشتیبانی شده با دلار تقریباً ۳۱۵ میلیارد دلاری توصیف میشوند.
سؤال فوری این است که آیا دوره پس از اول ژوئیه نشاندهنده پیگیری است یا یک هجوم انطباقی یکباره. اروپا همچنین هنوز در مورد اینکه آیا الزامات سختگیرانه ذخیره MiCA وممنوعیتبازده، استیبلکوینهای یورو را ایمنتر اما کمتر رقابتی میکند یا اینکه تسهیل قوانین به یورو کمک میکند تا با دلار رقابت کند، تقسیم شده است.
در سمت TradFi، ونگارد یک رئیس ازداراییهای دیجیتالنقشی که برای اولین بار در ۶ ژوئیه ظاهر شد،توکنسازی، استیبلکوینها و زیرساخت بلاکچین، شامل محصولات دارایی دیجیتال و نگهداری و تعامل با نهادهای نظارتی. این آگهی به خاطر این که ونگارد مدتهاست از ارائه یا حمایت از ETF های بیتکوین اسپات خودداری کرده است، برجسته است و نشان میدهد که زیرساخت توکنسازی و استیبلکوین میتواند پیشرفت کند حتی زمانی که قرار گرفتن مستقیم در معرض BTC غیرممکن است.
دو نقطه تأیید دیگر مهم است: تجزیه و تحلیلهای بهروز شده به سبک Dune که «تریلیونها» ماهانه USDC را کمی میکند و Base را در مقابل اتریوم تقسیم میکند، و افشای بیشتر از استراتژی در مورد زمان و سرعت فروش BTC تحت چارچوب سود خود از سطح ۸۴۳,۷۷۵ BTC.
چرا جریانهای استیبلکوین تقسیمبندی شده بیشتر از روایتهای «فلیپنینگ» اهمیت دارد
من چارچوب Dune را به عنوان یک نشانه از ساختار بازار میبینم، نه یک مسابقه برند. زمانی که USDT در پرداختها غالب است و USDC در تسویهحساب DeFi غالب است، سیگنال واقعی این است که جریانهای استیبلکوین در حال تخصصی شدن هستند، که به این معنی است که تغییرات کلی عرضه استیبلکوین میتواند گمراهکننده باشد اگر معاملهگران فرض کنند که یک تفسیر ریسکپذیر یا ریسکگریز واحد وجود دارد.
آستانهای که مهم است این است که آیا تقسیمبندی در دادههای زنجیرهای قابل اندازهگیری پس از ۱ ژوئیه و در تجزیه و تحلیلهای ماه به ماه انتقال USDC ادامه دارد یا خیر. اگر آن چاپها حفظ شوند، این تنظیم به نظر میرسد که ساختاری باشد نه روایتمحور، و تحلیل جریان استیبلکوین به ابزاری تیزتر برای نقشهبرداری از نقدینگی به مکانها و استراتژیهای خاص تبدیل میشود به جای اینکه به دنبال «فلیپنینگ» USDT در مقابل USDC بگردد که ممکن است اصلاً وجود نداشته باشد.