
گریاسکیل، BTC، ETH و ZEC را بهعنوان "معامله کاهش" معرفی…
این تماس به محضی است که وزارت خزانهداری خریدهای بازخرید اوراق قرضه بلندمدت را به ۴ میلیارد دلار در هر عملیات از ۹ سپتامبر دو برابر میکند.
تحقیقات گریاسکیل بهصراحت بیتکوین، اتریوم و زکش را بهعنوان اصلیترین بهرهبرداران ارزهای دیجیتال از "تجارت کاهش ارزش" مرتبط با افزایش بدهی دولت ایالات متحده و کسریهای مداوم معرفی میکند. این پیشنهاد در حالی ارائه میشود که مجموع بدهی عمومی ایالات متحده از ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته و وزارت خزانهداری خریدهای بازخرید اوراق قرضه بلندمدت را از ۹ سپتامبر آغاز میکند.
زک پندل، رئیس تحقیقات گری اسکیل، در یادداشتی در تاریخ ۲۶ اوت استدلال کرد که افزایش بدهی دولت میتواند اعتماد بهفیاترشد unchecked بدهی دولتی اعتبار ارزهای فیات را تضعیف میکند و سرمایهگذاران را به سمت جستجوی ذخایر ارزش جایگزین مانند طلا فیزیکی و برخی از ارزهای دیجیتال سوق میدهد. پندل نوشت.
نسخهی پانل از "تجارت کاهش ارزش" واضح است: مالکیتداراییهاکه تأمین آن سخت است یا سیاست پولی آن توسط یک دولت تعیین نمیشود، بر این باور است که تضعیف مالی در بلندمدت در نهایت به اعتبار پولی نفوذ میکند. در دنیای کریپتو، او سه ذینفع را نام برد: "درداراییهای دیجیتالما فکر میکنیم که آنچه بهعنوان «تجارت کاهش ارزش» شناخته میشود، عمدتاً به نفع خواهد بودبیتکوین, اتریوم, و زکش.
مهمترین عامل کلان که در اینجا کار میکند، خود چاپ بدهی ایالات متحده است. بیانیه روزانه خزانهداری برای ۱۸ اوت نشان داد که مجموع بدهی عمومی برای اولین بار بالای ۴۰ تریلیون دلار است، با حدود ۳۲.۲۶۶ تریلیون دلار در دست عموم و حدود ۷.۷۸۲ تریلیون دلار در داراییهای درون دولتی.
استدلال دارایی به دارایی گریاسکیل بیشتر داستانی است تا مبتنی بر مدل. بیتکوین به عنوان تمیزترین بیان کمیابی از طریق حداکثر عرضه برنامهریزی شده ۲۱ میلیون و عدم وجود یک صادرکننده دولتی قرار گرفته است، در حالی که همان یادداشت به اصطکاکهای معمول اشاره دارد: نوسانپذیری, تاریخچهای کوتاهتر از طلا، ریسک نگهداری و حساسیت به شرایط مالی گستردهتر.
اتریوم به عنوان یک شبکه تسویه حساب غیرمتمرکز و زکش به عنوان طراحی مشابه بیتکوین با ویژگیهای اختیاری حریم خصوصی معرفی شده است.
خریدهای بزرگتر اوراق قرضه بلندمدت خزانهداری، پسزمینهای برای نرخها اضافه میکند، نه اصلاح کسری.
تغییر خزانهداری در ۱۹ اوت عملیاتی است، نه مالی. این وزارتخانه اعلام کرد که حداقل خریدهای حداکثر حمایت از نقدینگی را در هر عملیات از ۲ میلیارد دلار به ۴ میلیارد دلار دو برابر خواهد کرد، با عملیات بزرگتر که بخشهای ۱۰ تا ۲۰ سال و ۲۰ تا ۳۰ سال را از ۹ سپتامبر پوشش میدهد.
از نظر مکانیکی، این خریدها به معنای خرید اوراق قدیمی توسط خزانهداری در بازار آزاد و بازنشسته کردن آنها در حالی که به صدور بدهیهای جدید ادامه میدهد، است. این میتواند نقدینگی را بهبود بخشد و عرضه تنظیمشده بر اساس مدت زمانی که سرمایهگذاران باید جذب کنند را کاهش دهد، اما لزوماً مقدار اسمی بدهی که در دست عموم است را کاهش نمیدهد.
به عبارت دیگر، این میتواند جایی که فشار بر روی منحنی قرار دارد را تغییر دهد بدون اینکه نیاز اساسی به قرض گرفتن تغییر کند.
این تمایز اهمیت دارد زیرا Grayscale به کسریهای ساختاری تکیه دارد، نه یک تغییر مقطعی در عملکرد بازار. پیشبینیهای پایه دفتر بودجه کنگره در فوریه کسری 1.9 تریلیون دلاری فدرال را در سال مالی 2026 پیشبینی کرده است که تا سال 2036 به 3.1 تریلیون دلار افزایش مییابد و بدهی عمومی که در سال 2026 معادل 101% تولید ناخالص داخلی است، تا سال 2036 به 120% افزایش خواهد یافت.
چارچوب گریاسکیل این دو را از طریق نرخها به هم مرتبط میکند. نرخهای بهره بالاتر هزینههای تأمین مالی دولت را افزایش میدهد زیرا دولت اوراق بهادار سررسید شده را دوباره تأمین مالی میکند و بدهی جدیدی برای پوشش هزینههای بالاتر از درآمد صادر میکند، که میتواند حلقه بازخورد مالی را که روایت "کاهش ارزش" به آن وابسته است، تسریع کند.
این یادداشت همچنین استدلال کرد که وامگیری سنگین بخش خصوصی برای تأمین مالی زیرساختهای هوش مصنوعی با بدهی دولت برای جذب سرمایه رقابت میکند و فشار بالقوهای به سمت افزایش نرخهای بهره اضافه میکند.
تاریخها و دادههایی که میتوانند روایت کاهش ارزش را تأیید کنند
9 سپتامبر اولین نقطه عطف واقعی است، زیرا این زمانی است که عملیات خرید مجدد گسترش یافته در بخشهای 10–20 سال و 20–30 سال آغاز میشود. اگر نقدینگی در انتهای بلندمدت بهبود یابد وبازدههاپس از تغییر، راحتی به طور قابل مشاهدهای افزایش مییابد و این موضوع فوریت کوتاهمدت داستان «نیروهای استرس اوراق قرضه و پوششهای کاهش ارزش» را تضعیف میکند، حتی اگر مسیر کسری در بلندمدت دست نخورده باقی بماند.
نشانه بعدی سیاست، بازپرداخت سهماهه وزارت خزانهداری در تاریخ ۴ نوامبر است، جایی که قرار است اطلاعات بیشتری درباره اندازههای خرید مجدد آینده ارائه دهد. عملیات بزرگتر یا مکررتر نشانهای خواهد بود که وزارت خزانهداری فکر میکند عملکرد بازار به حمایت بیشتری نسبت به آنچه قبلاً برنامهریزی شده نیاز دارد.
در جنبه مالی، روایت بستگی به این دارد که آیا انتظارات کسری و نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی (GDP) از مسیر ذکر شده توسط CBO که کسری 1.9 تریلیون دلاری در سال مالی 2026 را به 3.1 تریلیون دلار تا سال 2036 میرساند، بدتر میشود یا خیر، در حالی که بدهی در دست عموم از 101% به 120% تولید ناخالص داخلی تغییر میکند. تثبیت نمیتواند رقم 40 تریلیون دلاری را محو کند، اما اکسیژن را از چارچوب "بیحد و حصر" خارج خواهد کرد.
بازار درون کریپتو نشان میدهد که آیا معاملات در ارزهای اصلی متمرکز باقی میمانند یا شروع به ابراز از طریق پروکسیهای با بتای بالاتر میکنند. گریاسکیل بهطور صریح زککش را در کنار BTC و ETH نام برد، بنابراین هرگونه گسترش به ZEC میتواند خوانش واضحتری از پذیرش روایت نسبت به دور دیگری از موقعیتگیری فقط BTC باشد.
خوانش من: این یک معامله روایتی است تا زمانی که نرخها/نقدینگی دست بازار را مجبور کنند.
مکانیسم در اینجا ساده است: Grayscale یک مسیر مالی بلندمدت را بر روی یک پیشنهاد ذخیره ارزش ترسیم میکند و سپس BTC، ETH و ZEC را به عنوان پاکترین ابرازهای آن شرطبندی نامگذاری میکند. نکته این است که یادداشت هیچ هدف قیمتی، افق زمانی یا محرکهای وزنی احتمال ارائه نمیدهد، بنابراین بیشتر شبیه یک سیگنال روایت کلان است تا یک کاتالیزور کوتاهمدت.
آستانهای که مهم است این است که آیا انتهای بلندمدت واقعاً به اندازه کافی بینظم باقی میماند که خزانهداری مجبور به ادامه خریدهای بازخرید شود، یا اینکه 9 سپتامبر و بازپرداخت 4 نوامبر نشان میدهد که این عمدتاً یک تنظیم عملکرد بازار است.
اگر نرخها و شرایط نقدینگی مجبور به مداخله مکرر شوند در حالی که انتظارات کسری همچنان بدتر میشود، "تجارت کاهش ارزش" دیگر یک شعار نخواهد بود و به یک محدودیت موقعیتی در BTC، ETH و نامهای با بتای بالاتر مانند ZEC تبدیل میشود.