
هانتربایدن از ایردراپ میمکوین لپتاپ رونمایی کرد
پیشبازاریابی عمومی فاقد جزئیات زنجیره، قرارداد، زمانبندی و مکان مورد نیاز برای تأیید هر توکن LAPTOP است.
هانتر بایدن به طور علنی از یک میمکوین آینده به نام "لپتاپ" صحبت کرد که شامل یک ایردراپ و مکانیزم "سوزاندن یا خیریه" است، پیش از راهاندازی.
هانتر بایدن مکانیزمهای برنامهریزی شده برای یک میمکوین آینده به نام "لپتاپ" را مشخص کرده و توزیع ایردراپ و قانونی به نام "سوزاندن یا خیریه" را توصیف کرده است، پیش از راهاندازی توکن.این تنها بخشی از تنظیمات است که از مواد موجود در این بسته قابل تأیید است. متن زیرین که معمولاً جزئیات حیاتی برای معاملهگران را شامل میشود، در اینجا فراتر از عنوان موجود نیست و هیچ نقل قول دقیقی برای مشخص کردن چگونگی کارکرد ایردراپ یا چه چیزی عمل "سوزاندن یا خیریه" را تحریک میکند، وجود ندارد.از نظر عملی، این سیگنال بازار فوری را به عنوان ریسک توجهی به جای یک برنامه اجرایی باقی میگذارد. میمکوینهای مرتبط با سلبریتیها و شخصیتهای سیاسی میتوانند تنها با عناوین سریعاً جلب توجه کنند، اما بدون زنجیره، آدرس قرارداد یا زمان راهاندازی، هیچ راه تمیزی برای تطبیق روایت با یک دارایی خاص زنجیرهای یا برنامهریزی نقدینگی وجود ندارد.
این میمکوین به دلیل ارتباطش با هانتر بایدن ممکن است توجه زیادی را جلب کند، اما جزئیات فنی آن نامشخص است.
ایردراپ و مکانیزم سوزاندن یا خیریه هنوز به طور کامل توضیح داده نشدهاند و معاملهگران نمیتوانند بر اساس اطلاعات موجود تصمیمگیری کنند.بدون وجود زنجیره و آدرس قرارداد، معاملهگران نمیتوانند به راحتی به این میمکوین اعتماد کنند.این وضعیت میتواند منجر به نوسانات شدید در بازار شود، زیرا سرمایهگذاران به دنبال اطلاعات بیشتر هستند.عدم شفافیت در جزئیات میتواند باعث سردرگمی و عدم اعتماد در میان معاملهگران شود.در نهایت، این میمکوین ممکن است به یک فرصت سرمایهگذاری تبدیل شود، اما ریسکهای زیادی نیز به همراه دارد.لغزشدر حدود دقایق اولیه معاملات.
از نظر مکانیکی، ایردراپ یک روش توزیع توکن است که در آن کیفپولها بر اساس معیارهای واجد شرایطی توکن دریافت میکنند، که معمولاً به یک عکسبرداری زنجیرهای در یک بلوک یا زمان خاص مرتبط است. سوزاندن توکن بهطور دائمی توکنها را از گردش خارج میکند، معمولاً با ارسال آنها به یک آدرس غیرقابل بازیابی، و چارچوب "خیریه" معمولاً یا یک کارمزد است که به یک دریافتکننده هدایت میشود یا یک اهدا اختیاری.
نکته اینجاست که هیچیک از پارامترهایی که میتواند این مکانیکها را واقعی کند، مانند قوانین واجد شرایطی، زمانبندی عکسبرداری، درصدهای سوزاندن یا دریافتکنندگان نامبرده، از این بسته در دسترس نیست.
ورودیهای راهاندازی گمشدهای که معاملهگران قبل از استفاده از LAPTOP به آنها نیاز دارند
اولین ورودی گمشده تأیید اولیه است: هیچ زنجیره یا آدرس قراردادی در مواد استخراج شده ارائه نشده است. بدون آن، هیچ توکنی که تحت نام "LAPTOP" در حال حاضر معامله میشود نمیتواند به عنوان همان دارایی که هانتر بایدن به آن اشاره کرده است، بر اساس این بسته به تأیید برسد.
ورودی دوم گمشده زمانبندی و مکان است. هیچ تاریخ یا زمان راهاندازی مشخصی وجود ندارد و هیچ اطلاعاتی درباره اینکه نقدینگی اولیه کجا قرار خواهد گرفت، وجود ندارد، خواه این یکصرافی غیرمتمرکزاستخر، یک جفت خاص، یا هر برنامه فهرستسازی در یک صرافی متمرکز. برای میمکوینها، این جزئیات صرفاً ظاهری نیستند.
آنها تعیین میکنند که آیا کشف قیمت در یک استخر نازک که میتواند تحت فشار قرار گیرد، رخ میدهد یا در یک مکان عمیقتر که اجرای آن حداقل تا حدی قابل پیشبینی است.
ورودی سوم گم شده، اجرای ایردراپ است. معاملهگران باید بدانند که آیا واجد شرایط بودن بر اساس یک عکس فوری است، زمان عکس فوری چه زمانی است (یا تأیید اینکه هیچ عکسی فوری استفاده نشده است) و آیا قفلهایی وجود دارد.تخصیص, یا ادعاهای پنجرههایی که میتوانند فشار فروش متناوب ایجاد کنند. هیچیک از اینها در اینجا موجود نیست، بنابراین ایردراپ یک وعده بازاریابی باقی میماند نه یک برنامه قابل معامله.
ورودی چهارمی که گم شده این است که آیا “سوزاندن یا خیریه” توسط قرارداد هوشمنداجرا میشود یا بهصورت خارج از زنجیره و بهصورت اختیاری مدیریت میشود. یک قاعدهای که توسط قرارداد اجرا میشود، میتواند پس از عمومی شدن آدرس بررسی شود. یک سیاست اختیاری میتواند تغییر کند، متوقف شود یا دوباره تفسیر شود و قیمتگذاری آن دشوارتر است زیرا محدودیتی نیست.
نقاط عطف بعدی ساده و دوتایی هستند و آنها چیزی هستند که این را از سر و صدای تیتر به چیزی که معاملهگران میتوانند واقعاً تأیید و مدلسازی کنند تبدیل میکند: انتشار یک زنجیره رسمی و آدرس قرارداد از یک کانال قابل تأیید مرتبط با پروژه یا هانتر بایدن، معیارهای واجد شرایط بودن ایردراپ با هر تاریخ و زمان عکسبرداری (یا تأیید صریح اینکه هیچ عکسی استفاده نمیشود)، لجستیک راهاندازی شامل زمان دقیق راهاندازی و محل نقدینگی اولیه، و توصیف واضحی از اجرای “سوزاندن یا خیریه” شامل اینکه آیا این قاعده توسط قرارداد اجرا میشود و آیا هیچ گیرنده خیریهای نام برده شده است.
خوانش من: هیاهوی توکنهای مرتبط با سلبریتی فقط پس از تأیید قابل معامله است، نه قبل از آن
لحظه معادل ثبتنام برای میمکوینها آدرس قرارداد است و این بسته آن را ندارد. تنها چیزی که در اینجا تأیید شده این است که هانتر بایدن یک ایردراپ و یک قاعده “سوزاندن یا خیریه” را قبل از راهاندازی توصیف کرده است، که برای جلب توجه کافی است اما برای احراز هویت یک دارایی یا برنامه اجرایی کافی نیست.
آستانهای که مهم است این است که آیا پروژه ورودیهای قابل تأیید راهاندازی، زنجیره، قرارداد، زمانبندی و محل نقدینگی را منتشر میکند و آیا مکانیزم “سوزاندن یا خیریه” به گونهای مشخص شده است که بتوان آن را در زنجیره بررسی کرد نه اینکه بهصورت ایمان گرفته شود.
تا زمانی که این جزئیات وجود نداشته باشد، این بیشتر شبیه یک کاتالیزور احساسات است تا یک تنظیم بنیادی و تنها زمانی بهطور عملی معنادار میشود که معاملهگران بتوانند تأیید کنند که با قرارداد مورد نظر در حال تعامل هستند.