
مدیرعامل رابینهود حق وتوی توکنهای سهام AMC را رد کرد
ولاد تنف میگوید که رضایت تنها در صورتی لازم است که یک توکن حقوق سهامداران یا ثبت رسمی سهامداران را تغییر دهد.
مدیرعامل رابینهود، ولاد تنف، یک اختلاف عمومی با مدیرعامل AMC Entertainment، آدام آرون، را تشدید کرد و استدلال کرد که ناشران نباید بتوانند توکنهای سهام شخص ثالث که به سهام آنها اشاره دارد را مسدود کنند. آرون خواستار توقف توکنهای مرتبط با AMC از سوی رابینهود شده و تهدید کرده است که این موضوع را به کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده خواهد برد.
نکات کلیدی
- مدیرعامل رابینهود، ولاد تنف، استدلال کرد که شرکتهای عمومی نباید بتوانند محصولات مبتنی بر بلاکچین مرتبط با سهام خود را مسدود کنند، اگر حقوق سهامداران و سوابق معتبر سهامداران تغییر نکند.
- مدیرعامل AMC، آدام آرون، خواستار توقف ارائه توکنهای مرتبط با سهام AMC از سوی رابینهود شد و گفت که ممکن است این موضوع را با کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده مطرح کند.
- رابینهود در سال 2026 توکنهای سهام را خارج از ایالات متحده راهاندازی کرد و دسترسی به صدها سهام و ETF ایالات متحده را ارائه داد.
- تنف توکنها را به عنوان ابزارهای جداگانهای توصیف کرد که به صورت 1:1 توسط سهام زیرین پشتیبانی میشوند و دسترسی اقتصادی را بدون قرار دادن دارندگان در فهرست سهامداران یک شرکت فراهم میکنند.
خط 'عدم حق وتوی ناشر' تنف در مبارزه توکن AMC
مدیرعامل رابینهود، ولاد تنف، در یک پست در X در اواخر جمعه، خط روشنی در مورد رضایت ناشر برای سهام توکنسازی شده ترسیم کرد و این مبارزه را به عنوان سوالی در مورد حقوق سرمایهگذاران و ثبت سوابق به جای استفاده از زیرساختهای بلاکچین قالببندی کرد.
تنف نوشت: "یک شرکت باید حقوق مرتبط با سهام خود را کنترل کند - نه هر استفاده قانونی از آن سهام زمانی که در دست سرمایهگذاران است." او افزود: "رفتن به زنجیره نباید به ناشر حق وتویی بدهد که هرگز در خارج از زنجیره نداشت."
این پست به طور مستقیم به مدیرعامل AMC Entertainment، آدام آرون، پاسخ میدهد که در تاریخ 4 سپتامبر خواستار توقف ارائه توکنهای مرتبط با سهام AMC از سوی رابینهود شده و تهدید کرده است که این اختلاف را به کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده خواهد برد.
ادعای اصلی آرون این است که این محصول یک بازار موازی در معرض AMC بدون رضایت AMC ایجاد میکند و اینکه سردرگمی در مورد اینکه دارندگان توکن واقعاً چه چیزی دارند، خود یک مشکل در حفاظت از سرمایهگذاران است.
آرون محصول رابینهود را "بازار سهام مصنوعی خیالی" نامید و استدلال کرد که این میتواند توانایی AMC را در جمعآوری سرمایه تضعیف کند، سرمایهگذاران را در مورد حقوقشان گیج کند و بازاری با نام AMC بدون تأیید AMC ایجاد کند.
چگونه رابینهود میگوید توکنهای سهامش کار میکنند: پشتیبانی ۱:۱، بدون ثبتنام سهامداران
رابینهود توکنهای سهام خود را در خارج از ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ راهاندازی کرد و دسترسی به صدها سهام و صندوقهای قابل معامله در بورس آمریکایی را ارائه داد. قرارگیری فرامرزی اهمیت دارد زیرا حریم انطباق را تعیین میکند و در عمل مشخص میکند که کدام رژیم افشا و موضع اجرایی کار واقعی را انجام خواهد داد.
توصیف تنف از ساختار صریح است: توکنها "ابزارهای مالی جداگانه" هستند که ۱:۱ توسط سهام زیرین پشتیبانی میشوند. وعده این است که در معرض اقتصادی قرار گیرد که سهام مرجع را دنبال میکند، در حالی که دارندگان توکن از ثبتنام سهامداران صادرکننده خارج هستند.
نقطه "بدون ثبتنام سهامدار" محور است. اگر دارندگان توکن در رکورد معتبر نباشند، در معنای قانونی سهامدار نیستند و نباید به طور پیشفرض انتظار حقوق سهامدار را داشته باشند. چارچوب تنف این است که حقوق و تعهدات صادرکننده دست نخورده باقی میماند زیرا محصول دفتر رسمی شرکت را بازنویسی نمیکند یا حقوق مرتبط با سهام زیرین را تغییر نمیدهد.
نکته این است که بسته شامل شرایط دقیق محصول رابینهود، مکانیزمهای نگهداری برای پشتیبانی ۱:۱، یا حوزههای قضایی و مکانهای دقیق که توکنها در آنجا معامله میشوند، نیست. معاملهگران تنها میتوانند با آنچه بیان شده کار کنند: پشتیبانی ۱:۱ ادعا شده است و دارندگان توکن در ثبتنام سهامداران قرار نمیگیرند.
توافق صادرکننده به عنوان خط گسل: گزینهها، ADRهای بدون حمایت و تشبیه زنجیرهای
آزمون توافق صادرکننده تنف به گونهای طراحی شده است که سهامهای توکنی شده را به عنوان بستههای آشنا به جای "سهامهای زنجیرهای" به نظر برساند. او نوشت: "اگر یک ابزار مالی جداگانه ایجاد کند که سهام قابل انتقال آزاد را نگه دارد یا به آن اشاره کند بدون اینکه حقوق، تعهدات یا رکورد معتبر سهامدار صادرکننده را تغییر دهد، توافق صادرکننده نباید الزامی باشد."
او این استدلال را در ساختار بازار موجود قرار داد. گزینهها، رسیدهای سپردهگذاری آمریکایی بدون حمایت و محصولات ساختاری میتوانند به سهام عمومی اشاره کنند بدون اینکه کنترل شرکت زیرین بر ابزار را بدهند. نتیجهگیری ساده است: اگر بازارهای سنتی محصولات نمایشی مستقل از صادرکننده را تحمل کنند، جابجایی بسته به زنجیرهای نباید لایه مجوز جدیدی برای صادرکنندگان ایجاد کند.
تنف همچنین تعریف کرد که کجا باید مشارکت صادرکننده الزامی باشد. "اگر یک محصول ادعا کند که حقوق مرتبط با سهام زیرین را تغییر میدهد، دفتر سهام رسمی شرکت را جایگزین میکند، یا تعهدات جدیدی بر شرکت یا آن اعمال میکند"عامل انتقالاو نوشت: "ناشر باید درگیر باشد." آن شرط مرزی پاسخ مستقیم به حساسترین بخش سهام توکنیزه شده است: اینکه آیا یک محصول صرفاً در معرض قیمت قرار دارد یا اینکه سعی دارد به عنوان رکورد مالکیت عمل کند.
اعتراضات AMC در طرف دیگر آن خط قرار دارد. آرون استدلال میکند که حتی اگر محصول بهطور فنی یک ابزار جداگانه باشد، هنوز هم میتواند از طریق سردرگمی سرمایهگذاران و دیدگاههای بازار سرمایه آسیب عملی ایجاد کند، بهویژه اگر خریداران "توکن AMC" را بهعنوان چیزی نزدیکتر به یک امنیت صادر شده توسط AMC تفسیر کنند تا یک پوشش شخص ثالث.
وضعیت نظارتی، معلق و حلنشده است. تنف اذعان کرد که قوانین ممکن است تکامل یابند و نوشت: "سرمایهگذاران باید بدانند چه چیزی را مالک هستند، چه حقوقی دارد و آیا ناشر درگیر است یا نه." بسته شامل هیچ پاسخی از SEC، هیچ اقدام اجرایی و هیچ نشانهای از اینکه این نهاد تهدید آرون را مورد بررسی قرار داده باشد، نیست.
چیزی که بعداً تماشا میکنم: موضع SEC، استانداردهای افشا و واکنشهای ناشر مشابه
هر پاسخ عمومی SEC اولین کاتالیزور واقعی است، حتی اگر فقط راهنمایی غیررسمی یا تحقیقی باشد که توسط هر دو طرف اشاره شده است. بازار میتواند در اطراف بسیاری از ابهامات معامله کند، اما نمیتواند در اطراف یک نهاد نظارتی که خطی در مورد اینکه چه چیزی به عنوان یک امنیت محسوب میشود، چه افشاهایی لازم است و چه کسی مسئول آنهاست، ترسیم میکند، معامله کند.
آزمون دوم کیفیت افشا است، نه شعارها. اگر رابینهود یا رقبای آن شرایط سختتری در مورد نگهداری و مکانیکهای پشتیبانی ۱:۱ منتشر کنند، بهعلاوه یک نقشه به زبان ساده از حقوق دارندگان توکن در مقابل حقوق سهامداران، محصول شروع به شبیه شدن به یک پوشش مستقل از ناشر با انتظارات استاندارد میکند. اگر آن جزئیات نازک باقی بماند در حالی که نمادهای بیشتری اضافه میشود، واکنش ناشر به یک ریسک سرخطی تکراری تبدیل میشود.
بخشی از اختلاف رابینهود- AMC در مورد سهام توکنیزه شده که مهم است
آستانهای که مهم است این است که آیا سهام توکنیزه شده به عنوان "سهام" برای اهداف کنترل ناشر در نظر گرفته میشود یا به عنوان ابزارهای در معرض ناشر مستقل که بر اساس افشا زندگی و میمیرند. تنف بهصراحت سعی دارد چارچوب دوم را تحمیل کند و از گزینهها، ADRهای بدون حمایت و محصولات ساختاریافته بهعنوان پیشینهای که تعیین شده است، استفاده میکند.
اگر مدل تحت بررسی پابرجا بماند، نتیجه عملی ساده است: مکانهای سهام توکنیزه شده میتوانند فهرستها را بدون مذاکره در مورد مشارکت ناشر گسترش دهند. اگر نهادهای نظارتی یا ناشران در پیوند دادن این محصولات به رضایت ناشر موفق شوند، این دسته به یک بازار مجوزدار فشرده میشود که توزیع گلوگاه است، نه تسویه بلاکچین.