
برنشتین: بازارهای پیشبینی در حال ادغام عمودی هستند
این تحقیق خطرات ضد انحصار و اختلاف صلاحیت بین ایالتی و فدرالی را در مورد قراردادهای رویدادهای ورزشی شناسایی میکند.
تحلیلگران برنشتین گفتند که اپراتورهای بازار پیشبینی به سرعت زیرساختهای تبادل، تسویه و کارگزاری را درونسازمانی میکنند، تغییری که به گفته آنها میتواند منجر به خرید و فروش در پلتفرمهای رمزارزی، کتابهای ورزشی، کارگزاریها و بورسهای مستقل شود. این همگرایی میتواند نظارت ضد انحصاری را افزایش دهد و مبارزه بر سر اینکه آیا قراردادهای رویدادهای ورزشی به عنوان مشتقات یا محصولات قمار تنظیم میشوند، تشدید کند.
نکات کلیدی
- پلتفرمهای بازار پیشبینی در حال تجمیع کامل زنجیره معاملاتی هستند و عملکردهای تبادل، تسویه، کارگزاری و توزیع را زیر یک سقف جمع میکنند.
- ادغام عمودی به عنوان یک کاتالیزور برای ادغام و اکتساب بینصنعتی مطرح شده است زیرا شرکتها به دنبال خرید توزیع، مجوزها یا اجزای زیرساختی گمشده هستند.
- حرکات اخیر شامل مسیریابی قراردادهای جام جهانی توسط رابینهود از طریق روترا، راهاندازی DKeX توسط درافتکینگز و خرید شرکت تسویه توسط کوینبیس و راهاندازی قراردادهای رویدادی.
- خطای نظارتی در اطراف قراردادهای رویدادهای ورزشی در حال تنگ شدن است و ریسک ضد انحصاری در کنار اختلاف صلاحیت ایالتی و فدرالی در حال افزایش است.
برنشتین: بازارهای پیشبینی در حال کشیدن تبادل، تسویه و کارگزاری به درونسازمانی هستند.
یادداشت تحقیقاتی اخیر برنشتین بازارهای پیشبینی را به عنوان ورود به مرحله «تجمیع عملیاتی» توصیف میکند، با این حال پلتفرمهای بزرگ زیرساختهای اساسی که قبلاً برونسپاری شده بودند را درونسازمانی میکنند. ادعای گزارش ساده است: پلتفرمهای مصرفکنندهمحور در حال ادغام توزیع با کارگزاری، تبادل و تسویه هستند و به طور مؤثر زنجیره معاملاتی از ابتدا تا انتها را در داخل یک محیط شرکتی واحد بازسازی میکنند.
برای معاملهگران، نتیجه مکانیکی این است که محلی که جریان سفارش را کنترل میکند، به طور فزایندهای کنترل بقیه چرخه عمر را نیز در دست میگیرد. تطابق در بورس، دسترسی به کارگزاری و تسویه و تسویه حساب دیگر لایههای جداگانهای نیستند که در میان چندین طرف مقابل مذاکره شوند. دیدگاه برنشتین این است که این به یک استراتژی رقابتی تعیینکننده تبدیل میشود، نه یک تصمیم محصول یکباره.
منطق توافق جدید: خرید توزیع، مجوزها و قطعات گمشده استک
برنشتین روند ادغام را مستقیماً به منطق توافق مرتبط میکند. مالکیت بیشتر از استک به پلتفرمها اجازه میدهد هزینههایی را که قبلاً به شرکای خارجی میرفت، حفظ کنند و حاشیهها را بهبود بخشند و وابستگی به زیرساختهای شخص ثالث را کاهش دهند. این انگیزه شرکتها را به سمت ادغام عمودی سوق میدهد حتی اگر پیچیدگی عملیاتی را افزایش دهد.
اثر مرتبه دوم، گزینههای ادغام و تملک است. برنشتین استدلال میکند که تملکها میتوانند راهی سریعتر برای مقیاس باشند زیرا خرید توزیع، مجوزها یا یک جزء زیرساخت گمشده میتواند زمانها را در مقایسه با ساخت درونسازمانی فشرده کند. این چارچوب صنایع تاریخی جداگانه را به یک عرصه رقابتی مشابه میکشاند، جایی که یک بورس ارز دیجیتال، یک کارگزاری و یک کتابساز میتوانند خریداران یا فروشندگان منطقی باشند بسته به اینکه کدام لایه از استک را کم دارند.
حرکات دنیای واقعی که برنشتین به آن اشاره میکند: رابینهود/روترا، DraftKings DKeX، تسویه Coinbase + قراردادهای رویداد
برنشتین به مثالهای مشخصی اشاره میکند که نشان میدهد همگرایی در حال حاضر در میان بازیگران موجود در حال انجام است.
رابینهود قراردادهای بزرگ جام جهانی را از طریق روترا، یک بورس که به طور مشترک با سسکوهنانا مالک آن است، هدایت کرد و نشان داد که چگونه توزیع میتواند با زیرساخت بازار متعلق به خود جفت شود. DraftKings DKeX را راهاندازی کرد و حجم را از زیرساخت CME و Crypto.com منتقل کرد و تمایل خود را برای کنترل بیشتر لایه اجرا و محل به جای اجاره آن نشان داد.
کوین بیس به خاطر خرید شرکت تسویه و راهاندازی قراردادهای رویداد ذکر شده است. در چارچوب برنشتین، این ترکیب اهمیت دارد زیرابهتوزیع مصرفکننده را به قابلیتهای تسویه و راهاندازی محصول مرتبط میکند و ایدهای را تقویت میکند که پلتفرمها در حال جمعآوری یک کسبوکار قرارداد رویداد به صورت عمودی یکپارچه هستند نه اینکه فقط یک ابزار جدید را فهرست کنند.
خطوط ایالتی و فدرالی در قراردادهای رویدادهای ورزشی در حال تقویت شدن است.
برنشتین به خطر قضایی به عنوان ریسک اصلی برای گسترش محصول و انجام معاملات اشاره میکند. این اختلاف بر سر این است که آیا قراردادهای رویدادهای ورزشی باید به عنوان قراردادهای مالی در نظر گرفته شوند یا خیر.ابزارهای مشتقهتحت نظارت فدرال، یا به عنوان محصولات قمار تحت اختیار ایالت.
مینسوتا قانونی را تصویب کرد که کالاهایآیندههاکمیسیون تجارت به عنوان اولین ممنوعیت کامل بر بازارهای پیشبینی توصیف شده است. ایالت ایلینوی قانونی را تصویب کرد که به پلتفرمها الزام میکند قبل از ارائه قراردادهای رویدادهای ورزشی، مجوز دولتی دریافت کنند. کالشی به محدودیتهای هر دو ایالت چالش کرده و استدلال میکند که بورسهای تحت نظارت فدرال تحت اختیار انحصاری CFTC قرار دارند.
مسیر پیشرو از طریق دادگاهها و ساختمانهای دولتی میگذرد. عوامل کلیدی شامل تحولات دادگاهی در چالشهای کالشی، لایحههای اضافی در سطح ایالت یا اقدامات اجرایی، و هر گونه خرید جدید یا ساخت زیرساختهایی است که منعکسکننده حرکات داخلی صرافی، کارگزاری و تسویهای است که برنشتاین به آن اشاره کرده است. سیگنالهای ضد انحصار نیز اهمیت دارند، از جمله تحقیقات، اقدامات بررسی ادغام، یا بیانیههای عمومی نهادهای نظارتی مرتبط با ادغام در قراردادهای رویداد.
معامله تجمیع—حاشیههای بهتر، سطح نظارتی بالاتر
من نکته "ادغام عملیاتی" برنشتین را ابتدا به عنوان یک داستان ساختار بازار و سپس به عنوان یک داستان محصول میبینم. زمانی که توزیع، کارگزاری، بورس و تسویه به یک پلتفرم واحد تبدیل میشوند، کسبوکار اقتصاد بیشتری را به دست میآورد و کنترل بیشتری بر مسیرها دارد. به همین دلیل است که ادغام و خرید به یک مسیر سریع قابلقبول تبدیل میشود، بهویژه زمانی که مجوزها یا قابلیتهای تسویه گلوگاه باشند.
آستانهای که اهمیت دارد این است که آیا نهادهای نظارتی و دادگاهها خط روشنی در قراردادهای رویدادهای ورزشی ترسیم میکنند یا خیر. اگر آن خط در ایالتها همچنان مورد مناقشه باشد، این ساختار بیشتر شبیه یک کاتالیزور احساسی به نظر میرسد تا یک تغییر بنیادی، زیرا همان ادغام عمودی که حاشیهها را بهبود میبخشد، همچنین سطح نظارتی را گسترش میدهد که میتواند بازارها را بسته یا معاملات را کند کند.