
بازارهای پیشبینی چگونه کار میکنند: قراردادها، دفتر سفارشات و تسویهحساب
بازارهای پیشبینی با فهرست کردن یک قرارداد رویداد با نتایج تعریفشده کار میکنند، به معاملهگران اجازه میدهند که موقعیتهایی را خرید و فروش کنند که قیمتهای آنها با عرضه و تقاضا حرکت میکند و سپس پس از حل شدن نتیجه به ۱ دلار یا ۰ دلار تسویه میشود.
میانبر مفید این است که قیمت معاملاتی میتواند به عنوان یک احتمال ضمنی خوانده شود، اما واقعیت قابل معامله تحت تأثیر اسپردها، هزینهها، نقدینگی و فرآیند اوراکل که تصمیم میگیرد بازارهای پیشبینی چگونه حل شوند، شکل میگیرد.
نکات کلیدی
- بازارهای پیشبینیمعاملهقرارداد رویدادپرداختها، اغلب به عنوان یکقرارداد دوتاییکه به ۱ دلار برای نتیجه برنده و ۰ دلار برای بازنده تسویه میشود.
- قیمت یک قرارداد میتواند به عنوان یکاحتمال ضمنیخوانده شود، اما میکروساختار به این معنی است که قیمت صفحه نمایش پیشبینی تمیز نیست.
- بیشتر بازارهای پیشبینی کریپتو بهCLOBsگرایش پیدا کردند زیراتأمینکنندگان نقدینگی AMMمیتوانند به دلیل اینکه یک طرف در زمان تسویه به صفر میرسد، به ضرر بیفتند.
- در مکانهای غیرمتمرکز، تسویه محصول است: قراردادهای هوشمندفقط پس از اینکه یکاوراکلیا سیستم گزارشدهی نتیجه را داوری کند، پرداخت میکنند.
بازارهای پیشبینی به عنوان احتمالات قابل معامله
قراردادی که زیر بیشتر بازارهای پیشبینی نشسته است، یک پرداخت ساده است: ۱ دلار اگر یک نتیجه خاص تا یک مهلت مشخص اتفاق بیفتد، ۰ دلار اگر نیفتد. آن پرداخت به عنوان یک قرارداد رویداد با شرایط واضح بستهبندی میشود و سپس قبل از انقضا معامله میشود. پلتفرم قرار نیست "خانه" باشد که طرف دیگر را بگیرد. پلتفرم یک مکان است که قرارداد را فهرست میکند، خریداران و فروشندگان را مطابقت میدهد و هزینهها را دریافت میکند.
زمانی که پرداخت به ۱ دلار ثابت میشود، قیمت به یک عدد شبیه احتمال تبدیل میشود. اگر YES در ۰.۷۰ دلار در یک پرداخت ۱ دلاری معامله شود، بازار به طور ضمنی نتیجه را با احتمال حدود ۷۰٪ ارزیابی میکند. این قاعده است که چرا بازارهای پیشبینی با ابزارهای پیشبینی مقایسه میشوند. قیمت یک عدد زنده است که وقتی اطلاعات جدید به بازار میرسد و کسی حاضر است پرداخت کند یا پیشنهادات را بزند، بهروزرسانی میشود.
نکته مهم این است که میانبر "قیمت برابر احتمال است" یک تفسیر است که بر روی یک ابزار معاملاتی لایهگذاری شده است. این ابزار هنوز یک ادعا بر روی یک تسویه ۱ دلاری است و P&L هنوز قیمت ورودی در مقابل قیمت خروجی به علاوه هزینهها است. این چارچوب مهم است زیرا سوال درست را مطرح میکند: آیا احتمال نمایش داده شده یک پیشبینی تمیز است یا یک نظر وزندار بر اساس نقدینگی است که میتواند توسط کتابهای نازک و اسپردهای وسیع جابجا شود.
ریلهای کریپتو عمدتاً تغییر میدهند که چه کسی میتواند به مکان دسترسی پیدا کند و چگونه قرارداد وثیقهگذاری و تسویه میشود. بسیاری از بازارهای پیشبینی زنجیرهای ازاستیبلکوینهابه عنوان وثیقه استفاده میکنند تا شرطبندی درباره رویداد باشد، نه درباره نوسانات دارایی وثیقه.دستهبندی بازارهای پیشبینی گستردهتر هنوز همان ماشین است: یک پرداخت تعریفشده، یک مکان معاملاتی و یک فرآیند تسویه.چگونه قیمتگذاری و معامله واقعاً اتفاق میافتد
قیمتها به این دلیل حرکت میکنند که معاملهگران پیشنهادات و درخواستها را برای طرفهای YES و NO ارسال میکنند و سپس با یکدیگر معامله میکنند. قوانین مطابقت مکان تصمیم میگیرند که کدام سفارش اول پر میشود و آخرین قیمت معاملهشده عددی میشود که همه به آن استناد میکنند. این هسته مکانیک بازار پیشبینی است: قیمت "محاسبه" نمیشود، بلکه از طریق تعامل سفارشات کشف میشود.
یک مدل ذهنی تمیز این است که هر سهم را مانند یک یادداشت دیجیتال ۱ دلاری در نظر بگیریم که ممکن است بعداً به ارزش ۱ دلار برسد یا ممکن است به ارزش ۰ دلار برسد. اگر یک معاملهگر YES را در ۰.۷۰ دلار بخرد و بازار بعداً YES را حل کند، موقعیت در ۱ دلار بازخرید میشود و سود ناخالص ۰.۳۰ دلار به ازای هر سهم است. اگر معاملهگر اشتباه کند، سهم به ۰ دلار میرسد. این همچنین دلیل این است که چرا ریسک تعریفشده میتواند هنوز هم احساس وحشتناکی داشته باشد.
حداکثر ضرر حق بیمه پرداخت شده است، اما ضرر واقعی میتواند به دلیل خروجهای بد زمانی که نقدینگی ناپدید میشود، ایجاد شود.
"چگونه قیمتهای بازار پیشبینی تعیین میشوند" زمانی که میکروساختار ظاهر میشود، دشوار میشود. CoinLaw یک نشانه کلیدی در سطح صفحه را علامتگذاری میکند: قیمتهای YES و NO ممکن است به طور دقیق به ۱ دلار نرسند زیرا نقدینگی، عرضه و تقاضا و هزینههای تراکنش میتوانند انحرافاتی ایجاد کنند. این به این معنی است که "احتمال" نمایش داده شده میتواند تحریف شود توسط:
۱. اسپردها: یک بازار میتواند آخرین معامله ۰.۷۰ دلار را نشان دهد در حالی که بهترین پیشنهاد ۰.۶۶ دلار و بهترین درخواست ۰.۷۴ دلار است. ۲. هزینهها: یک حاشیه کوچک میتواند زمانی که مکان برش میزند، ناپدید شود. ۳. کتابهای نازک: یک سفارش واحد میتواند نقطه میانه را جابجا کند، بنابراین قیمت تابعی از این است که چه کسی مایل است اندازه را نشان دهد.
این انحرافات همچنین وسوسه کلاسیک را ایجاد میکنند: "آرب" زمانی که YES + NO برابر ۱ نیست. چک عقل این است که آیا هر دو طرف میتوانند در قیمتهای نمایش داده شده پر شوند و آیا حاشیه پس از هزینهها باقی میماند. آربیتراژ کاغذی در قراردادهای غیرنقدی رایج است زیرا صفحه روابط نظری را نشان میدهد که نمیتوانند در اندازه معامله شوند.
طراحی بازار: CLOBs و AMMs
موتور مطابقت تصمیم میگیرد که آیا قرارداد مانند یک ابزار دفتر سفارش معامله میشود یا مانند یک تبادل استخر. دو طراحی غالب هستند: دفتر سفارش محدود مرکزی (CLOB) و سازنده بازار خودکار (AMM). یک CLOB انبوه آشنا از پیشنهادات و درخواستها است که در آن معاملهگران قیمتهای خود را انتخاب میکنند و بر اساس قیمت و سپس زمان اولویت میگیرند. یک AMM یک استخر قرارداد هوشمند است که قیمت را به صورت الگوریتمی بر اساس موجودی استخر نقل میکند.
تسویه دوتایی اقتصاد را به گونهای تغییر میدهد که بسیاری از معاملهگران بومی DeFi آن را دست کم میگیرند. ادعای CoinLaw صریح است: بیشتر بازارهای پیشبینی کریپتو از CLOB به جای AMM استفاده میکنند زیرا توکنهای نتیجه دوتایی به ۱ دلار یا ۰ دلار تسویه میشوند، بنابراین یک طرف از استخر AMM در زمان تسویه به صفر میرسد. به همین دلیل است که ضررهای LP میتواند "تضمینشده" به نظر برسد مگر اینکه هزینهها بسیار زیاد باشند.
استخر به طور مؤثری یک موقعیت را ذخیره میکند که به سمت طرف برنده کشیده میشود زیرا اطلاعات میرسد و سپس یک مورد موجودی در زمان تسویه بیارزش میشود.
این همچنین جایی است که شهود "گاما کوتاه" از آن ناشی میشود. یک AMM که همیشه مایل به نقل هر دو طرف است، به طور مکانیکی در حال فروش انحنا به یک پرش نهایی ۰/۱ دلار است. با تمایل بازار به سمت برنده نهایی، موجودی استخر به گونهای تغییر میکند که آن را در زمان تسویه بیشتر از توکن بازنده نگه میدارد. LP فقط در حال کسب هزینهها نیست. LP در حال پذیرش ریسک وابسته به مسیر است که به طور ساختاری در یک پرداخت دوتایی خصمانه است.
"چگونه Polymarket کار میکند" یک مثال ملموس مفید است زیرا CoinLaw گزارش میدهد که Polymarket از مدل AMM به CLOB در اواخر ۲۰۲۲ منتقل شده است تا مشکلات نقدینگی با توکنهای نتیجه دوتایی را حل کند. این تغییر نشانهای از آنچه مقیاس میگیرد است: زمانی که معاملهگران به اسپردها و خروجها اهمیت میدهند، دفترهای سفارش معمولاً تناسب طبیعی برای ریسک رویداد هستند.
ChainUp AMMها را به عنوان یک جزء کلیدی برای نقدینگی مداوم در بازارهای پیشبینی کریپتو ارائه میدهد و این برای بازارهای طولانی که در غیر این صورت مرده خواهند بود، به طور جهتدار درست است. معاملهگری که "نقدینگی همیشه فعال" رایگان نیست. کسی برای آن هزینه میکند و در تسویه دوتایی، آن شخص معمولاً LP است.
حل و پرداخت پس از رویداد
همه چیز قبل از انقضا فقط معامله یک ادعا است. قرارداد فقط زمانی پول میشود که مکان نتیجه را تعیین کند و تسویه کند. نحوه حل بازارهای پیشبینی بخشی است که تا زمانی که شکسته نشود، خستهکننده به نظر میرسد، زیرا تعیین میکند که آیا پرداخت ۱ دلاری واقعی است یا خیر.
ریاضیات پرداخت ساده است. یک سهم برنده YES در یک قرارداد دوتایی ۱ دلاری برای ۱ دلار بازخرید میشود و طرف بازنده برای ۰ دلار بازخرید میشود. بخش سخت تصمیمگیری در مورد اینکه کدام طرف "برنده" است به گونهای است که با متن قرارداد مطابقت داشته باشد. مکانهای متمرکز این کار را با یک کتاب قوانین و یک اپراتور که نتیجه را بر اساس منابع از پیش تعیینشده اعلام میکند، انجام میدهند.
مکانهای غیرمتمرکز به یک لایه اوراکل نیاز دارند زیرا قراردادهای هوشمند نمیتوانند حقایق دنیای واقعی را به تنهایی مشاهده کنند.
CoinLaw Polymarket را با استفاده از اوراکل خوشبین UMA توصیف میکند که یک فرآیند درخواست–پیشنهاد–اختلاف را اجرا میکند. سریعترین مسیر حدود ۲ ساعت است زمانی که هیچکس نتیجه پیشنهادی را چالش نمیکند. اگر اختلافی پیش بیاید، فرآیند تشدید میشود و CoinLaw اشاره میکند که میتواند به رأیگیری دارندگان توکن UMA از طریق مکانیزم تأیید دادهها منتهی شود.
این ساختار یک پروفایل تسویه بسیار خاص ایجاد میکند:
۱. یک نتیجه در زنجیره پیشنهاد میشود. ۲. اگر هیچکس درون پنجره آن را به چالش نکشد، بازار به سرعت نهایی میشود. ۳. اگر به چالش کشیده شود، "حقیقت" بازار به یک فرآیند حکومتی با مشوقها و قدرت رأی تبدیل میشود.
ChainUp همچنین تأکید میکند که بازارهای غیرمتمرکز به اوراکلها نیاز دارند تا نتایج را به زنجیره بیاورند تا قراردادهای هوشمند بتوانند برندگان را پرداخت کنند. این مدل ذهنی صحیح است: قرارداد هوشمند صندوقدار است، نه قاضی. قاضی فرآیند اوراکل است.
انتخابهای غیرمتمرکز و ریسکهای کلیدی
عدم تمرکز اغلب به عنوان "عدم اعتماد" فروخته میشود. تغییر واقعی این است که اعتماد از یک اپراتور به یک سیستم انگیزشی و حاکمیت آن منتقل میشود. وایتپیپر آگوئر عدم تمرکز را با اشاره به آسیبپذیری اپراتورهای متمرکز و مشکل تمرکز قدرت، از جمله جمله "قدرت فساد میآورد. قدرت مطلق فساد مطلق میآورد." توجیه میکند. هدف طراحی مقاومت در برابر سانسور و فرآیند تسویهای است که به یک قاضی واحد وابسته نیست.
رویکرد آگوئر این است که گزارشدهی خود یک فعالیت مشوق توکنی باشد. وایتپیپر یک توکن شهرت قابل معامله با عرضه کل ثابت را معرفی میکند. دارندگان بر اساس اینکه آیا با اجماع رأی میدهند یا نه، شهرت کسب یا از دست میدهند و موظف هستند در چکاینهای دورهای رأی دهند، که به طور پیشفرض هر 8 هفته یکبار است. این یک مکانیزم برای حفظ درگیری گزارشدهندگان و گران کردن بیصداقتی است.
حالت شکست تمرکز حاکمیت است. CoinLaw به یک مثال عینی اشاره میکند: یک قرارداد Polymarket به ارزش تقریبی 7 میلیون دلار که به طور نادرست در مارس 2025 از طریق قدرت رأیگیری متمرکز UMA تسویه شد. این واضحترین تصویر از ریسک پایاننامه است. "درست" بودن درباره نتیجه دنیای واقعی کافی نیست اگر لایه داوری به پاسخ دیگری هدایت شود.
نقدینگی ریسک دیگری است که بر روی صفحه نمایش تاجر ظاهر میشود. ابزارهای ریسک تعریفشده هنوز میتوانند مانند آلتکوینهای غیرنقدینگی رفتار کنند. وقتی کتاب نازک میشود، سیگنال احتمال کمتر اطلاعاتی میشود و قیمت خروج تمام بازی میشود. اینجا نیز جایی است که پدیده "بله + نه برابر 1 دلار نیست" از یک کنجکاوی به یک هشدار تبدیل میشود که بازار به اندازه کافی عمیق نیست تا روابط تنگاتنگ را تحمیل کند.
نزدیک به انقضا، مرکز جاذبه بازار از پیشبینی به تسویه منتقل میشود. مهمترین سند تعریف دقیق رویداد و زمانبندی قرارداد میشود. واژههای مبهم جایی است که اختلافات متولد میشوند و اختلافات جایی است که زمان تا نقدینگی کشیده میشود.
یک مثال کامل از چرخه حیات در آگوئر
وایتپیپر آگوئر چرخه حیات را به دو مرحله تقسیم میکند: قبل و بعد از رویداد. راهنمایی با یک کاربر که یک رویداد ایجاد میکند شروع میشود، سپس یک بازار که شامل آن رویداد است ایجاد میشود، سپس اجازه میدهد که سهام در طول مرحله پیشبینی معامله شوند و در نهایت پس از وقوع رویداد حل و فصل میشود.
ایجاد رویداد فقط تایپ یک سوال نیست. سازنده زمینههایی را مشخص میکند که مانند یک برگه شرایط عمل میکنند: توصیف، نوع (دوتایی، مقیاسپذیر یا دستهای)، دامنه معتبر پاسخها، هزینه ایجاد رویداد و زمانبندی بلوغ و انقضا. زمان با فواصل بلوک نشان داده میشود و کاربر میتواند یا یک شماره بلوک یا یک زمان تقریبی پایان وارد کند. رویداد همچنین با یک دسته موضوعی برچسبگذاری میشود و آدرس سازنده بخشی از دادههای رویداد است.
ایجاد بازار سپس یک یا چند رویداد را در یک مکان قابل معامله بستهبندی کرده و نقدینگی را تأمین میکند. وایتپیپر تأمین مالی اولیهای را که توسط سازنده بازار ارائه میشود توصیف میکند، که حداکثر ضرر ممکن سازنده را در آن بازار پوشش میدهد. همچنین یک پارامتر حد ضرر را تعریف میکند که نقدینگی را در مقابل ضرر بالقوه سازنده کنترل میکند، با حداکثر ضرر که با تعداد نتایج مقیاس مییابد. نکته این نیست که فرمول دقیق چیست. نکته این است که نقدینگی به طور صریح توسط کسی که یک پروفایل ضرر محدود را میپذیرد، پرداخت میشود.
از آنجا، معامله در طول پنجره بلوغ انجام میشود. سهام برای رویدادهای موجود در بازار ایجاد میشود و شرکتکنندگان آن سهام را با تغییر اطلاعات خرید و فروش میکنند. پس از انقضا، سیستم به مرحله گزارشدهی و حل و فصل منتقل میشود، جایی که شبکه "با واقعیت چک میکند" و دارندگان شهرت رأی میدهند.
این طراحی انتها به انتها، نمودار لولهکشی سهقسمتی را قابل مشاهده میکند: قرارداد یک پرداخت 1 دلاری را کدگذاری میکند، لایه معاملاتی قیمتی را کشف میکند که معاملهگران آن را به عنوان احتمال ضمنی میخوانند و لایه تسویه تصمیم میگیرد واقعیت برای قرارداد چه معنایی دارد. ایده بازارهای پیشبینی وسیعتر تنها زمانی کار میکند که هر سه لایه به طور همزمان معتبر باشند.
نکته
من دیدهام که معاملهگران یک "بله" 0.70 دلاری را مانند یک پیشبینی 70 درصدی تمیز در نظر میگیرند، سپس با چیزهای خستهکننده مواجه میشوند: یک کتاب وسیع، هزینههایی که حاشیه را میخورند و تعریفی از تسویه که شلتر از آنچه به نظر میرسید بود. معامله آسان است زیرا یک پرداخت 1 دلاری است. قسمت سخت این است که به یاد داشته باشیم "احتمال" روی صفحه یک عدد قابل معامله است، نه یک اوراکل حقیقت.
من همچنین دیدهام که لایه تسویه تمام داستان میشود. مثال CoinLaw از قرارداد Polymarket به ارزش تقریبی 7 میلیون دلار که به طور نادرست از طریق قدرت رأیگیری متمرکز UMA تسویه شد، نوعی حالت شکست است که نحوه خواندن این محصولات را تغییر میدهد. اشتباه بودن یک ریسک است. درست بودن و هنوز باختن به دلیل اینکه لایه داوری چیز دیگری میگوید، همان چیزی است که واقعاً مردم را میشکند.
منابع
وایتپیپر آگوئر (پیترسون و کروگ)
پرسشهای متداول
چگونه قیمتهای بازار پیشبینی تعیین میشوند؟
قیمتها توسط عرضه و تقاضا تعیین میشوند زیرا معاملهگران پیشنهادات و درخواستها را ثبت کرده و با یکدیگر معامله میکنند. آخرین قیمت معاملهشده معمولاً به عنوان یک احتمال ضمنی خوانده میشود، اما اسپردها، هزینهها و نقدینگی کم میتوانند آن سیگنال را تحریف کنند. قیمتهای بله و نه ممکن است به طور دقیق به $1 نرسند به دلیل هزینههای تراکنش و جریان سفارش نامتعادل.
چگونه پرداختهای بازار پیشبینی کار میکند؟
بیشتر قراردادهای رویداد به گونهای ساختاربندی شدهاند که مبلغ ثابتی، معمولاً $1، پرداخت کنند اگر نتیجه تعریفشده تا انقضا رخ دهد و در غیر این صورت $0. اگر یک معاملهگر بله را به قیمت $0.70 خریداری کند و بله حل شود، سهم به قیمت $1 بازخرید میشود و سود ناخالص به ازای هر سهم $0.30 است. سهمهای باختخورده بیارزش به $0 منقضی میشوند.
چگونه Polymarket با سایر بازارهای پیشبینی مقایسه میشود؟
Polymarket یک مکان بومی رمزنگاری است که در آن کاربران موقعیتهای نتیجه را معامله میکنند و سپس به یک فرآیند اوراکل برای حل نتیجه تکیه میکنند. CoinLaw گزارش میدهد که Polymarket در اواخر سال 2022 از AMM به CLOB تغییر کرد تا مشکلات نقدینگی در بازارهای دوتایی را حل کند. CoinLaw همچنین توصیف میکند که Polymarket از اوراکل خوشبین UMA برای حل استفاده میکند.
آیا بازارهای پیشبینی دقیقتر از نظرسنجیها هستند؟
بازارهای پیشبینی معمولاً به عنوان ابزارهای تجمیع اطلاعات چارچوببندی میشوند زیرا شرکتکنندگان پول را به خطر میاندازند و قیمتها به صورت لحظهای بهروزرسانی میشوند. نظرسنجیها ترجیحات بیانشده را در یک نقطه زمانی اندازهگیری میکنند، در حالی که بازارها قیمتهای قابل معاملهای را منعکس میکنند که میتوانند با اطلاعات جدید به سرعت تغییر کنند. نکته کلیدی این است که قیمتهای بازار میتوانند توسط اسپردها، هزینهها و نقدینگی کم تحریف شوند، بنابراین سیگنال همیشه یک پیشبینی خالص نیست.
چه معنایی دارد وقتی بله و نه به $1 نمیرسند؟
این معمولاً به این معنی است که میکروساختار بر نظریه منظم تسلط دارد. CoinLaw اشاره میکند که نقدینگی، عرضه و تقاضا و هزینههای تراکنش میتوانند بله و نه را از مجموع کامل $1 دور کنند. انحراف میتواند شبیه آربیتراژ به نظر برسد، اما تنها در صورتی واقعی است که هر دو طرف قابل پر شدن باشند و حاشیه پس از هزینهها باقی بماند.