
مقایسه DYdX و Hyperliquid: اجرا، هزینهها و مدل اعتمادی که به ارث میبرید
مقایسه dYdX و Hyperliquid به ریسک عملیاتی مربوط میشود، نه یک لیست ویژگیها: dYdX برای یک اپچین مستقل در Cosmos بهینهسازی میکند که در آن "زمان واقعی" به شدت تحت تأثیر ایندکسها قرار دارد، در حالی که Hyperliquid برای اجرای یکپارچه و فوقالعاده کمتاخیر بهینهسازی میکند که در آن پل و تأیید اعتباردهندگان سطح کلیدی اعتماد هستند.
هر دو یک DEX دفتر سفارش برای قراردادهای آتی دائمی هستند، اما از مسیرهای بسیار متفاوتی برای تجارت "شبیه CEX" استفاده میکنند.
نکات کلیدی
- زنجیره dYdXاز Cosmos SDK و CometBFT استفاده میکند و هر نود یک دفتر سفارش در حافظه را نگهداری میکند، بنابراین آنچه که UI نشان میدهد ممکن است به طور موقت در نودها متفاوت باشد تا زمانی که بلوکها تأیید شوند.
- Hyperliquidتجارت HyperCore و قراردادهای هوشمند HyperEVM را تحت همان مدل امنیت اجماع قرار میدهد، بنابراین وضعیت موقعیت به گونهای طراحی شده است که بلافاصله برای اپلیکیشنها در همان زنجیره قابل مشاهده باشد.
- مقایسههای هزینه اغلب پنجره سطح را نادیده میگیرند: Hyperliquid از یک برنامه 14 روزه متحرک استفاده میکند که روزانه (UTC) محاسبه میشود و حجم اسپات دو برابر محاسبه میشود، در حالی که dYdX از یک مدل 30 روزه پیرو استفاده میکند که پارامترهای آن میتواند از طریق حکمرانی تغییر کند.
- "ایمنی" عمدتاً به سپردهها و برداشتها مربوط میشود: پل Hyperliquid از >2/3 اقدامات امضا شده توسط اعتباردهندگان با یک دوره اختلاف و مکانیزم قفل استفاده میکند، در حالی که ریسک اپچین dYdX در عملیات اعتباردهندگان و مدیریت حوادث نمایان میشود.
چگونه این دو DEX دائمی متفاوت هستند
روش درست برای مقایسه dYdX و Hyperliquid این است که با آنچه یک معاملهگر واقعاً خریداری میکند شروع کنیم: یک مکان برای قراردادهای آتی دائمی که در آن صفحه به سرعت بهروزرسانی میشود، پر شدنها زمانی که مهم است نهایی میشوند و وثیقه میتواند زمانی که معاملهگر بخواهد، مکان را ترک کند.
هر دو پلتفرم خود را به عنوان اولویت دفتر سفارش معرفی میکنند، اما مدل ریسک عملیاتی به اندازه کافی متفاوت است که "کدام DEX دائمی بهترین است" به جریان کار و تحمل اعتماد بستگی دارد، نه فقط سازنده و پذیرنده.
یک مدل ذهنی مفید این است که لایهها را به سه لایه تقسیم کنیم که میتوانند به طور مستقل شکست بخورند: (1) مسیر تطبیق و نهاییسازی، (2) مسیر داده که UI را تأمین میکند، و (3) مسیر وثیقه که سپردهها و برداشتها را تأمین میکند. dYdX به طراحی اپچین مستقل در Cosmos تمایل دارد، با اعتباردهندگان و حکمرانی به عنوان دکمههای تنظیم.
Hyperliquid به ادغام عمودی تمایل دارد، با یک موتور تجارت L1 سفارشی (HyperCore) و یک EVM محیط (HyperEVM) که به عنوان بخشی از همان اجماع ارائه میشود.
به صورت کنار هم، معیارهای تصمیمگیری که در دفتر معاملهگر ظاهر میشوند به این صورت است:
1. اجرا و نهاییسازی: نهاییسازی dYdX تأیید بلوک CometBFT است، اما مدیریت سفارش در دفاتر محلی در حافظه زندگی میکند که میتواند به طور موقت در نودها اختلاف داشته باشد. Hyperliquid بر نهاییسازی بسیار سریع تحت طراحی اجماع خود تأکید میکند. 2. صداقت UI: مستندات dYdX به وضوح هشدار میدهند که ترتیب ورود پیامها میتواند در نودها متفاوت باشد و تجربه "UI سریع" به شدت به زیرساخت ایندکس و استریمینگ وابسته است.
پیشنهاد Hyperliquid پیوند تنگاتنگتری بین لایه اجرایی و آنچه که اپلیکیشنها میتوانند بخوانند، است. 3. اعتماد به وثیقه: مسیرهای وثیقه dYdX تحت تأثیر تعاملپذیری Cosmos (IBC) و مسیرهای صادرکننده مانند مسیرهای USDC شکل میگیرند. پل Hyperliquid با یک مکانیزم اختلاف و قفل، تحت آستانه اعتباردهندهها قرار دارد.
این چارچوب همچنین به سوال "جایگزین hyperliquid" به طور صادقانهتری پاسخ میدهد. جایگزین این نیست که "یک UI سریع دیگر برای قراردادهای آتی است." این مجموعهای متفاوت از چیزهایی است که میتواند اشتباه پیش برود زمانی که نوسان به وجود میآید و همه سعی میکنند به طور همزمان لغو، پر کنند و برداشت کنند.
معماری و مسیرهای نهاییسازی تجارت
یک معاملهگر که روی "قرار دادن سفارش" کلیک میکند، در واقع یک پیام به یک خط لوله ترتیبدهی و اجماع ارسال میکند. دو مکان در جایی که حقیقت قانونی ایجاد میشود و چقدر سریع بقیه لایه میتوانند بر روی آن توافق کنند، متفاوت هستند.
زنجیره dYdX بر اساس Cosmos SDK و CometBFT ساخته شده است. هر نود کامل یک دفتر سفارش در حافظه را نگهداری میکند، پیشنهاددهندگان بلوک از نمای محلی خود بلوکها را میسازند و شبکه بر روی بلوکهای تأیید شده سازگار میشود. جزئیات کلیدی که احساس مکان را تغییر میدهد این است که ترتیب ورود پیامها میتواند در نودها متفاوت باشد، بنابراین دفاتر محلی ممکن است به طور موقت تا زمانی که بلوکها تأیید شوند، متفاوت باشند. این یک یادداشت فلسفی نیست.
این دلیل است که "سرعت" dYdX به طور جزئی یک سوال شبکه و ایندکس است، نه فقط یک سوال زمان بلوک. همان مجموعه مستندات dYdX همچنین تأکید میکند که تجربه کاربر به شدت به زیرساخت ایندکس و استریمینگ وابسته است، جایی که بیشتر معاملهگران واقعاً روز به روز زندگی میکنند.
پیشنهاد معماری Hyperliquid در جهت مخالف است: یکپارچهسازی موتور تجارت و محیط قرارداد هوشمند تحت یک اجماع. Hyperliquid HyperEVM را به عنوان بخشی از همان مدل امنیت اجرایی و اجماع قرار میدهد، نه به عنوان یک رول آپ یا زنجیره جانبی جداگانه. HyperEVM از HYPE به عنوان گاز استفاده میکند و Hyperliquid شناسه زنجیره mainnet 999 را با یک نقطه پایانی JSON-RPC عمومی برای پیکربندی کیف پول فهرست میکند. پیامد عملی آن قابلیت ترکیبپذیری است.
اگر موتور تجارت وضعیت را بهروزرسانی کند، محیط EVM به گونهای طراحی شده است که آن را بدون مرحله همگامسازی بین زنجیرهای ببیند.
تحلیل فنی پشتیبانی همچنین ادعا میکند که طراحی اجماع Hyperliquid (HyperBFT) هدف نهاییسازی تأخیر بسیار کم را دارد، با میانهای گزارش شده در حدود 0.1 ثانیه و درصد 99 زیر 0.5 ثانیه، به علاوه معیارهای بالای توان عملیاتی مانند 200,000 سفارش در ثانیه. همان تحلیل dYdX را به عنوان پیکربندی شده در حدود زمان بلوک ~1 ثانیه توصیف میکند.
این اعداد باید به عنوان معیارهای گزارش شده در نظر گرفته شوند نه به عنوان تضمینی در جغرافیاها و فشارها، اما توضیح میدهند که چرا دو محصول در زمان حرکت بازار احساس متفاوتی دارند.
تجارتپذیری جایی است که "فاصله حقیقت" وجود دارد. در dYdX، فاصله میتواند بین دفاتر محلی، ایندکسها و وضعیت زنجیرهای تأیید شده باشد. در Hyperliquid، فاصله تمایل دارد به سمت تأییدات پل و فرآیندهای مبتنی بر اعتباردهنده حرکت کند، زیرا لایه اجرایی به طور عمدی یکپارچه است.
هزینهها، سطوح و اهرمهای انگیزشی
بیشتر مقایسههای هزینه نادرست هستند زیرا دو اسکرینشات را به جای دو سیستم حسابداری مقایسه میکنند. پنجره سطح، تعریف حجم و اهرمهایی که میتوانند برنامه را تغییر دهند بیشتر از خط پایه سازنده و پذیرنده اهمیت دارند.
هزینههای Hyperliquid بر اساس یک برنامه 14 روزه متحرک که روزانه (UTC) محاسبه میشود، ارزیابی میشوند. حجمهای دائمی و اسپات برای سطحبندی ترکیب میشوند و حجم اسپات دو برابر در نظر گرفته میشود. سطح پایه دائمی به عنوان 0.045% پذیرنده و 0.015% سازنده در مراجع هزینه رسمی ذکر شده توسط منبع اصلی بیان شده است.
این ساختار رفتار خاصی ایجاد میکند: یک معاملهگر میتواند "به" یک سطح بهتر سریعتر "کسب کند" اگر بتواند فعالیتی را که به طور مؤثر تحت ریاضیات سطح قرار میگیرد، هدایت کند و محاسبه روزانه به این معنی است که سطح یک عدد زنده است نه یک تنظیم ماهانه.
dYdX از یک مدل حجم 30 روزه پیرو با سطوح سازنده و پذیرنده استفاده میکند. مستندات dYdX همچنین تأکید میکنند که جوایز و پارامترها میتوانند از طریق حکمرانی تغییر کنند، که مهم است زیرا به این معنی است که برنامه هزینه تنها یک تصمیم بازار نیست، بلکه یک تصمیم حکمرانی است. این یک ویژگی است اگر معاملهگر بخواهد یک مکان داشته باشد که اقتصاد آن بتواند توسط جامعه تنظیم شود. همچنین یک متغیر است اگر معاملهگر بخواهد هزینههای واقعی خود را در ماه آینده پیشبینی کند.
تفاوت اهرم انگیزشی به راحتی نادیده گرفته میشود. Hyperliquid دارای دینامیکهای برنامه خاصی مانند حالت رشد HIP-3 است که هزینههای پروتکل و پارامترهای مرتبط را برای برخی از بازارهای تازه راهاندازی شده کاهش میدهد، همانطور که در منبع اصلی توصیف شده است. "دکمه" معادل dYdX جوایز و پارامترهای تعریف شده توسط حکمرانی است. هر دو میتوانند هزینه واقعی تجارت را بدون تغییر جدول سطح اصلی به روشی که بیشتر پستهای مقایسهای اشاره میکنند، تغییر دهند.
یک روش به سبک میز برای فکر کردن در مورد آن این است که هزینهها را به عنوان تابعی از پنجره زمانی و تعریف در نظر بگیریم:
1. طول پنجره: 14 روز متحرک (Hyperliquid) در مقابل 30 روز پیرو (dYdX). 2. چه چیزی محاسبه میشود: دائمی و اسپات ترکیب شده با محاسبه دو برابر اسپات (Hyperliquid) در مقابل مدل حجم dYdX که در برنامه سطح آن تعریف شده است. 3. چه کسی میتواند آن را تغییر دهد: پارامترهای برنامه (Hyperliquid) در مقابل پارامترها و جوایز قابل تنظیم توسط حکمرانی (dYdX).
این تفاوت بین "هزینههای پایین" به عنوان بازاریابی و هزینههای پایین به عنوان چیزی است که با پروفایل حجم خودتان تماس میگیرد.
نگهداری، پلسازی و ریسک عملیاتی
حرکت وثیقه جایی است که یک DEX دائمی از یک رابط به یک تصمیم اعتماد تبدیل میشود. سوال مربوطه این نیست که "حسابرسی شده یا نه." بلکه این است که چه چیزی باید درست پیش برود تا سپردهها و برداشتها به موقع انجام شوند.
طراحی پل رسمی Hyperliquid از سپردهها و برداشتهای امضا شده توسط اعتباردهندگان استفاده میکند که با بیش از دو سوم قدرت استیکینگ آستانهبندی شدهاند. همچنین شامل یک دوره اختلاف است که در آن پل میتواند قفل شود اگر یک برداشت مخرب شناسایی شود. این یک موضع امنیتی ملموس است: سیستم فرض میکند که رفتار اعتباردهندگان سوپر اکثریتی صادقانه است و یک مکانیزم صریح برای متوقف کردن پل در طول یک دوره اختلاف دارد.
کار پل و امنیت Hyperliquid همچنین شامل ارزیابیهای شخص ثالث است، با یک انتشار حسابرسی Zellic که به صورت عمومی در دسترس است و توسط منبع اصلی ارجاع شده است.
مدل وثیقه dYdX تحت تأثیر طراحی اپچین Cosmos خود قرار دارد. یک مقایسه فنی پشتیبان dYdX v4 را به عنوان یک زنجیره مستقل مبتنی بر Cosmos توصیف میکند که از Proof-of-Stake واگذار شده و CometBFT استفاده میکند، با مجموعه اعتباردهندگان اولیه که تا حدود 60 توصیف شده و اجماع نیاز به بیش از دو سوم قدرت رأیگیری دارد.
همان منبع IBC را به عنوان مکانیزم پل با حداقل اعتماد در Cosmos توصیف میکند و USDC بومی Cosmos در Noble را به عنوان یک مسیر برای وثیقه ذکر میکند، با CCTP Circle به عنوان یک مسیر دیگر برای انتقال USDC در اکوسیستمها. مستندات dYdX همچنین بیان میکند که پروتکل توسط Informal Systems حسابرسی شده و به گزارشهای حسابرسی در کدبیس اشاره میکند.
ریسک عملیاتی به طور متفاوتی در یک اپچین مستقل نسبت به یک L1 یکپارچه نشان داده میشود. مقایسه OneKey یک بررسی حادثه dYdX در اکتبر 2025 را ذکر میکند که توصیف میکند که یک زنجیره متوقف شده، یک بهروزرسانی پچ و مسائل جانبی اوراکل را قبل از اینکه بهروزرسانیهای عادی اوراکل از سر گرفته شود، توصیف میکند، زمانی که بیش از 67% اعتباردهندگان در حال ارسال بودند. آن حادثه دلیلی برای کنار گذاشتن مکان نیست. این یادآوری است که عملیات اعتباردهندگان، خدمات جانبی و پاسخ به حوادث بخشی از محصول هستند.
موضع عملی این است که پلها را مانند ریسک موقعیت در نظر بگیرید. وثیقههای کاری را در مکان نگهدارید، کیف پولها را تقسیم کنید و فرض کنید که برداشتها فرآیندی با حالتهای شکست خود هستند. این توصیه به هر دو پلتفرم اعمال میشود، اما حالت شکست متفاوت است: Hyperliquid اعتماد را در تأییدات اعتباردهنده و مکانیکهای قفل پل متمرکز میکند، در حالی که dYdX آن را در عملیات اعتباردهندگان، ایندکسها و لایه تعاملپذیری وسیعتر Cosmos متمرکز میکند.
انتخاب بر اساس جریان کار معاملاتی شما
یک تصمیم مفید "کی از کدام استفاده کنیم" از تطبیق طراحی مکان با محدودیتهای جریان کار معاملهگر ناشی میشود، سپس یک بررسی واقعیت کوچک قبل از اندازهگیری انجام میشود.
Hyperliquid معمولاً برای معاملهگرانی که میخواهند وضعیت یکپارچهای بین موتور معاملاتی و برنامههای EVM داشته باشند و به نهاییسازی بسیار سریع به عنوان یک ویژگی محصول اهمیت میدهند، مناسب است. این پلتفرم HyperEVM را تحت همان مدل امنیت اجماعی مانند HyperCore قرار میدهد، که مشکل دو جهانی را کاهش میدهد که در آن وضعیت معامله در یک سیستم و قراردادهای هوشمند در جای دیگری زندگی میکنند.
تنظیم کیف پول نیز برای ابزارهای سبک EVM ساده است زیرا Hyperliquid شناسه زنجیره 999 و یک نقطه پایانی عمومی JSON-RPC منتشر میکند و HyperEVM از HYPE به عنوان گاز استفاده میکند.
dYdX معمولاً برای معاملهگرانی که میخواهند یک اپچین مستقل با مکانیکهای تطبیق مبتنی بر اعتباردهنده و مشوقهای قابل تنظیم توسط حاکمیت داشته باشند، مناسب است. جریان تطبیق حول کتابهای درونحافظهای به ازای هر گره با نهاییسازی مرجع از طریق بلوکهای متعهد طراحی شده است و مستندات به وضوح بیان میکنند که ترتیب ورود پیام میتواند بین گرهها تا زمان تعهد متفاوت باشد. این موضوع کیفیت ایندکس و پخش را به ورودی درجه اول تجربه UI تبدیل میکند، نه یک جزئیات پسزمینه.
یک چکلیست ایمنی عملیاتی که به حالتهای واقعی شکست میپردازد به این شکل است:
1. یک بررسی واقعیت تأخیر انجام دهید. سفارشات آزمایشی کوچک را در طول نوسانات قرار دهید و آنچه را که UI نشان میدهد با آنچه واقعاً پر میشود مقایسه کنید. در dYdX، فرض کنید تجربه فقط به اندازه ایندکسری است که پخش جلویی به آن متصل است. 2. مسیر سطح کارمزد خود را مدلسازی کنید. اگر حجم نزدیک به یک مرز است، ریاضی پنجره سطح را بررسی کنید.
برنامه 14 روزه متحرک Hyperliquid با شمارش دوگانه نقطهای میتواند نحوه کسب سریعتر یک سطح و نحوه کاهش سریع آن را تغییر دهد. 3. سپردهها و برداشتها را بخشی از معامله در نظر بگیرید. در Hyperliquid، مکانیکهای اختلاف پل و قفل را بخوانید و فرض آستانه اعتباردهنده >2/3 را درونی کنید. در dYdX، مسیر وثیقه و وابستگیهای عملیاتی که با یک زنجیره مستقل همراه است را درک کنید. 4. کلیدها و وثیقهها را تقسیم کنید.
از یک کیف پول داغ برای حاشیه فعال و یک کیف پول سرد جداگانه برای ذخیره استفاده کنید و سودها را طبق یک برنامه برداشت کنید تا شعاع انفجار را محدود کنید.
این مقایسهای است که بیشتر مردم واقعاً هنگام جستجوی "dydx در مقابل hyperliquid" درخواست میکنند. این نیست که کدام UI زیباتر است. این است که کدام مدل عملیاتی را یک معاملهگر میخواهد برای فعالیت دائمی خود در نظر بگیرد.
مفاهیم غلط رایج که این مقایسه را مختل میکنند
"هر دو فقط کتابهای سفارش زنجیرهای هستند، بنابراین اجرا اساساً یکسان است." سطح تطبیق یکسان نیست. طراحی dYdX شامل کتابهای محلی درونحافظهای است که میتوانند به طور موقت بین گرهها تا زمان تعهد متفاوت باشند و تجربه UI به شدت به ایندکسها و پخش وابسته است. هدف طراحی Hyperliquid اجرای یکپارچه و وضعیت یکپارچه بین HyperCore و HyperEVM تحت همان اجماع است.
"کمترین سازنده و گیرنده برنده است." هزینههای واقعی تحت تأثیر پنجرههای سطح و نحوه شمارش حجم قرار دارد. سطوح Hyperliquid به صورت متحرک 14 روزه و روزانه (UTC) محاسبه میشوند، با شمارش حجم نقطهای به صورت دوگانه به سمت سطح. dYdX از یک مدل 30 روزه پیرو استفاده میکند و مستندات آن تأکید میکنند که جوایز و پارامترها میتوانند از طریق حاکمیت تغییر کنند. یک تصویر ثابت از کارمزدها اجزای متحرک را از دست میدهد.
"پل زدن یک مشکل حل شده است." پل زدن مدل اعتماد است. پل Hyperliquid به اقدامات امضا شده توسط اعتباردهندهها که توسط بیش از دو سوم قدرت استیکینگ آستانهگذاری شده است، متکی است و شامل یک دوره اختلاف است که در آن پل میتواند قفل شود اگر یک برداشت مخرب شناسایی شود.
مسیرهای وثیقه dYdX به تعاملپذیری Cosmos مانند IBC و ریلهای صادرکننده مانند مسیرهای USDC متکی هستند، که فرضیات اعتماد را به سمت اعتباردهندههای زنجیره منبع و صادرکننده تغییر میدهد نه کمیته پل خاص مکان.
"یک حسابرسی به معنای ایمنی برداشتهاست." حسابرسیها برخی از کلاسهای اشکالات را کاهش میدهند، اما آنها حالتهای شکست اعتباردهنده، حاکمیت یا عملیاتی را حذف نمیکنند. Hyperliquid به ارزیابیهای شخص ثالث مانند انتشار حسابرسی Zellic اشاره میکند و dYdX به حسابرسیهای انجام شده توسط Informal Systems اشاره میکند. هیچکدام جایگزین خواندن مستندات پل و حوادث و تصمیمگیری در مورد اینکه کدام ریسکها قابل قبول هستند، نمیشوند.
نتیجهگیری
من دیدهام که معاملهگران "DEX دائمی سریع" را به عنوان یک دسته واحد در نظر میگیرند و سپس توسط لایه خستهکننده دچار مشکل میشوند: آنچه UI نشان میدهد در مقابل آنچه واقعاً متعهد میشود و آیا وثیقه میتواند خارج شود وقتی همه میخواهند خارج شوند. مستندات خود dYdX به طرز غیرمعمولی صریح است که ترتیب ورود پیام میتواند بین گرهها متفاوت باشد و کتابهای محلی میتوانند تا زمان تعهد متفاوت باشند. به همین دلیل است که مسیر ایندکس و پخش در نهایت بخشی از محصول میشود، نه فقط لولهکشی.
من همچنین دیدهام که مردم بر روی سازنده و گیرنده بیش از حد تأکید میکنند و پنجره حسابداری را نادیده میگیرند. سطوح متحرک 14 روزه Hyperliquid که روزانه محاسبه میشوند، با شمارش دوگانه نقطهای، نحوه بهبود سریعتر کارمزدها و نحوه بازگشت سریعتر آنها را تغییر میدهد.
اگر هدف انتخاب یک DEX دائمی باشد که با یک جریان کار مطابقت داشته باشد، سؤال واضح این است که کدام سطح اعتماد زندگی با آن آسانتر است: عملیات اعتباردهندههای dYdX به علاوه ایندکسها، یا اجرای یکپارچه Hyperliquid که در آن پل و تأییدهای اعتباردهنده >2/3 در مرکز قرار دارند.
منابع
پرسشهای متداول
آیا هایپرلیکوید یا dYdX بیشتر غیرمتمرکز هستند؟
dYdX v4 به عنوان یک اپچین مستقل در اکوسیستم کازموس اجرا میشود که توسط مجموعه اعتبارسنجهای خود و اجماع CometBFT تأمین امنیت میشود. هایپرلیکوید یک L1 سفارشی را اجرا میکند و بر اجرای یکپارچه و پل آستانه اعتبارسنج تأکید دارد، بنابراین سوال غیرمتمرکزسازی غالباً به میزان اعتمادی که به تأیید اعتبارسنجها و حاکمیت پل داده میشود، کاهش مییابد.
هزینههای هایپرلیکوید چگونه با هزینههای dYdX مقایسه میشود؟
هایپرلیکوید هزینهها را بر اساس یک برنامه 14 روزه متغیر که روزانه (UTC) محاسبه میشود، ارزیابی میکند و حجم پرپ و اسپات را برای تعیین سطح ترکیب میکند، به طوری که حجم اسپات دو برابر محاسبه میشود. dYdX از مدل حجم 30 روزه متغیر با سطوح سازنده و متقاضی استفاده میکند و اسناد آن تأکید میکنند که جوایز و پارامترها میتوانند از طریق حاکمیت تغییر کنند.
چرا dYdX میتواند سریع به نظر برسد اما هنوز هم عدم تطابق در UI داشته باشد؟
اسناد dYdX اشاره میکنند که ترتیب ورود پیامها میتواند در بین نودها متفاوت باشد، بنابراین کتابهای سفارش محلی در حافظه ممکن است به طور موقت منحرف شوند تا بلوکها تأیید شوند. تجربه "UI سریع" همچنین به شدت به زیرساختهای ایندکس و استریمینگ وابسته است که میتواند فاصلهای بین آنچه که رابط نشان میدهد و آنچه که به صورت کاننیکال در زنجیره ثبت میشود، ایجاد کند.
خطر اصلی پل در هایپرلیکوید چیست؟
طراحی پل رسمی هایپرلیکوید از سپردهها و برداشتهای امضا شده توسط اعتبارسنجها استفاده میکند که توسط بیش از دو سوم قدرت استیکینگ آستانهگذاری شده است. این طراحی شامل یک دوره اختلاف است که در آن پل میتواند قفل شود اگر برداشت مخرب شناسایی شود، که به این معنی است که برداشتها به طور صریح به رفتار اعتبارسنج و مکانیکهای قفل پل وابسته هستند.
آیا میتوانم از هایپرلیکوید با یک کیف پول EVM مانند متامسک استفاده کنم؟
بله. هایپرلیکوید هایپرEVM را به عنوان بخشی از همان مدل امنیت اجرایی و اجماعی فهرست میکند و شناسه زنجیره اصلی 999 و یک نقطه انتهایی عمومی JSON-RPC برای پیکربندی کیف پول منتشر میکند. هایپرEVM از HYPE به عنوان توکن گاز استفاده میکند.