Futuristic cityscape with vibrant colors and tall

هزینه‌های گاز در دیفای: چگونه کار می‌کنند، چرا افزایش می‌یابند و چگونه کمتر پرداخت کنیم

By AI News Crypto Editorial Team9 دقیقه مطالعه

هزینه‌های گاز در DeFi هزینه‌های شبکه توکن بومی هستند که شما برای اجرای اقدامات قرارداد هوشمند مانند تعویض، واریز وام، استیکینگ و پل زدن پرداخت می‌کنید. وقتی صورت‌حساب را به آنچه کنترل می‌کنید (واحدهای گاز ناشی از پیچیدگی کار) و آنچه اجاره می‌کنید (بازار هزینه زنده) تقسیم کنید، دیگر تصادفی به نظر نمی‌رسد.

نکات کلیدی

  • هزینه‌های گازدر DeFi هزینه‌های اجرایی شبکه هستند که به توکن بومی یک زنجیره پرداخت می‌شوند، نه هزینه‌هایی از یکDEXیا کیف پول و نه قابل پرداخت با USDC در همان زنجیره.
  • درEthereum/EVMزنجیره‌ها، هزینه کل با استفاده از گاز ضربدر نرخ هزینه تعیین می‌شود، که نرخ هزینه توسط هزینه پایه EIP-1559 به علاوه یک هزینه اولویت اختیاری تعیین می‌شود.
  • تراکنش‌های ناموفق یا خارج از گاز هنوز هم هزینه دارند زیرا اعتبارسنج‌ها منابعی را برای تلاش برای اجرای آن صرف کرده‌اند.
  • سریع‌ترین راه برای کاهش هزینه کل معمولاً کاهش تعداد تماس‌های زنجیره‌ای و انتخاب مکان هوشمندتر است که هزینه‌های پل زدن را در نظر می‌گیرد.

چگونه تراکنش‌های DeFi محاسبات را به هزینه‌ای که پرداخت می‌کنید تبدیل می‌کنند

وقتی روی "تعویض" یا "واریز" کلیک می‌کنید، کیف پول شما در واقع از اعتبارسنج‌ها می‌خواهد که یک بخش خاص از کد قرارداد را اجرا کنند و سپس نتایج را به وضعیت زنجیره متعهد کنند. هر مرحله—خواندن موجودی‌ها، بررسی مجوزها، محاسبه قیمت‌ها، به‌روزرسانی ذخایر استخر، ضرب توکن‌های رسید، انتشار رویدادها—مصرف اجرای اندازه‌گیری شده دارد، و آن اندازه‌گیری به واحدهای گاز محاسبه می‌شود.

هزینه‌ای که می‌بینید هزینه آن اجرا به علاوه هزینه‌ای است که برای گنجاندن آن در یک بلوک زمانی که فضای بلوک کم است پرداخت می‌شود، که به همین دلیل دو نفر که همان عمل را انجام می‌دهند می‌توانند بسته به زمان و تقاضای شبکه هزینه‌های متفاوتی پرداخت کنند.

اولین تصوری که باعث بودجه‌بندی بد می‌شود این است که فکر کنید هزینه به اپلیکیشن پرداخت می‌شود. رابط DEX می‌تواند رایگان باشد و کیف پول می‌تواند رایگان باشد، و تراکنش هنوز هم می‌تواند گران باشد زیرا شبکه برای اجرا هزینه می‌گیرد. هزینه‌ها برای پردازش و تأیید تراکنش‌ها پرداخت می‌شوند. در Ethereum پس از EIP-1559، بخش هزینه پایه سوزانده می‌شود و هزینه اولویت اختیاری، انعام، به اعتبارسنج‌ها می‌رسد.

دومین تصور، ارز پرداخت است. هزینه‌های گاز باید به توکن بومی زنجیره پرداخت شوند. در Ethereum این به معنای ETH است. درSolanaاین به معنای SOL است. اگر کیف پول توکن بومی کافی نداشته باشد، تراکنش اجرا نمی‌شود، حتی اگر کیف پول پر از USDC باشد و کاربر در حال تلاش برای تعویض USDC باشد.

این جزئیات در جلسات چند مرحله‌ای اهمیت بیشتری دارد زیرا تمام شدن توکن بومی در میانه کار باعث می‌شود که کاربر مجبور به شارژ مجدد یا پل زدن با هر هزینه‌ای که بازار هزینه در آن لحظه تعیین می‌کند، شود.

گاز یک مالیات مرموز نیست. این قیمت فضای بلوک و اجرا است، و DeFi به شدت بر روی اجرا متمرکز است. وقتی این موضوع درک شود، سوال درست از "چرا این اپ گران است" به "چند تماس زنجیره‌ای قرار است ایجاد کنم و به کدام بازار هزینه وارد می‌شوم" تغییر می‌کند.

چگونه هزینه گاز در زنجیره‌های Ethereum/EVM محاسبه می‌شود

دو عدد بیشتر هزینه را در Ethereum و زنجیره‌های سازگار با EVM تعیین می‌کند: واحدهای گاز و نرخ هزینه‌ای که شما به ازای هر واحد پرداخت می‌کنید. کیف پول‌ها یک هزینه تخمینی واحد نشان می‌دهند، اما مکانیزم اساساً گاز مصرف شده ضربدر نرخ هزینه جاری است که معمولاً به صورت "گاز مصرف شده × (هزینه پایه + هزینه اولویت)" بیان می‌شود.

EIP-1559 دلیل ساختار هزینه‌های پیشنهادی است. هزینه پایه توسط پروتکل تعیین می‌شود و با تراکم تغییر می‌کند. در Ethereum این هزینه سوزانده می‌شود. هزینه اولویت انعام اختیاری است که می‌تواند سرعت گنجاندن را در زمان پر بودن بلوک‌ها بهبود بخشد. این بدان معناست که کاربر برای "گاز بالا" به یک DEX پرداخت نمی‌کند. آنها در یک مزایده زنده برای فضای بلوک کمیاب پیشنهاد می‌دهند و پروتکل بخشی از آن پرداخت را در Ethereum می‌سوزاند.

قیمت گاز معمولاً به صورتgweiنقل می‌شود. تبدیل واحد مهم است زیرا آسان است که یک عدد کوچک gwei را به عنوان هزینه دلاری کوچک بخوانید. یک gwei برابر با 0.000000001 ETH است. اگر تراکنش از واحدهای گاز زیادی استفاده کند، حتی یک نقل قول gwei متعادل می‌تواند به یک هزینه معنادار تبدیل شود.

دیگر اهرمی که کاربران به طور مستقیم لمس می‌کنند، محدودیت گاز است. محدودیت گاز سقفی است بر اینکه تراکنش مجاز است چه تعداد واحد گاز مصرف کند، نه مقدار هزینه‌ای که پرداخت خواهد شد. اگر تراکنش موفق شود و کمتر از حد مجاز استفاده کند، گاز استفاده نشده می‌تواند بازپرداخت شود. اگر حد مجاز خیلی کم باشد و تراکنش از گاز خارج شود، تراکنش می‌تواند ناموفق شود و هزینه هنوز پرداخت می‌شود زیرا اعتبارسنج‌ها قبلاً منابعی را برای تلاش برای اجرا صرف کرده‌اند.

به همین دلیل "چگونه قبل از یک تراکنش DeFi هزینه گاز را تخمین بزنیم" واقعاً درباره دو تخمین همزمان است: چه تعداد واحد گاز قرارداد مصرف خواهد کرد و بازار هزینه در حال حاضر چه هزینه‌ای را تعیین می‌کند.

چرا هزینه‌های گاز DeFi افزایش می‌یابند: تراکم + پیچیدگی

یک انتقال ساده ETH حدود ۲۱,۰۰۰ گاز در Ethereum است و یک تعویض DEX تقریباً ۱۵۰,۰۰۰–۳۰۰,۰۰۰ گاز است. این فاصله واضح‌ترین پاسخ به "چرا هزینه‌های گاز DeFi اینقدر بالا است" حتی قبل از اینکه تراکم وارد تصویر شود، است. اقدامات DeFi کار بیشتری انجام می‌دهند، وضعیت بیشتری را لمس می‌کنند و مسیرهای کد بیشتری را نسبت به یک انتقال پایه فراخوانی می‌کنند.

تراکم طرف بازار هزینه مدل است. وقتی تقاضا برای فضای بلوک افزایش می‌یابد، هزینه پایه افزایش می‌یابد. کاربران این را به عنوان یک جهش ناگهانی در نقل قول‌های هزینه کیف پول برای همان عمل احساس می‌کنند. نکته مهم این است که تراکم نیازی به "تراکم DeFi" ندارد. هر رویدادی که تعداد زیادی تراکنش را به یک پنجره واحد وارد کند می‌تواند هزینه پایه را افزایش دهد و هر فراخوانی قرارداد را گران‌تر کند.

پیچیدگی بخشی است که اکثر مردم به آن توجه نمی‌کنند زیرا در داخل کارها پنهان است. جلسات DeFi اغلب چندین تراکنش را زنجیره‌ای می‌کنند: تأیید → تعویض → افزودن نقدینگی → استیک → ادعا. هر تماس یک مواجهه دیگر با بازار هزینه است و هر تماس دارای اثر گاز خاص خود است. حتی اگر نقل قول gwei تغییر نکند، یک جلسه چهار لمسی می‌تواند چندین برابر هزینه یک جلسه یک لمسی باشد زیرا کاربر هزینه ثابت و هزینه اجرا را به طور مکرر پرداخت می‌کند.

شکست ضرب‌کننده خاموش است. یک تراکنش ناموفق یک تلاش رایگان نیست. تراکنش‌های ناموفق یا خارج از گاز هنوز هزینه پرداخت می‌کنند زیرا اعتبارسنج‌ها محاسبات را برای تلاش برای اجرا مصرف کرده‌اند. در شرایط اوج، کاربران معمولاً تنظیمات را عجله می‌کنند یا تلاش‌های مکرر می‌کنند و این رفتار یک تلاش گران قیمت را به دو یا سه درس پرداخت شده تبدیل می‌کند. استراتژی هزینه‌ای که مهم است نه تنها به دست آوردن یک قیمت گنجاندن ارزان‌تر است. بلکه اجتناب از حالت‌های شکست است که گاز را بدون جابجایی موقعیت می‌سوزاند.

چگونه کمتر پرداخت کنیم: کاهش تماس‌های زنجیره‌ای، دسته‌بندی اقدامات و زمان‌بندی تراکنش‌ها

قابل اعتمادترین راه برای کاهش هزینه‌های گاز در DeFi کاهش واحدهای گاز با انجام تماس‌های زنجیره‌ای کمتر است. اکثر کاربران بیش از حد بر روی کاهش چند gwei از قیمت گاز تمرکز می‌کنند و کمتر بر روی کارهایی که مصرف گاز را چند برابر می‌کند تمرکز می‌کنند. اگر یک جلسه نیاز به تأیید، تعویض، اقدامات LP، استیک و ادعا داشته باشد، بازار هزینه به طور مکرر اجاره می‌شود.

تأییدها اولین جایی هستند که باید به آن نگاه کنید زیرا آسان است که نادیده گرفته شوند. بسیاری ازERC-20جریان‌ها نیاز به تأیید قبل از اینکه یک قرارداد بتواند توکن‌ها را جابجا کند دارند. آن تأیید یک تراکنش مستقل با هزینه خود است. کاربرانی که بین روترها، استخرها و تجمیع‌کننده‌ها جابجا می‌شوند معمولاً چندین تأیید را که به عنوان بخشی از هزینه برنامه‌ریزی نشده‌اند، جمع‌آوری می‌کنند.

دسته‌بندی دومین اهرم است. برخی از اپلیکیشن‌ها و کیف پول‌ها از ترکیب اقدامات پشتیبانی می‌کنند تا هزینه پایه یک بار پرداخت شود به جای اینکه به طور مکرر پرداخت شود. یک تراکنش دسته‌بندی شده می‌تواند از یک مرحله بیشتر گاز استفاده کند، اما هنوز هم می‌تواند ارزان‌تر از پرداخت هزینه ثابت در چندین تراکنش جداگانه باشد. عادت برنامه‌ریزی این است که کل توالی را قبل از امضا کردن هر چیزی نقشه‌برداری کنید و بپرسید کدام مراحل می‌توانند ترکیب یا اجتناب شوند.

زمان‌بندی سومین اهرم است، اما این یک قاعده کلی است، نه یک تضمین. ارزان‌ترین زمان برای استفاده از DeFi معمولاً زمانی است که شبکه کمترین تراکم را دارد زیرا هزینه پایه پایین‌تر است. ساعات غیر اوج معمولاً به عنوان صبح‌های زود UTC ذکر می‌شوند. عادت اجرایی که پول را صرفه‌جویی می‌کند بررسی تراکم قبل از شروع یک جلسه چند لمسی است، نه حفظ یک ساعت واحد.

عادت عملی که از پرداخت اجباری بیش از حد جلوگیری می‌کند، نگه داشتن یک بافر توکن بومی است. تمام شدن ETH در میانه یک توالی تأیید → تعویض → استیک اینگونه است که کاربران در نهایت دو بار پرداخت می‌کنند، یک بار برای کار نیمه‌کاره و بار دیگر برای شارژ مجدد و تلاش مجدد عجولانه.

مکان‌های ارزان‌تر: L2ها، زنجیره‌های دیگر و هزینه پنهان پل زدن

Solana معمولاً به عنوان استفاده از مدل هزینه ثابت توصیف می‌شود، با اکثر تراکنش‌ها که کمتر از ۰.۰۰۰۰۰۵ SOL هزینه دارند. این پیش‌بینی‌پذیری دلیل این است که بسیاری از کاربران هزینه‌های Solana را برای اقدامات روتین به طور مداوم پایین تجربه می‌کنند. Ethereum و شبکه‌های سازگار با EVM از مدل مبتنی بر گاز استفاده می‌کنند که هزینه‌ها با تراکم و پیچیدگی تراکنش نوسان دارد، بنابراین همان اقدام DeFi می‌تواند در هزینه بسیار متفاوت باشد.

لایه ۲ها نقطه میانی هستند که بسیاری از کاربران بومی Ethereum به آن دست می‌یابند زیرا اکوسیستم اپلیکیشن Ethereum را حفظ می‌کنند در حالی که هزینه‌های اجرایی روتین را کاهش می‌دهند. L2ها می‌توانند هزینه‌های روزمره را با دسته‌بندی و فشرده‌سازی تراکنش‌ها و تسویه به Ethereum کاهش دهند، که نحوه پرداخت کاربران برای امنیت Ethereum را تغییر می‌دهد. این پاسخ بزرگی به "آیا لایه ۲ها هزینه‌های گاز را حل می‌کنند" است، اما هزینه‌ها را از کار حذف نمی‌کند.

پل زدن جایی است که داستان مکان ارزان‌تر به اشتباه قیمت‌گذاری می‌شود. پل زدن بین شبکه‌ها معمولاً نیاز به پرداخت هزینه‌ها در هر دو شبکه مبدا و مقصد دارد. این بدان معناست که "L2 ارزان‌تر است" می‌تواند برای تعویض درست باشد و برای مسیر نادرست باشد اگر پای پل در زمانی که Ethereum L1 شلوغ است اجرا شود، یا اگر زنجیره مقصد نیز مشغول باشد. پل زدن دو بازار هزینه جداگانه و دو تلاش اجرایی جداگانه است.

کدام زنجیره‌ها کمترین هزینه گاز DeFi را دارند یک رتبه‌بندی ثابت نیست زیرا سطح هزینه‌ها با بار تغییر می‌کند و زیرا کاربران برای مسیرها، نه زنجیره‌ها، پرداخت می‌کنند. مقایسه درست مسیر کامل است: پل زدن به داخل، انجام اقدامات و پل زدن به خارج در صورت نیاز. یک تعویض ارزان در یک L2 هنوز هم می‌تواند بخشی از یک سفر گران‌قیمت باشد اگر پای ورودی یا خروجی هزینه‌های L1 را به صورت صورت‌حساب برگرداند.

نتیجه‌گیری

من دیده‌ام که مردم گاز را مانند یک عوارض تصادفی در نظر می‌گیرند و سپس توسط چیزهایی که کاملاً پیش‌بینی‌پذیر هستند، آسیب می‌بینند: آنها یک توالی تأیید → تعویض → استیک را با تقریباً هیچ ETH باقی‌مانده اجرا می‌کنند، مرحله سوم ناموفق می‌شود و آنها دو بار پرداخت می‌کنند در حالی که هزینه پایه هنوز داغ است. تصور گران‌قیمت این است که فکر کنید تنها دکمه gwei است. بیشتر اوقات دکمه بزرگتر واحدهای گاز است که فقط طراحی کار است.

من همچنین دیده‌ام که "L2 ارزان‌تر است" به یک سورپرایز بد تبدیل می‌شود زیرا پای پل مانند یک فکر ثانویه قیمت‌گذاری شده است. پل زدن دو بازار هزینه است، نه یکی، و هزینه شکست واقعی است زیرا تراکنش‌های ناموفق هنوز گاز می‌سوزانند. حالت تمیز این است که قبل از امضا کردن کل مسیر را قیمت‌گذاری کنید و هر تماس اضافی زنجیره‌ای را مانند یک پرتاب دیگر از تاس بازار هزینه در نظر بگیرید.

پرسش‌های متداول

چرا هزینه‌های گاز در DeFi بر روی اتریوم اینقدر بالا است؟

بیشتر اقدامات DeFi تماس‌های قرارداد هوشمند هستند که به مراتب بیشتر از یک انتقال ساده واحد گاز مصرف می‌کنند و نرخ هزینه زمانی که شبکه شلوغ است افزایش می‌یابد. یک انتقال حدود ۲۱,۰۰۰ گاز است، در حالی که یک تعویض DEX تقریباً ۱۵۰,۰۰۰–۳۰۰,۰۰۰ گاز مصرف می‌کند، بنابراین همان نقل قول گwei می‌تواند صورتحساب بسیار بزرگ‌تری تولید کند.

چگونه قبل از یک تراکنش DeFi هزینه گاز را تخمین بزنم؟

شما به یک تخمین از واحدهای گاز و بازار هزینه فعلی نیاز دارید. کیف‌پول‌ها معمولاً تراکنش را شبیه‌سازی کرده و یک حد گاز و تنظیمات هزینه پیشنهاد می‌کنند، اما نکته کلیدی این است که به یاد داشته باشید که حد گاز یک سقف است، نه قیمت نهایی، و تلاش‌های ناموفق یا خارج از گاز هنوز هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند.

چگونه می‌توان هزینه‌های گاز را در DeFi بدون انتظار برای زمان مناسب کاهش داد؟

تعداد تماس‌های زنجیره‌ای را کاهش دهید و از مراحل اضافی مانند تأییدهای مکرر خودداری کنید. دسته‌بندی اقدامات زمانی که پشتیبانی می‌شود می‌تواند تعداد دفعات جداگانه‌ای که هزینه‌های اضافی را پرداخت می‌کنید و بازار هزینه را اجاره می‌کنید، کاهش دهد.

آیا لایه ۲ها هزینه‌های گاز را برای DeFi حل می‌کنند؟

لایه ۲ها معمولاً هزینه‌های روزمره را با دسته‌بندی و فشرده‌سازی تراکنش‌ها و تسویه به اتریوم کاهش می‌دهند، بنابراین اجرای روزانه می‌تواند ارزان‌تر باشد. آنها هزینه‌ها را از جریان کار حذف نمی‌کنند و پل زدن به داخل یا خارج می‌تواند هزینه‌های لایه ۱ و زنجیره مقصد را دوباره معرفی کند.

چه زمانی ارزان‌ترین زمان برای استفاده از DeFi است؟

هزینه‌ها معمولاً زمانی که شبکه کمتر شلوغ است پایین‌تر است زیرا هزینه پایه کمتر است. پنجره‌های غیر اوج معمولاً به عنوان صبح‌های زود UTC ذکر می‌شوند، اما این یک قاعده تجربی است، بنابراین بررسی شلوغی قبل از شروع یک جلسه چند مرحله‌ای مهم‌تر از حفظ یک زمان است.