
چگونه کریپتو تجارت را با معکوس کردن ساختار اطلاعات تغییر داد
چگونه ارزهای دیجیتال تجارت را تغییر داد به یک شکست ساختاری برمیگردد: "حقیقت" بازار به یک دفتر کل عمومی منتقل شد که هر کسی میتواند آن را جستجو کند، در حالی که مکانها ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته فعال شدند و تسویهحساب به ثانیهها سرعت گرفت. این امر واسطهها را حذف نکرد، بلکه ایستگاههای عوارض را از ترمینالها و کارگزاران به MEV، توالی و زیرساختهای اجرایی چرخاند.
خلاصه
چگونه ارزهای دیجیتال تجارت را تغییر داد به این معنا نیست که استراتژیهای جدیدی اختراع کرد، بلکه برعکس کرد که چه کسی میتواند چه چیزی را، چه زمانی و با چه هزینهای ببیند. مزیت پیش از ارزهای دیجیتال اغلب با پرداخت، تأخیر و اعتبار محدود میشد. ارزهای دیجیتال وضعیت اصلی بازار را عمومی و بهروز در زنجیره کرد و سپس اجاره را به لایههای اجرایی مانند MEV منتقل کرد.
- بزرگترین تغییر ساختاری این است که "داشتن داده" دیگر مزیت نیست، بلکه تبدیل دادههای عمومی خام به یک سیگنال قابل معامله، مزیت شده است.
- زنجیرههای بلوکی عمومی این امکان را فراهم کردند که دفتر کل قابل جستجو و تغییرات وضعیت را که هر کسی میتواند با ابزارهایی مانند Etherscan و Dune بررسی کند، افشا کنند.
- برای معاملهگران امروز، مبارزه بر سر سرعت تفسیر، مهندسی داده و اجرای خصمانه در بازارهای ارز دیجیتال ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته است.
تجارت در گذشته در مقابل حال: چگونه قوانین در ۳۰ سال بازنویسی شدند
تصور کنید یک معاملهگر سهام در سال ۱۹۹۵ در مریل. شغل هنوز همان شغل است. نوار را بخوانید، ریسک را مدیریت کنید، زیر فشار جریانی که نمیفهمید نروید. تفاوت در محیط اطلاعاتی است. در سال ۱۹۹۵، "وضعیت" بازار در تلفنها، روابط کارگزاری، جریان سفارش داخلی و ترمینالهای گران قیمت پراکنده بود. شما میتوانید یک معاملهگر عالی باشید و هنوز هم نسبت به آنچه مهم است کور باشید زیرا در لولههای درست نیستید.
حالا یک معاملهگر زنجیرهای در سال ۲۰۲۵ را تصور کنید. همان غرایز، میدان جنگ متفاوت. وضعیت بازار پشت یک رابطه پنهان نیست. بخش بزرگی از آن روی یک دفتر کل عمومی نشسته است، با زمانسنجی و قابل جستجو. شما میتوانید حرکت نقدینگی را تماشا کنید، انتقالهای بزرگ را ببینید، تغییرات TVL را پیگیری کنید و تعاملات قرارداد را بدون درخواست اجازه بررسی کنید. مزیت دیگر "آیا شما فید دارید" نیست.
مزیت این است که "آیا میتوانید فید را سریعتر از همه به یک سیگنال تبدیل کنید و آیا میتوانید بدون اینکه تحت مالیات لولهکشی قرار بگیرید، اجرا کنید؟"این خط سیر برای تجارت در گذشته در مقابل حال است. جعبهابزار دوباره ساخته شد، نه بهروزرسانی شد. دنیای قدیم عدم تقارن اطلاعات را به عنوان یک مدل کسبوکار به پول تبدیل کرد. بلومبرگ و رویترز دروازهبان بودند. کارگزاران دروازهبان بودند. میزهای تحقیق دروازهبان بودند. دورههای تسویه به اندازه کافی کند بودند که زمانبندی عملیاتی بخشی از بازی بود.ارزهای دیجیتال بازارها را عادلانه نکرد. آنها برخی از حقایق بازار را ارزانتر و عمومیتر کردند و سپس مکانهای جدیدی برای دریافت اجاره ایجاد کردند. شفافیت زنجیرهای مزیت را از دسترسی به تفسیر منتقل کرد. مکانهای همیشه فعال مزیت را از "حضور در زمان باز" به "قوی بودن در ساعت ۳ صبح" منتقل کردند. تسویه سریعتر مزیت را از امتیاز ترازنامه به شایستگی عملیاتی منتقل کرد. و ایستگاههای عوارض جدید واقعی هستند. استخراج MEV در اتریوم به طور تقریبی ۷۰۰ میلیون دلار به صورت تجمعی فراتر رفته است، بسته به تعریف و دامنه اندازهگیری. این یک خطای گرد کردن نیست. این یک هزینه ساختاری است که توسط معاملهگرانی که با اجرای ساده ظاهر میشوند، پرداخت میشود.
توجه: ترمینال بلومبرگ در سال ۱۹۸۱ راهاندازی شد و هنوز حدود ۲۴,۰۰۰ دلار در سال هزینه دارد. این قیمت یک تصویر واضح از مدل قدیمی است که در آن دسترسی به اطلاعات خود محصول بود.
چگونه تجارت قبل از سال ۲۰۰۰ کار میکرد: عصر دروازهبانها در وال استریتقبل از سال ۲۰۰۰، مزیت اصلی در بسیاری از بازارهای مایع یک نشانگر هوشمند نبود. این دسترسی بود. دسترسی به قیمتهای بهموقع، دسترسی به تحقیق، دسترسی به نقدینگی، دسترسی به فروشنده مناسب، دسترسی به جریان داخلی. بازار به معنای معاملهگران بومی ارز دیجیتال "شفاف" نبود. این یک مجموعه از مکانها و روابط بود که بهترین تصویر از واقعیت گران و بهطور نابرابر توزیع شده بود.ترمینال بلومبرگ نماد اینجا است زیرا به معنای واقعی یک دیوار پرداخت برای آگاهی موقعیتی است. بلومبرگ ترمینال را در سال ۱۹۸۱ راهاندازی کرد و هنوز حدود ۲۴,۰۰۰ دلار در سال هزینه دارد. رویترز نقش مشابهی به عنوان یک ابزار اطلاعات حرفهای ایفا کرد. اگر شما خارج از آن اکوسیستم بودید، نه تنها کندتر بودید. شما دستههای کامل از زمینه را از دست میدادید. این مهم است زیرا تجارت یک بازی از زمانبندی نسبی است. پنج دقیقه تأخیر اغلب همانند اشتباه بودن است.
اجرا نیز به روابط وابسته بود. سفارشات تلفنی عادی بودند. بسیاری از نقدینگی از طریق واسطههای انسانی دسترسی پیدا میشد. این دنیایی ایجاد کرد که "کسی که میشناسید" یک کلیشه نبود، بلکه یک ویژگی میکروساختاری بود. اگر شما یک شرکتکننده کوچکتر بودید، اغلب اسپردهای وسیعتری پرداخت میکردید و پر کردن بدتری دریافت میکردید زیرا شما یک مشتری اولویتدار نبودید و گزینههای مسیریابی یکسانی نداشتید.
زمانبندی تسویه دروازهداری را تقویت کرد. بازار سهام ایالات متحده برای دههها با دورههای تسویه طولانی زندگی کرد. نکته این نیست که به دوران T+3 نوستالژی داشته باشیم. نکته این است که تسویه کند یک ریتم ریسک متفاوت ایجاد میکند. وثیقه برای مدت طولانیتری قفل میشود. اشتباهات عملیاتی زمان بیشتری برای ترکیب دارند. سیستم بر اساس فرآیندهای دستهای و آشتی پایان روز ساخته شده است. آن محیط به مؤسسات با قدرت پشتصحنه و ترازنامه پاداش میدهد.
تحقیق نیز به طور ساختاری بسته بود. میزهای بزرگ فروش تولید تحقیق برای مشتریان میکردند. توزیع "بازارهای داده باز" نبود. این دسترسی کنترلشده بود. اگر شما یک معاملهگر خردهفروشی بودید، شما در پاییندست اطلاعات بودید. شما آن را دیرتر، فیلتر شده و اغلب با یک دستور کار دریافت میکردید.
این دلیل است که دوران پیش از اینترنت بهترین شکل را به عنوان یک ماشین عدم تقارن اطلاعاتی درک میشود. بازار تنها جایی نبود که قیمتها حرکت میکردند. این جایی بود که حق دیدن و عمل بر روی اطلاعات به فروش میرسید.
توجه: مزیت قدیمی اغلب با اعتبار محدود میشد. شما میتوانستید باهوش باشید، اما اگر ترمینال، روابط کارگزاری و لولههای نهادی نداشتید، با یک نقشه تأخیری معامله میکردید.
تکامل تجارت الکترونیکی و ظهور الگوریتمها (۲۰۰۰-۲۰۱۰)سالهای ۲۰۰۰ جایی است که لولهکشی سریع شد. این تکامل تجارت الکترونیکی است که اکثر مردم به عنوان "مدرنیزه شدن بازارها" به یاد میآورند. آنها این کار را کردند، اما نکته کلیدی این است که سرعت سریعتر از باز بودن بهبود یافت. اجرا بیشتر الکترونیکی شد. دادهها بیشتر جزئی شدند. با این حال، بهترین دادهها و بهترین منطق مسیریابی هنوز پشت دیوارهای پرداخت و درون شرکتها زندگی میکردند.دو تغییر قانونی و ساختاری مهم است زیرا آنها انگیزهها را شکل دادند. اول، دقت سهام ایالات متحده در آوریل ۲۰۰۱ اندازههای تیک را کاهش داد. این امر اسپردها را فشرده و بسیاری از اقتصادهای سنتی سازندگان بازار را خرد کرد. وقتی حداقل تیک کاهش مییابد، آسانی گرفتن اسپرد نیز کاهش مییابد. این امر تأمین نقدینگی را به سمت بازیکنان پیچیدهتر، سریعتر و خودکارتر سوق داد.
دوم، مقررات SEC NMS در سال ۲۰۰۵ تصویب شد و در سال ۲۰۰۷ به طور کامل اجرایی شد. مقررات NMS حفاظت از سفارش را در بورسهای سهام ایالات متحده استاندارد کرد. در عمل، این امر به شکلگیری یک بازار الکترونیکی پراکنده کمک کرد که میتوانست با قوانین مربوط به بهترین اجرا و نقل قولهای محافظتشده در مکانها مسیریابی شود.
این یک گام بزرگ در تاریخ تجارت الگوریتمی بود زیرا وقتی شما چندین مکان و قوانین مسیریابی دارید، انگیزه طبیعی برای خودکارسازی مسیریابی سفارش هوشمند دارید.
این همچنین دورهای است که کارگزاران الکترونیکی خردهفروشی به جریان اصلی تبدیل شدند. E*TRADE و Schwab دسترسی الکترونیکی را عادی کردند. موج بعدی نیز مهم است. Robinhood در سال ۲۰۱۳ راهاندازی شد و در اکتبر ۲۰۱۹ کارگزاران بزرگ از جمله Schwab، TD Ameritrade و Fidelity قیمتگذاری بدون کمیسیون را در عرض چند روز تطبیق دادند. این سقوط قیمت، تغییر خردهفروشی را با کاهش موانع کمیسیونهای صریح تسریع کرد.
اما اینجا بخشی است که برای فرضیه مهم است. حتی با اینکه اجرا الکترونیکی شد، لایه اطلاعات عمدتاً خصوصی باقی ماند. دادههای بازار هنوز گران بودند. فیدهای اختصاصی مهم بودند. داخلیسازی و اقتصاد سبک پرداخت برای جریان سفارش به این معنی بود که بسیاری از "چه چیزی واقعاً در حال وقوع است" هنوز توسط شرکتهایی با دیدگاههای ممتاز میانجیگری میشد.
بنابراین دوره ۲۰۰۰-۲۰۱۰ همان نوع وارونگی نیست که ارزهای دیجیتال بعداً ارائه کردند. این بیشتر شبیه یک بهروزرسانی کارایی درون همان مدل دروازهداری است. لولههای سریعتر، اسپردهای تنگتر، بیشتر الگوریتمها. اجاره هنوز در دسترسی، هممکانی، دادههای اختصاصی و روابط کارگزاری زندگی میکرد.
توجه: دقتگذاری (آوریل ۲۰۰۱) و مقررات NMS (موثر در ۲۰۰۷) بازارها را سریعتر و رقابتیتر کردند. آنها محیط دادههای اصلی را برای همه باز نکردند.
چگونه ارزهای دیجیتال تجارت را تغییر داد: بازارهای ۲۴ ساعته و دفتر کل عمومی
چگونه ارزهای دیجیتال تجارت را تغییر داد با دو ویژگی آغاز میشود که TradFi هرگز به طور همزمان ارائه نکرد. اولین بازارهای ارز دیجیتال ۲۴ ساعته است. دوم یک دفتر کل عمومی است که مانند یک مسیر حسابرسی مشترک از معاملات و تغییرات وضعیت عمل میکند. اینها را با هم بگذارید و شما شکست ساختاری را دریافت میکنید.
بازار همیشه باز است و یک بخش معنادار از آنچه مهم است بدون اجازه قابل مشاهده است.زمانبندی مهم است زیرا نشان میدهد که چگونه سریعاً لایه جدید شکل گرفت. بلوک ژنسیس بیتکوین در ۳ ژانویه ۲۰۰۹ استخراج شد. اولین معامله BTC/USD که به طور گستردهای ارجاع داده شد در اکتبر ۲۰۱۰ در حدود ۰.۰۸ دلار اتفاق افتاد، با این قید معمول که "اولین" به دادهها و تعریف بستگی دارد. مکانهای اولیه شکننده بودند و آن شکنندگی بخشی از مشکل تجارت شد. Mt. Gox در اوج خود در سال ۲۰۱۳ تقریباً ۷۰٪ از حجم معاملات بیتکوین را مدیریت کرد، بسته به روششناسی و بازه زمانی. این در فوریه ۲۰۱۴ سقوط کرد. آن رویداد واحد در بازار درسی را سوزاند که معاملهگران TradFi گاهی اوقات آن را دست کم میگیرند. ریسک تبادل و نگهداری بخشی از موقعیت است.اینجاست که نکته ۲۴ ساعته دیگر یک ویژگی سبک زندگی نیست و به یک ویژگی ریسک تبدیل میشود. در بازاری که هرگز بسته نمیشود، هیچ توقف طبیعی برای بازنشانی ریسک وجود ندارد. هیچ "شبانه" تضمینی وجود ندارد که در آن هیچ چیزی معامله نشود. اگر نمیتوانید نظارت کنید، پوشش دهید یا در معرض خطر کاهش دهید وقتی که نوسانات افزایش مییابد، به طور مؤثر گزینهها را به بازار اهدا میکنید. چرخه عملیاتی متفاوت است. استخدام، اتوماسیون و هشدارها بخشی از مزیت شما میشوند. خستگی به یک هزینه تبدیل میشود.
سرعت تسویه دومین مرحله است. سهام ایالات متحده در ماه مه 2024 به تسویه T+1 منتقل شد. بسیاری از مسیرهای انتقال و تسویه ارزهای دیجیتال در چند ثانیه انجام میشود. این زمانبندی وثیقه و دینامیکهای تصفیه را تغییر میدهد. در عمل، به این معنی است که موقعیتهای بد میتوانند شما را سریعتر از بین ببرند. همچنین به این معنی است که سرمایه میتواند سریعتر بازیافت شود وقتی که شما در حال مدیریت یک کتاب تنگ هستید. حلقه بازخورد بازار کوتاهتر است که هم فرصت و هم مجازات برای ریسکهای بیدقت را افزایش میدهد.
اکنون دفتر کل عمومی. در TradFi، بسیاری از حقایق بازار استنباط میشود. در ارزهای دیجیتال، بسیاری از حقایق بازار مشاهده میشود. شما میتوانید انتقالها، تماسهای قرارداد، تغییرات نقدینگی و وضعیت پروتکل را بررسی کنید. این به این معنی نیست که شما میتوانید همه چیز را ببینید. شما نمیتوانید نیت را ببینید. شما نمیتوانید موقعیتهای خارج از زنجیره را ببینید. شما نمیتوانید همیشه کیف پولها را به هویتهای واقعی مرتبط کنید.
اما شما میتوانید به اندازه کافی ببینید تا یک کلاس جدید از سیگنالها بسازید که به سادگی در دنیای قدیم بدون اینکه یک کارگزار، یک صرافی یا یک نهاد نظارتی باشید، در دسترس نبود.
این «معکوسسازی انباشت اطلاعات» است. ایستگاههای عوارض قدیمی ترمینالها و روابط بودند. دنیای جدید دادههای خام را ارزان میکند و سپس به شما به روشهای دیگر هزینه میگیرد. اجرای زنجیرهای خصمانه است. اگر نیت خود را برای معامله پخش کنید، ممکن است در میان قرار بگیرید. مسیریابی مهم است. لغزش مهم است. توالی مهم است.
MEV وجود دارد زیرا تولید بلوک و ترتیب تراکنشها فضایی ایجاد میکند که بازیگران پیچیده میتوانند بین تصمیم شما و پر کردن آن ارزش استخراج کنند. MEV تجمعی استخراج شده در اتریوم به حدود 700 میلیون دلار رسیده است، بسته به روش اندازهگیری.
این لایه اجاره جدیدی است که بین دادههای عمومی و اجرای عادلانه نشسته است.AMMها تغییر ساختاری دیگری هستند که مردم آن را اشتباه میفهمند. Uniswap v1 در نوامبر 2018 راهاندازی شد و AMM با محصول ثابت را محبوب کرد. درس واقعی این نبود که «کتابهای سفارش مردهاند». درس این بود که نقدینگی میتواند از قوانین تولید شود. شما میتوانید یک بازار قابل استفاده بدون یک کتاب سفارش متمرکز ایجاد کنید با تعریف اینکه قیمت چگونه با تغییر ذخایر حرکت میکند. این انحصار روانی کتاب سفارش را به عنوان تنها طراحی جدی شکست. با این حال، در رژیمهای با نقدینگی بالا، کتابهای سفارش در مکانهای متمرکز بزرگ مانند Coinbase و Binance هنوز هم غالب هستند زیرا اسپردهای تنگ و نقدینگی عمیق تمایل دارند جایی متمرکز شوند که سازندگان بازار حرفهای و طراحی مکانها قویترین هستند.تابستان DeFi 2020 نقطه عطف مشارکت و ابزارها است. راهاندازی COMP Compound در ژوئن 2020 به عنوان یک کاتالیزور به طور معمول ذکر میشود. بخش مهم برای معاملهگران این است که بازار شروع به تولید نه تنها توکنها، بلکه دادههای اضافی در مقیاس کرد. آن دادههای اضافی به ماده خامی برای تجزیه و تحلیل زنجیرهای تبدیل شد و به صورت عمومی وارد شد.
دسترسی نهادی نیز بالغ شد. ETFهای بیتکوین نقطهای ایالات متحده در 10 ژانویه 2024 تأیید شدند. این مهم است زیرا پلی بین انباشتهای قدیمی و جدید است. این به معنای این نیست که ارزهای دیجیتال «TradFi» هستند. این مرز را بیشتر نفوذپذیر میکند.
یادآوری: سهم اوج Mt. Gox حدود 70٪ از حجم BTC و سقوط آن در فوریه 2014 یادآوری واضحی است که تمرکز مکان و نگهداری میتواند P&L را غالب کند، حتی اگر دیدگاه بازار شما درست باشد.
تحلیل دادههای زنجیرهای: بازارهای دادههای باز که خردهفروشی ابتدا به دست آوردند.تحلیل دادههای زنجیرهای جایی است که معکوسسازی ملموس میشود. در TradFi، «بازارهای دادههای باز» محدود هستند. شما میتوانید دادهها را خریداری کنید، اما بهترین مجموعههای داده گران، اختصاصی و اغلب محدود به مجوز هستند. در ارزهای دیجیتال، دفتر کل پایه عمومی است. این به این معنی نیست که تحلیل آسان است. این به این معنی است که ماده خام در دسترس است و رقابت به این سمت تغییر میکند که چه کسی میتواند آن را سریعتر تمیز، برچسبگذاری و جستجو کند.Etherscan سادهترین بیان این است. این یک بلاکچین را به چیزی تبدیل میکند که میتوانید مانند یک پایگاه داده عمومی بررسی کنید. شما میتوانید تراکنشها، تعاملات قرارداد، انتقال توکنها و فعالیت کیف پول را پیگیری کنید. این به تنهایی شایستگی پایهای یک معاملهگر خردهفروشی جدی را تغییر میدهد. شما دیگر حدس نمیزنید که آیا یک انتقال بزرگ انجام شده است. شما میتوانید آن را تأیید کنید.
Dune Analytics، که در سال 2018 تأسیس شد، این را بیشتر پیش برد با محبوبسازی یک لایه تجزیه و تحلیل SQL عمومی بر روی دادههای زنجیرهای اتریوم. کلید این نیست که داشبوردها. کلید این است که بازار ایدهای را عادی کرد که یک معاملهگر میتواند پرسشهایی را در برابر دادههای دفتر کل عمومی بنویسد و نتایج را منتشر کند.
این یک فرهنگ متفاوت از TradFi است، جایی که بهترین تجزیه و تحلیلها اغلب درون یک شرکت زندگی میکنند.سپس شما لایه بستهبندی را دریافت میکنید. Nansen و Arkham خدمات برچسبگذاری کیف پول و هوش زنجیرهای هستند که دادههای دفتر کل عمومی را میگیرند و آن را به زمینهای قابل استفاده برای معاملهگران تبدیل میکنند. این جایی است که بسیاری از مردم بیدقت میشوند. برچسبهای کیف پول احتمالی هستند. آنها مفید هستند، اما کلام نیستند. لبه عملی این نیست که «خریدهای نهنگ» را اسکرینشات کنید. لبه این است که جریانهای زنجیرهای را مانند یک نوار نویزی در نظر بگیرید، یک سیستم برچسبگذاری بسازید که به آن اعتماد دارید و سریعتر از جمعیت واکنش نشان دهید وقتی که جریانها واقعاً مهم هستند.DefiLlama یک مثال دیگر از بازارهای دادههای باز در عمل است. این پروتکلهای DeFi را به گونهای تجمیع میکند که مقایسههای بین پروتکلی را آسانتر میکند. این مهم است زیرا هزینه نظارت بر تغییرات رژیم را کاهش میدهد. در دنیای قدیم، شما برای این نوع دیدگاه بینمکانی هزینه میکردید. در اینجا، این به یک خدمات عمومی نزدیکتر است.این همچنین جایی است که اجاره جدید دوباره ظاهر میشود. اگر همه میتوانند همان دادههای خام را ببینند، لبه به تفسیر و اجرا منتقل میشود. بازیکنان پیچیده خطوط لولهای میسازند که رویدادهای زنجیرهای را در زمان واقعی جذب میکنند، آنها را عادی میکنند و اقداماتی را تحریک میکنند. معاملهگر خردهفروشی میتواند همان رویدادها را ببیند، اما معمولاً دیرتر و با زمینه کمتر. مزیت دسترسی نیست. این مهندسی و تأخیر است.تحلیل MEV درست بالای این نشسته است. زیرا ترتیب تراکنش و ساخت بلوک بخشی از سیستم است، شما میتوانید الگوهای استخراج، رفتار ساندویچی و نتایج مسیریابی را مطالعه کنید. این یک نوع جدید از سواد میکروساختار بازار است. در TradFi، بسیاری از آن درون مکانها و روترهای کارگزار پنهان است. در زنجیره، شما میتوانید به اندازه کافی مشاهده کنید تا آنچه در حال وقوع است را معکوسسازی کنید، حتی اگر نتوانید آن را متوقف کنید.
بنابراین وقتی مردم میگویند ارزهای دیجیتال «دموکراتیک» تجارت را کردهاند، این قویترین نسخه ادعا است. خردهفروشی به یک کلاس از دادههای وضعیت بازار و جریانهای تحلیلی دسترسی پیدا کرد که صندوقهای پوشش ریسک در سال 2015 نداشتند، حداقل نه به صورت استاندارد و عمومی. نکته این است که مزیت موقتی است اگر شما مهارت نداشته باشید.
هنگامی که نهادها همان ابزارها را اتخاذ کنند، لبه دوباره فشرده میشود.یادآوری: Dune (تأسیس 2018) تجزیه و تحلیل بازار عمومی مبتنی بر SQL را در اتریوم عادی کرد. این مخالف مدل قدیمی است که در آن تحلیل در پشت ترمینالها و درون شرکتها زندگی میکرد.انقلاب تجارت خردهفروشی و دموکراتیزه کردن تجارت
انقلاب تجارت خردهفروشی اغلب به عنوان داستانی درباره کمیسیونهای صفر و اپلیکیشنهای شیک روایت میشود. این واقعی است، اما ناقص است. تغییر عمیقتر این است که مانع از اعتبار به مهارت منتقل شده است. در دنیای قدیم، شما به دسترسی نیاز داشتید. در دنیای جدید، شما به مهارت نیاز دارید.
این دموکراتیزه کردن تجارت است که واقعاً مهم است.راهاندازی Robinhood در سال 2013 و سقوط کمیسیون صفر در اکتبر 2019، زمانی که کارگزارانی مانند Schwab، TD Ameritrade و Fidelity قیمتگذاری را در عرض چند روز تطبیق دادند، هزینه قابل مشاهدهای را حذف کرد. اما ارزهای دیجیتال هزینه متفاوتی را حذف کردند. آنها هزینه دیدن برخی از انواع حقیقت بازار را حذف کردند. اگر شما میتوانید یک دفتر کل عمومی را جستجو کنید، نیازی به کارگزار ندارید تا به شما بگوید چه اتفاقی افتاده است.این همچنین تغییر داد که چه کسی شرکت میکند. مناطق زمانی اکنون مهم هستند زیرا بازارهای ارز دیجیتال 24/7 به همان شیوهای که نیویورک باز و بسته میشود، امتیاز نمیدهند. یک معاملهگر در آسیا میتواند به اندازه یک معاملهگر در ایالات متحده «به موقع» باشد اگر آنها ابزار و انضباط داشته باشند. اندازه سرمایه نیز به طور متفاوتی مهم است. مکانهای زنجیرهای به بازیکنان کوچک اجازه میدهند به بازارها و استراتژیهایی دسترسی پیدا کنند که قبلاً به روابط کارگزاری اصلی نیاز داشتند، حتی اگر کیفیت اجرا و هزینهها هنوز هم با پیچیدگی مقیاس میشوند.
ظهور تحلیلگر ناشناس زنجیرهای یک تغییر فرهنگی واقعی است. در TradFi، اعتبار اغلب به نهاد و عنوان مربوط میشود. در ارزهای دیجیتال، اعتبار میتواند به سابقه خوانشهای صحیح، داشبوردهای خوب و تحلیلهای تمیز مربوط باشد. این مهارتمحور است. این به طور خودکار عادلانه نیست، اما کمتر به اعتبار وابسته است.
نکته عملی این است که قدرت جدید خردهفروشی با روشهای جدیدی برای برداشت همراه است. اگر شما نتوانید محدودیتهای ریسک و هشدارها را در یک محیط 24/7 خودکار کنید، شما به نقدینگی برای کسی تبدیل میشوید که میتواند. اگر شما شفافیت زنجیرهای را به عنوان «من میتوانم همه چیز را ببینم» در نظر بگیرید، شما روایتها را به دادههای جزئی بیش از حد تطبیق میدهید. اگر شما فرض کنید که اجرا در زنجیره خنثی است، شما مالیات MEV را پرداخت خواهید کرد.
بنابراین بله، مشارکت گسترش یافت. اما بازار به یک خیریه تبدیل نشد. این به نوع دیگری از عرصه رقابتی تبدیل شد که برندگان اغلب کسانی هستند که سواد داده را با سواد اجرا ترکیب میکنند.
یادآوری: قیمتگذاری بدون کمیسیون در عرض چند روز در اکتبر 2019 در میان کارگزاران بزرگ ایالات متحده گسترش یافت. هزینههای صریح کاهش یافت، اما هزینههای ضمنی مانند لغزش و انتخاب معکوس هنوز هم نتایج را تعیین میکنند.
تجارت TradFi در مقابل DeFi: چه چیزی واقعاً تغییر نکرده است
محور اعتبار پذیرفتن این است که چه چیزی تغییر نکرده است. تجارت TradFi در مقابل DeFi در سطح ظاهری متفاوت به نظر میرسد، اما بازی اصلی آشنا است. روانشناسی هنوز نمایش را اداره میکند. نقدینگی هنوز متمرکز میشود. سازندگان بازار هنوز بهترین مکانها را غالب میکنند. لبه اطلاعات هنوز برنده است. ارزهای دیجیتال توزیع اطلاعات را تغییر دادند، نه وجود مزیت.
با روانشناسی شروع کنید. ترس، طمع، تجارت خستگی، تجارت انتقامی و دنبال کردن روایتها جدید نیستند. یک دفتر کل عمومی رفتار انسانی را اصلاح نمیکند. اگر چیزی باشد، میتواند آن را تقویت کند زیرا جریان داده مداوم است و بازار هرگز بسته نمیشود.
تمرکز نقدینگی یک ثابت دیگر است. حتی با AMMها، بهترین اجرا تمایل دارد جایی متمرکز شود که تأمینکنندگان نقدینگی حرفهای فعال هستند و جایی که طراحی مکان از اسپردهای تنگ پشتیبانی میکند.
به همین دلیل است که کتابهای سفارش متمرکز بزرگ مانند Coinbase و Binance برای تجارت با نقدینگی بالا مرکزی باقی میمانند و چرا شرکتهای حرفهای مانند Jump، Jane Street، Wintermute و Flow Traders به عنوان پلهایی بین سازندگی بازار به سبک TradFi و مکانهای ارز دیجیتال مهم هستند.
AMMها کتابهای سفارش را نکشتند. آنها فضای طراحی را گسترش دادند. آنها برای برخی داراییها و رژیمها، به ویژه بازارهای طولانیمدت که یک کتاب سفارش خالی خواهد بود، عالی هستند. اما زمانی که به اسپردهای تنگ و نقدینگی عمیق نیاز دارید، کتابهای سفارش با سازندگان بازار حرفهای سخت است که شکست بخورند.
عدم تقارن اطلاعات نیز ناپدید نشد. این جابجا شد. شفافیت زنجیرهای به این معنی است که شما میتوانید تراکنشها و تغییرات وضعیت را ببینید. این به این معنی نیست که شما میتوانید نیت را ببینید. این به این معنی نیست که شما میتوانید موقعیتهای خارج از زنجیره، داخلیسازی یا تمام قرارگیری یک بازیکن بزرگ که در حال هج کردن در مکانها است را ببینید. برچسبگذاری کیف پول کمک میکند، اما هویت نیست. معاملهگری که فرض میکند «من میتوانم همه چیز را ببینم» معاملهگری است که شگفتزده میشود.
سپس اجاره جدید وجود دارد. در TradFi، شما برای ترمینالها، دادهها و روابط هزینه میکردید. در ارزهای دیجیتال، شما اغلب از طریق اجرا هزینه میکنید. MEV، توالی و زیرساختها ایستگاههای عوارض جدید هستند. به همین دلیل است که «ارزهای دیجیتال بازارها را عادلانه کردند» یک تصور غلط است که مردم را میسوزاند. بازار برخی دادهها را عمومی کرد، سپس از شما در لایههای بین کلیک شما و پر کردن آن هزینه میگیرد.
یادآوری: دلالان ناپدید نشدند. آنها چرخش کردند. ترمینالها و کارگزاران ایستگاههای عوارض قدیمی بودند. MEV و توالی ایستگاههای عوارض جدید هستند.
آینده تجارت: سیستمهای عاملی، بازارهای پیشبینی و سهام توکنیزه شده
آینده تجارت یک چیز نیست. این همگرایی اتوماسیون، مکانهای جدید و نمایشهای جدید داراییها است. سهم ارزهای دیجیتال این است که یک لایه تسویه برنامهپذیر و یک لایه داده عمومی فراهم میکند. این ترکیب یک زیرساخت طبیعی برای سیستمهای عاملی، بازارهای پیشبینی و سهام توکنیزه شده است.
تجارت عاملی و مبتنی بر هوش مصنوعی در جایی مهمتر خواهد بود که بازار همیشه فعال باشد و دادهها قابل خواندن توسط ماشین باشند. بازارهای ارز دیجیتال 24/7 بهترین نیروی محرکه هستند. انسانها نمیتوانند هر مکان، هر زنجیره، هر استخر، هر کتاب پرپ، هر نرخ تأمین مالی و هر زنجیره تصفیه را زیر نظر داشته باشند. سیستمها میتوانند.
لبه کمتر درباره اختراع یک نشانگر جدید و بیشتر درباره ساخت عوامل قوی است که میتوانند دادههای زنجیرهای و مکان را جذب کنند، محدودیتهای ریسک را اعمال کنند و بدون اینکه مورد سوءاستفاده قرار گیرند، اجرا کنند.
بازارهای پیشبینی یک مرز دیگر هستند زیرا اطلاعات را به یک ابزار قابل معامله به طور مستقیم تبدیل میکنند. پیامد عملی فلسفی نیست. این میکروساختاری است. اگر یک بازار پیشبینی مایع و به خوبی طراحی شده باشد، به یک تجمیعکننده واقعی زمان واقعی از باورها تبدیل میشود. معاملهگران آن را در برابر بازارهای مرتبط آربیتراژ میکنند و محققان آن را برای سیگنالها استخراج میکنند.
سهام توکنیزه شده روایت پل است. تأیید ETF بیتکوین نقطهای ایالات متحده در 10 ژانویه 2024 یادآوری میکند که پوششهای نهادی میتوانند قرار گرفتن در معرض ارزهای دیجیتال را به ریلهای سنتی بیاورند. سهام توکنیزه شده در جهت دیگر فشار میآورد و داراییهای سنتی را به ریلهای برنامهپذیر میآورد. بخش نامشخص ساختار بازار و مقررات است. میزان همگرایی سهام توکنیزه شده با زیرساختهای سنتی یا باقی ماندن جدا از آن هنوز مشخص نیست.
تجارت مبتنی بر نیت و کتابهای سفارش زنجیرهای نیز بخشی از نگاه به جلو هستند زیرا مستقیماً به مشکل MEV هدفگذاری میکنند. اگر اجرا خصمانه باشد زیرا نیت شما افشا شده است، پس طراحیهایی که نیت را پنهان یا دستهبندی میکنند، یا قوانینی که توالی را تغییر میدهند، از نظر اقتصادی معنادار میشوند. بازار به آزمایش ادامه خواهد داد زیرا جایزه بزرگ است. MEV قبلاً ثابت کرده است که اجاره واقعی برای استخراج وجود دارد.
بهترین شرط عملی این است که لبه به سمت بالا ادامه مییابد. دادههای خام ارزانتر میشوند. ابزارها استانداردتر میشوند. مزیت در تیمها و معاملهگرانی متمرکز میشود که میتوانند مهندسی داده، آگاهی از میکروساختار و کیفیت اجرا را در هر دو مکان TradFi و DeFi ادغام کنند.
یادآوری: با تبدیل دادههای زنجیرهای به کالا، لبه دوباره تغییر میکند، از دیدن دفتر کل به ساخت سیستمهایی که آن را تفسیر میکنند و به طور ایمن در شرایط خصمانه اجرا میکنند.
منابع
بلومبرگ
کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده
کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده
DTCC
Uniswap
Dune
فلشباتس
پرسشهای متداول
تجارت ارزهای دیجیتال از چه زمانی شروع شد؟
بلوک ژنسیس بیتکوین در تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۰۹ استخراج شد. اولین معامله ثبتشده و بهطور گسترده ارجاعشده BTC/USD در اکتبر ۲۰۱۰ با قیمت حدود ۰.۰۸ دلار انجام شد، هرچند که "اولین" میتواند بسته به مجموعه داده و تعریف متفاوت باشد.
دادههای معاملاتی زنجیرهای چیست و واقعاً چه چیزی را میتوانید ببینید؟
دادههای زنجیرهای رکورد عمومی معاملات و تغییرات وضعیت در یک بلاکچین هستند که میتوانید با ابزارهایی مانند Etherscan بررسی کنید یا از طریق پلتفرمهای تحلیلی مانند Dune پرسوجو کنید. شما معمولاً میتوانید انتقالها، تعاملات قرارداد و تغییرات نقدینگی را ببینید، اما نمیتوانید بهطور مستقیم نیت، موقعیتهای خارج از زنجیره یا بهطور قابلاعتماد هر مالک کیف پول را شناسایی کنید.
آیا تجارت ارزهای دیجیتال واقعاً ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته است؟
بله، مکانهای ارز دیجیتال ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته و ۳۶۵ روز سال فعالیت میکنند. این موضوع زمانبندی ریسک را تغییر میدهد زیرا هیچ بازار بستهای وجود ندارد که مجبور به بازنشانی موقعیتها شود و نوسانات میتواند در هر ساعتی رخ دهد.
آیا AMMها جایگزین دفتر سفارشات در ارزهای دیجیتال شدهاند؟
خیر. Uniswap v1 (نوامبر ۲۰۱۸) نشان داد که نقدینگی میتواند از قوانین از طریق یک AMM با محصول ثابت ایجاد شود، اما تجارت با نقدینگی بالا هنوز به شدت بر روی دفتر سفارشات صرافیهای متمرکز متمرکز است، جایی که سازندگان بازار حرفهای اسپردها و عمق تنگی را ارائه میدهند.
چگونه تجارت خردهفروشی در دهه گذشته تغییر کرده است؟
دسترسی خردهفروشی از طریق کارگزاران الکترونیکی و تغییرات قیمت گسترش یافته است، از جمله راهاندازی Robinhood در سال ۲۰۱۳ و سقوط کمیسیون صفر در اکتبر ۲۰۱۹ که در آن کارگزاران بزرگ قیمتها را در عرض چند روز تطبیق دادند. در ارزهای دیجیتال، خردهفروشی همچنین به وضعیت بازار عمومی زنجیرهای و ابزارهای تحلیلی دسترسی پیدا کرد، که لبه را به سمت تفسیر و اجرا به جای دسترسی صرف تغییر داد.
مطالب مرتبط

تجارت اخبار: یک چارچوب میز مشتقات برای عناوین کریپتو
شما در حال تجارت فاصله بین آنچه که موقعیتگیری قبلاً قیمتگذاری شده و آنچه که اخبار در مورد دسترسی، ریسک یا جریانهای نقدی تغییر میدهد، هستید.
8 دقیقه مطالعه

سیگنالهای خبری هوش مصنوعی: تبدیل تیترها به فرضیات قابل معامله در کریپتو
سیگنالهای خبری هوش مصنوعی تیترهای خبری را با فیلتر کردن ارتباط، نقشهبرداری از داراییهای تحت تأثیر و توضیح مکانیزمی که میتواند قیمت را جابجا کند، تفسیر میکند.
8 دقیقه مطالعه