
BIS: برآورد ارزش انتقال Bitcoin میتواند ۶ برابر متفاوت باشد
این مطالعه همچنین به فاصله ۴ برابری بین ارزش بازار سنتی و ارزش بازار واقعی اشاره کرد و به تفاوتهای بزرگ بین حجم استیبلکوینهای خام و تنظیمشده اشاره نمود.
محققان بانک تسویه بینالمللی میگویند که معیارهای "فعالیت" زنجیرهای که بهطور گستردهای استفاده میشوند، میتوانند بهطور قابل توجهی فعالیت اقتصادی را نادرست نشان دهند، پس از تحلیل 100 میلیارد رکورد بلاکچین در بیتکوین، اتریوم و ترون. این مقاله نشان داد که برآوردهای ارزش انتقال زنجیرهای بیتکوین میتواند بسته به نحوه اندازهگیری تراکنشها تا شش برابر متفاوت باشد.
نکات کلیدی
- بیتکوینبرآوردهای ارزش انتقال زنجیرهای میتواند بسته به روش اندازهگیری تا شش برابر متفاوت باشد و این یافته به ارزشهای انتقال زنجیرهای مربوط میشود نه حجم معاملات در صرافی.
- بانک تسویه بینالمللی گسترش را به ساختار تراکنشهای بیتکوین مرتبط دانست، بهویژه اینکه آیا خروجیهای تغییر و سایر انتقالها به فرستنده بهعنوان "ارزش منتقلشده" در نظر گرفته میشوند یا خیر.
- ارزش بازار متعارف بیتکوین در برخی مواقع تا چهار برابر بیشتر از ارزش واقعی بوده است، که هر سکه را به قیمت زمانی که آخرین بار بر روی زنجیره منتقل شده است، ارزیابی میکند.
- داشبورد تحلیل زنجیرهای ویزا نشان میدهد که در 30 روز گذشته، حجم کل استیبلکوین به 6.4 تریلیون دلار میرسد در مقابل 313.1 میلیارد دلار حجم تعدیلشده، که سری تعدیلشده برای فیلتر کردن رباتها و عملیات داخلی صرافی طراحی شده است.
BIS عددی برای خطای "فعالیت" زنجیرهای تعیین میکند: ارزش انتقال بیتکوین میتواند تا 6 برابر نوسان داشته باشد.
یک مطالعه از بانک تسویه بینالمللی سقف سختی را بر روی مشکلی که بیشتر کاربران زنجیرهای در عمل احساس کردهاند اما به ندرت آن را کمیتسازی میکنند، قرار میدهد. پس از تحلیل 100 میلیارد رکورد بلاکچین در بیتکوین،اتریوموترون، محققان نتیجهگیری کردند که شاخصهای رایج میتوانند دقیقتر از آنچه که دادههای زیرین پشتیبانی میکنند، به نظر برسند و روایتهای «فعالیت» حاصل میتواند به شدت به نحوه تعریف داشبوردها از یک انتقال حساس باشد.
عدد اصلی ارزش انتقال بیتکوین است. محققان BIS دریافتند که برآوردهای ارزشهای انتقال زنجیرهای بیتکوین میتواند بسته به روششناسی اندازهگیری تراکنش، تا شش برابر متغیر باشد. این مقاله به وضوح بیان میکند که چه چیزی را پوشش میدهد و چه چیزی را پوشش نمیدهد: این موضوع به ارزشهای انتقال زنجیرهای مربوط میشود، نه حجم معاملات در صرافیهای ارزهای دیجیتال.
این تمایز مهم است زیرا ارزش انتقال اغلب به عنوان یک نماینده برای «جریانها» و «استفاده» در نظرات بازار استفاده میشود و به طور مکرر به گونهای خوانده میشود که گویی یک اندازهگیری تمیز از تولید اقتصادی است. هشدار محققان BIS این است که اینطور نیست. «معیارهایی مانند حجم تراکنشها، ارزش بازار وکل ارزش قفل شدهاغلب درجهای از دقت را پیشنهاد میدهند که توسط ماهیت دادههای زیرین پشتیبانی نمیشود،» آنها نوشتند.
مکانیکهای بیتکوین پشت شکاف: خروجیهای تغییر و انتقالهای خودی
پراکندگی ششبرابری به عنوان یک پدیده آماری مرموز مطرح نمیشود. بانک تسویهحسابهای بینالمللی آن را به ساختار تراکنشهای بیتکوین مرتبط میکند و بهطور خاص به نحوهای که روشهای اندازهگیری خروجیهای تغییر و سایر انتقالات به فرستنده را بررسی میکنند، اشاره دارد.
از نظر مکانیکی، یک هزینه معمولی بیتکوین اغلب چندین خروجی ایجاد میکند. یک خروجی پرداخت به دریافتکننده است و خروجی دیگر، وجوه خرجنشده را به فرستنده به عنوان "باقیمانده" برمیگرداند. در زنجیره، آن باقیمانده هنوز یک خروجی با ارزش است و بسته به روششناسی، میتواند به عنوان ارزش "انتقال یافته" محسوب شود، حتی اگر نمایانگر وجوهی باشد که به طرف اقتصادی دیگری منتقل نمیشود.
BIS این شکاف را به عنوان بازتابدهنده تفاوتهای بین روشهای اندازهگیری توصیف میکند، از جمله اینکه آیا خروجیهای ارسالکننده-بازگشتی خالص شدهاند یا خیر. اگر یک داشبورد ارزش تولید ناخالص را محاسبه کند، میتواند ارزش انتقال را با در نظر گرفتن حسابداری داخلی به عنوان فعالیت خارجی افزایش دهد. اگر سعی کند خودانتقالها و تغییرات را حذف کند، میتواند یک سری بسیار پایینتر تولید کند که به مفهوم "پرداختها به دیگران" نزدیکتر باشد.
برای معاملهگران، نتیجه عملی این است که افزایش در "ارزش انتقال BTC" میتواند به اندازه یک رویداد بازار، یک رویداد روششناختی باشد، بهویژه زمانی که ارائهدهندگان تعاریف را تغییر میدهند، هوریستیکها را اضافه میکنند یا نحوه خوشهبندی آدرسها را تغییر میدهند.
بسته شامل نامهای خاص روشها یا بازه زمانی که در آن حداکثر شش برابر گسترش مشاهده شده است، نمیباشد که این موضوع خوانندگان را با اندازهگیری مواجه میکند اما مجموعه مقایسه دقیق را ارائه نمیدهد.
سیگنالهای ارزش بازار مصون نیستند: ارزش بازار متعارف در مقابل ارزش بازار واقعی تا ۴ برابر متفاوت شده است
مقاله BIS همان انتقاد را به سیگنالهای مبتنی بر ارزش بازار گسترش میدهد، جایی که وسوسه این است که یک عدد واحد به عنوان ارزش "در معرض خطر" در زنجیره در نظر گرفته شود. محققان دریافتند که ارزش بازار متعارف بیتکوین در برخی مواقع تا چهار برابر بیشتر از ارزش بازار واقعی بوده است.
سرمایه واقعی با ارزیابی هر سکه به قیمت زمانی که آخرین بار در زنجیره حرکت کرده است محاسبه میشود، نه با ارزیابی تمام عرضه به قیمت فعلی بازار. معاملهگران اغلب از سرمایه واقعی به عنوان ابزاری برای رژیم و به عنوان معیاری برای هزینه پایه دارندگان استفاده میکنند، زیرا این روش سکههای خوابیده را بهطور متفاوتی از سکههایی که به تازگی دست به دست شدهاند وزندهی میکند.
چهار برابرانحرافتفاوت بین سرمایه بازار متعارف و سرمایه بازار واقعی یادآور این است که این دو معیار به سوالات متفاوتی پاسخ میدهند. سرمایه بازار متعارف یک تصویر لحظهای از کل عرضه در قیمت کنونی است. سرمایه بازار واقعی نزدیکتر به یک معیار "آخرین قیمتگذاری در زنجیره" است، که میتواند نسبت به سرمایه بازار مبتنی بر قیمت لحظهای تأخیر و فشردگی داشته باشد زمانی که بخشهای بزرگی از عرضه غیرفعال هستند.
یافتههای BIS بهعنوان حداکثر "در برخی مواقع" بدون تاریخ یا رژیمهای بازار که در آن رخ داده است، ارائه شده است، بنابراین بزرگی آن واضح است اما زمینه تاریخی آن مشخص نیست. با این حال، جهت ریسک واضح است: استفاده از سقف متعارف بهعنوان جایگزینی برای ارزش اقتصادی فعال میتواند پایه را نسبت به آنچه واقعاً در زنجیره قیمتگذاری شده است، بیش از حد نشان دهد.
چه چیزی را در داشبوردها باید نظارت کرد: افشای حجم و روششناسی "تنظیمشده" استیبلکوینها
نکته کلی مقاله BIS این است که انتخابهای اندازهگیری یک پاورقی نیستند. آنها محصول هستند. این موضوع بهویژه در استیبلکوینها قابل مشاهده است، جایی که همانداراییمیتواند مانند یک بخش DeFi در یک زنجیره و یک راه پرداخت در زنجیرهای دیگر عمل کند.
محققان USDT بر روی اتریوم را به عنوان ارتباط نزدیکتری با فعالیتهای DeFi توصیف کردند، در حالی که USDT بر روی ترون بیشتر با مقاصد پرداختی و ذخیره ارزش مرتبط بود. آنها همچنین به یک انحراف چشمگیر در داراییهای قراردادهای هوشمند اشاره کردند: سهم USDT نگهداری شده توسطقراردادهای هوشمنددر سال 2022، فعالیت در Ethereum بیش از 20% بود، در حالی که در Tron حدود 1% بود.
بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) استدلال کرد که تجمیع فعالیت USDT در بلاکچینها میتواند انواع مختلف فعالیتهای اقتصادی را با هم ترکیب کند.
یک مثال عینی از "عدد سرخط در مقابل برآورد فیلتر شده" در داشبورد تحلیلهای آنچین ویزا قابل مشاهده است که با دادههای Allium Labs پشتیبانی میشود. ویزا حجم کل و حجم تنظیم شده تراکنشهای استیبلکوین را نمایش میدهد و میگوید که روششناسی تنظیم شدهاش هدفش حذف اختلالات احتمالی ناشی از معاملات با فرکانس بالا، رباتها، مسیریابی پل و عملیات داخلی صرافیها است.
این داشبورد در حال حاضر ۶.۴ تریلیون دلار حجم کل تراکنشهای استیبلکوین را در شبکههای ردیابی شده در ۳۰ روز گذشته نشان میدهد، در مقایسه با ۳۱۳.۱ میلیارد دلار حجم تنظیم شده.
برای معاملهگران که داشبوردها را مقایسه میکنند، بررسیهای فوری بیشتر جنبههای رویهای دارند تا فلسفی. اول، اینکه آیا یک ارائهدهنده نحوه برخورد خود با خروجیهای تغییر بیتکوین و سایر انتقالهای خود را در معیارهای ارزش انتقال افشا میکند و آیا سریهای ارزش انتقال BTC رقیب به هم نزدیک میشوند یا به طور گستردهای پراکنده باقی میمانند.
دوم، اینکه آیا حجم استیبلکوین به عنوان کل یا تنظیمشده گزارش میشود و آیا ارائهدهنده مشخص میکند که چه چیزی را فیلتر میکند. سوم، اینکه آیا شاخصهای USDT خاص زنجیره هستند و رفتارهای مرتبط با DeFi اتریوم را از جریانهای پرداختی مرتبط با ترون جدا میکنند، به جای اینکه آنها را به یک مجموع کل زنجیرهای واحد تبدیل کنند.
خوانش من: به معیارهای آنچین به عنوان دامنهها نگاه کنید، نه برآوردهای نقطهای
جزئیات مربوط به بایگانی این است که BIS نمیگوید دادههای آنچین بیفایده هستند. آنها میگویند نمودارهایی که بیشترین معامله را دارند، اغلب تعاریفی هستند که به عنوان اندازهگیریها تظاهر میکنند و زبان خود مقاله به وضوح بیان میکند که این شاخصها باید به عنوان "تقریبهای پر سر و صدا به جای اندازهگیریهای مستقیم فعالیت اقتصادی" در نظر گرفته شوند.
آستانهای که اهمیت دارد این است که آیا ارائهدهندگان تحلیل شروع به انتشار جزئیات کافی از روششناسی میکنند که دو معاملهگری که به "ارزش انتقال" نگاه میکنند، حداقل درباره همان شیء صحبت میکنند.
اگر استاندارد افشای این اطلاعات سختتر شود و سریها شروع به همگرایی کنند، معیارهای آنچین به ابزارهای عملیاتیتر به عنوان ابزارهای رژیم تبدیل میشوند نه سوخت روایت، و تا آن زمان مزیت عملی این است که آنها را به عنوان دامنههایی با فرضیات صریح در نظر بگیریم، نه برآوردهای نقطهای با دقت کاذب.