
آرکهام، ارتباط لازاروس با فروش ۳۰ میلیون دلاری BTC را فاش…
درآمدها به ETH و SOL تبدیل و به Kraken، LBank و KuCoin ارسال شد در حالی که ترامپ از یک مسیر "کاملاً مطابق" تحت رهبری CFTC صحبت میکرد.
کیفپولهایی که آرکهام به عنوان مرتبط با گروه لازاروس کره شمالی شناسایی کرده، در سه هفته گذشته بیش از ۳۰ میلیون دلار بیتکوین در هایپرلیکوید فروختهاند و سپس عواید را به اتریوم و سولانا تبدیل کرده و قبل از ارسال وجوه به صرافیهای متمرکز، چرخش دادهاند.
این جریانها در یک زمان نامناسب برای یک غول دائمی کیفپول به تجارت قرار میگیرد که دولت ترامپ به طور علنی درباره آوردن آن به محدوده نظارتی ایالات متحده از طریق کمیسیون معاملات آتی کالاها بحث کرده است.
نکات کلیدی
- کیفپولهایی که آرکهام به عنوان مرتبط با گروه لازاروس کره شمالی شناسایی کرده، بیش از ۳۰ میلیون دلار در بیتکوین در هایپرلیکوید در سه هفته گذشته (نسبت به ۳۱ اوت ۲۰۲۶) فروختهاند.
- عایدات فروش بیتکوین برای خرید اتریوم و سولسپس به صرافیهای متمرکز از جمله Kraken، LBank و KuCoin منتقل شد.
- رئیسجمهور دونالد ترامپ در آگوست ۲۰۲۶ گفت که کالاآتیهارئیس کمیسیون تجارت مایک سلیگ در حال کار بر روی راهی برای ورود هایپرلیکویید به ایالات متحده "به صورت کاملاً مطابق با قوانین و قانونی" بود.
- دادههای DefiLlama نشان میدهد که هایپرلیکوید بالای ۵ تریلیون دلار در مجموع قرار دارد.فیوچرز دائمیحجم، حدود ۱۳.۳ میلیارد دلار درمنافع بازو به طور تقریبی ۲۰۵ میلیارد دلار حجم پرپ در ۳۰ روز گذشته.
ردیابیهای آرکهام فروش بیتکوین لازاروس از طریق هایپرلیکوید و به سمت صرافیهای متمرکز
تحلیلهای بلاکچین آرکهام یک خوشه از کیفپولهای مرتبط با گروه لازاروس کره شمالی را به فروش بیش از 30 میلیون دلار بیتکوین که در سه هفته گذشته از طریق هایپرلیکوید انجام شده، مرتبط کرده است، نسبت به 31 اوت 2026.
این فعالیت به عنوان رفتارهای تجاری و تصفیهارائه شده است، نه یک سوءاستفاده از پروتکل، و به طور کامل در دستهای قرار میگیرد که ناظران بیشتر به آن اهمیت میدهند: بازیگران تحریمشده که از زیرساختهای بازار مایع برای تبدیل و جابجایی ارزش استفاده میکنند.
مسیر ردیابی شده در سطح دفاتر عمومی که میتوانند پشتیبانی کنند، ساده است. پس از فروش بیتکوین در هایپرلیکوید، کیفپولها از عواید برای خرید اتریوم (ETH) و سولانا (SOL) استفاده کردند و سپس این داراییهارا به صرافیهای متمرکز از جمله کراکن، البانک و کوکوین منتقل کردند.
آنچه مشخص نیست، بخشی است که برای اجرای قانون و ریسک مکان مهم است. هویتهای پشت حسابهای صرافی متمرکز دریافتکننده مشخص نشدهاند و مشخص نیست که آیا صرافیها از منشاء وجوه آگاه بودند یا خیر. هایپرلیکوید به درخواستهای اظهار نظر در زمان انتشار پاسخ نداد و این سوال بیپاسخ ماند که آیا کنترلی، اگر وجود داشته باشد، بر کیفپولهای مرتبط با لازاروس اعمال شده است.
کیفپولهایی که آرکهام به لازاروس مرتبط کرد، نخستین بار توسط محقق زنجیرهای زکاکسبیتی در سال 2024 علامتگذاری شدند و ردیابی فعلی بر اساس آن پیوندها ساخته شده است. این مهم است زیرا این موضوع را به عنوان ادامه خوشههای کیفپول شناخته شده به جای یک ادعای انتساب کاملاً جدید قاب میکند.
یک غول کیفپول به تجارت پرپس با سیاستهای 'داخلیسازی' ایالات متحده ملاقات میکند
زمانبندی داستان است. هایپرلیکوید فقط یک مکان دیگر نیست که وجوه تحریمی به آن رسیده است، بلکه اکنون به عنوان یک مکان در کنار ایالات متحده مورد بحث قرار میگیرد.معاملات مشتقهنظارت، و این تغییر میدهد که چگونه یک حادثه عدم تطابق به سرعت به یک مشکل ساختار بازار تبدیل میشود.
در یک رویداد کاخ سفید در اوایل اوت 2026، ترامپ گفت که مایک سلیگ، رئیس کمیسیون معاملات آتی کالا، در حال کار بر روی مسیری برای وارد کردن هایپرلیکوید به ایالات متحده "به صورت کاملاً مطابقت و قانونی" است.
این اظهارنظر با تلاشهای گستردهتر دولت برای کشاندن کسبوکارهای رمزارز که به طور تاریخی در خارج از کشور فعالیت کردهاند به نظارت مقرراتی ایالات متحده همخوانی دارد، اما همچنین انگیزهای کوتاهمدت برای منتقدان و بازیگران موجود ایجاد میکند تا هرگونه در معرض تحریم بودن را به عنوان شواهدی از این که مدل فعلی پلتفرم با کنترلهای سبک ایالات متحده سازگار نیست، نشان دهند.
شرکت اصلی توسعه هایپرلیکوید به عنوان هایپرلیکوید لبز مستقر در سنگاپور توصیف شده است. هر مسیری به ایالات متحده از طریق مکانیزمهایی که مکانهای مشتقه را اداره میکنند، انجام میشود: قوانین مربوط به ثبتنام صرافی، حفاظت از مشتریان، نظارت بر بازار و الزامات تحریم و ضد پولشویی که پس از آنکه یک پلتفرم به عنوان بخشی از محدوده نظارتی در نظر گرفته شود، به آن متصل میشود.
این همچنین در میان نظارتهای شدید از سوی اپراتورهای بازار سنتی قرار دارد. اوایل سال 2026، گروه CME و بورس بینالمللی از مقامات ایالات متحده خواستند که هایپرلیکوید را مورد بررسی قرار دهند و هشدار دادند که ممکن است به تسهیل دستکاری بازار و فرار از تحریمها کمک کند.
گروه CME همچنین از کمیسیون معاملات آتی کالا شکایت کرده است تا تلاشهای نهاد نظارتی برای هموار کردن راه برای ارائه معاملات آتی دائمی رمزارز در پلتفرمهای تجاری ایالات متحده را مسدود کند، یادآوری که "انتقال به داخل" فقط یک تمرین تطابق نیست، بلکه یک مبارزه رقابتی است که در آن مشخص میشود چه کسی میتواند معاملات دائمی را تحت چه قوانین فهرست کند.
چرا مقیاس و مدل دسترسی هایپرلیکوید ریاضیات تطابق را تغییر میدهد
مقیاس هایپرلیکوید چیزی است که این موضوع را از یک داستان جریان غیرقانونی به یک سوال زنده درباره اینکه چگونه غربالگری تحریمها در یک بازار مشتقه با حجم بالا کار میکند، تبدیل میکند. دادههای DefiLlama هایپرلیکوید را با بیش از 5 تریلیون دلار در حجم معاملات آتی دائمی تجمعی، حدود 13.3 میلیارد دلار در علاقه باز و تقریباً 205 میلیارد دلار در حجم معاملات دائمی در 30 روز گذشته ذکر کرده است.
معاملات آتی دائمی محصولی است که اهرم، نقدینگی و مکانیکهای تصفیه را در یک مکان متمرکز میکند و علاقه باز عددی است که به شما میگوید در یک لحظه خاص چقدر ریسک روی میز است. وقتی یک پلتفرم حدود 13.3 میلیارد دلار در علاقه باز دارد، طرفهای مقابل و نهادهای نظارتی تمایل دارند که شکستهای عملیاتی و تطابقی را به عنوان مشکلات زیرساختی سیستماتیک در نظر بگیرند، نه به عنوان عجیب و غریبهای حاشیهای DeFi.
قطعه دیگر دسترسی است. هایپرلیکوید به عنوان اجازهدهنده به کاربران برای اتصال کیف پولهای رمزارز به طور مستقیم و معامله بدون باز کردن حساب یا انجام بررسیهای سنتی شناسایی مشتری توصیف شده است.
این طراحی بخشی از دلیل رشد سریع این مکان است، اما همچنین نقطه اصطکاک دقیقی برای هر روایت "کاملاً مطابقت" ایالات متحده است، زیرا تطابق با تحریمها در عمل معمولاً در زمان ورود، در کنترلهای حساب و در توانایی مسدود کردن یا فریز کردن فعالیتهای مرتبط با نهادهای تعیین شده اجرا میشود.
یک پرونده Bitwise در مه 2026 برای یک محصول سرمایهگذاری پیشنهادی مرتبط با توکن HYPE هایپرلیکوید، موضوع را به زبان ساده بیان کرد. این پرونده خطر مواجهه با تحریمها را شناسایی کرد و اشاره کرد که توسعهدهندگان و اپراتورها نمیتوانند کاربران را که بهطور مستقیم با بلاکچین تعامل دارند، مجبور به گذراندن KYC، ضد پولشویی یا غربالگری تحریمها کنند، به این معنی که ممکن است شبکه توسط بازیگران تحریمشده مورد استفاده قرار گیرد.
این افشای ریسک کمتر شبیه به متنهای استاندارد به نظر میرسد زمانی که آرکهام در حال ردیابی کیفپولهای مرتبط با لازاروس است که بهطور فعال BTC را در این مکان میفروشند و عواید را به جلو هدایت میکنند. سوال مربوط به انطباق دیگر انتزاعی نیست. این به این مربوط میشود که آیا یک مکان مبتنی بر کیفپول میتواند بهطور معتبر ادعا کند که کنترلهای با استاندارد ایالات متحده را دارد بدون اینکه تجربه کاربری که آن را رقابتی کرده تغییر دهد.
آنچه که کراکن، البانک و کوکوین گفتند — و محدودیتهای دید روی زنجیره
صرافیهای متمرکزی که در جریان ردیابی شده نام برده شدهاند، به یک نکته آشنا تکیه کردهاند: دادههای بلاکچین عمومی میتوانند واریزها و انتقالات را نشان دهند، اما نمیتوانند نشان دهند که پس از ورود وجوه به یک صرافی چه اتفاقی میافتد.
یک سخنگوی Kraken گفت: "رعایت قوانین اساس نحوه عملکرد ماست. Kraken یک برنامه رعایت قوانین در سطح جهانی را حفظ میکند، از جمله همکاری با ارائهدهندگان پیشرو در تحلیل بلاکچین که بهطور مداوم فعالیتهای زنجیرهای را زیر نظر دارند. این کنترلها بهگونهای طراحی شدهاند که هر دارایی مرتبط با کیفپولهای تحریمی را قبل از ورود به پلتفرم ما شناسایی و مسدود کنند."
LBank اعلام کرد که از ابزارهای تطابق استاندارد صنعتی برای نظارت مستمر استفاده میکند و تأکید کرد که این صنعت "به طور ذاتی چندسکویی، چند زنجیرهای و چند حوزهای" است و افزود که خطرات اغلب توسط هیچ پلتفرم واحدی ایجاد نمیشوند یا به طور مستقل قابل حل نیستند.
کوکوین گفت که نمیتواند فعالیت کیف پول تحریمی را تأیید یا در مورد آن اظهارنظر کند مگر اینکه دادههای زیرین را ببیند. همچنین محدودیتهای زنجیرهای را به وضوح بیان کرد: "ما همچنین اشاره میکنیم که دادههای عمومی زنجیرهای حرکت داراییها را منعکس میکند اما لزوماً تصویر کاملی از اقدامات انطباقی که توسط یک پلتفرم متمرکز پس از رسیدن داراییها به پلتفرم انجام میشود، ارائه نمیدهد.
اقداماتی مانند محدودیتهای حساب، گزارشدهی نظارتی یا سایر اقدامات کنترل ریسک ممکن است در سطح حساب یا پلتفرم انجام شود و ممکن است تنها از دادههای عمومی بلاکچین قابل مشاهده نباشد." نماینده گفت.
این بیانیهها شرایط مرزی را برای آنچه میتوان از ردیابی نتیجهگیری کرد، تعیین میکنند. رکورد زنجیرهای تأیید میکند که داراییها از کیفپولهای مرتبط با لازاروس از طریق هایپرلیکوید و سپس به مکانهای متمرکز منتقل شدهاند. این موضوع مشخص نمیکند که آیا حسابهای دریافتکننده مسدود شده بودند، آیا گزارشهای فعالیت مشکوک ثبت شده بودند، یا اینکه آیا در نهایت وجوه بهفیاتیا دوباره جابجا شد.
فاصلههای حلنشده همانهایی هستند که در صورت تبدیل شدن این موضوع به یک مبارزه سیاسی اهمیت خواهند داشت: چه کسی حسابهای دریافتی را کنترل میکرد، آیا صرافیها به موقع خطر منبع را تشخیص دادند تا واریزها را مسدود کنند و آیا هایپرلیکوید تدابیر کاهش تحریمها را برای دسترسی مبتنی بر کیف پول در نظر داشت. عدم پاسخگویی هایپرلیکوید این سوال آخر را باز میگذارد.
جریانهای مرتبط با لازاروس در هایپرلیکوید در میان پیشرفتهای آینده
مرحلههای بعدی رویهای هستند، نه بلاغی. اگر کمیسیون معاملات آتی کالا به یک مسیر که "کاملاً مطابق و قانونی" است جدی باشد، بازار باید ببیند که این در عمل برای یک مکان توصیف شده به عنوان اجازه تجارت بدون KYC سنتی چه معنایی دارد.
اولین سیگنال ملموس میتواند بیانیههای پیگیری یا راهنماییهای منتشر شده از کمیسیون معاملات آتی کالا یا از رئیس مایک سلیگ باشد که کنترلهای مورد نیاز و چارچوب نظارتی در حال بررسی را توصیف میکند. بدون آن، "انتقال به داخل" همچنان یک تیتر سیاسی باقی میماند تا یک طرح انطباق.
سیگنال دوم این است که آیا هایپرلیکوید یا هایپرلیکوید لبز پس از امتناع از اظهار نظر در این مورد، تحریمها و تدابیر ضد پولشویی را افشا میکنند یا خیر. غربالگری کیف پول، جغرافیایی کردن و سایر کنترلها دستههای واضحی هستند، اما سوال واقعی این است که آیا هیچ تدبیری در نقطه تجارت برای مدل کیف پول به مکان قابل اجرا است.
سوم، معاملهگران باید انتظار ردیابی بیشتری داشته باشند. آرکهام یا سایر تحلیلگران میتوانند بهروزرسانی کنند که آیا فعالیتهای مرتبط با لازاروس از طریق هایپرلیکوید ادامه دارد و آیا انتقالهای اضافی در صرافیهای متمرکز فراتر از مکانهای شناسایی شده قبلی انجام میشود یا خیر.
در نهایت، هرگونه سیگنال انطباق یا اجرایی از کراکن، البانک و کوکوین احتمالاً تنها بهطور جزئی در زنجیره قابل مشاهده خواهد بود. محدودیتهای حساب، گزارشدهی نظارتی و اقدامات ریسک داخلی عمدتاً خارج از دفتر هستند، که به این معنی است که سوابق عمومی ممکن است ناقص بماند حتی اگر اقدامات معناداری انجام شده باشد.
نظر من: اپیزود لازاروس به یک آزمون فشار de facto برای هر مسیر CFTC تبدیل میشود.
خود جریان بخشی نیست که مردم باید آن را نادرست تفسیر کنند. بازیگران تحریمشده به طور مداوم به مکانهای مایع دسترسی دارند و ردیابی در زنجیره اغلب تمیزتر از واقعیت انطباق به نظر میرسد زیرا در واریز متوقف میشود.آدرس.
بخشی که شرایط را تغییر میدهد این است که این موضوع در حالی مطرح شده که کاخ سفید به طور عمومی یک مسیر تحت رهبری کمیسیون معاملات آتی کالا برای آوردن هایپرلیکوئید به داخل مرزهای ایالات متحده را بررسی میکند، که به طور مؤثری سوالی را مطرح میکند که مقامات همیشه ابتدا میپرسند: دقیقاً کجا کنترلها متصل میشوند وقتی کاربر فقط یک کیف پول است.
آستانهای که مهم است این است که آیا "کاملاً مطابق و قانونی" به معنای یک پوشش دور محصول موجود است یا طراحی مجدد محصولی که دسترسی را تغییر میدهد. اگر مسیر یک پوشش باشد، نقطه استرس در زمان تعامل، بررسی تحریمها است، زیرا توصیف فعلی مدل هایپرلیکوئید به افتتاح حساب یا KYC سنتی وابسته نیست.
اگر مسیر یک طراحی مجدد باشد، نقطه استرس به این تغییر میکند که آیا محل میتواند نقدینگی و پروفایل رشد خود را در حالی که انواع کنترلهای مشتری که بازارهای مشتقات ایالات متحده انتظار دارند، اضافه کند، حفظ کند.
دو سناریوی قابل قبول در کوتاهمدت وجود دارد. در اولین سناریو، کمیسیون معاملات آتی کالا یا رئیس آن راهنماییهای مشخصی ارائه میدهد که روشن میکند چه کنترلهایی لازم است و هایپرلیکوئید با کاهشهای خاصی که میتوانند در برابر اپیزود لازاروس ارزیابی شوند، پاسخ میدهد.
در سناریوی دوم، راهنمایی مبهم باقی میماند، هایپرلیکوئید ساکت میماند و این به مهمات برای صرافیهای موجود و اپراتورهای بازار که در حال حاضر خواستار بررسی هستند، به ویژه با دعوی CME Group علیه برنامههای گستردهتر مقامات تبدیل میشود.
آزمون واقعی این است که آیا آثار عمومی بعدی رویهای و خاص هستند، نه تبلیغاتی. یک چارچوب نظارتی تعریفشده به علاوه کاهشهای تحریمی افشا شده، این را به یک مشکل مهندسی انطباق قابل حل تبدیل میکند و در غیاب آن، جریانهای مرتبط با لازاروس به عنوان سادهترین استدلال ادامه خواهند داد که داستان داخلیسازی جلوتر از کنترلها است.